کد مطلب:185 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:239

روزه
وجوب روزه



مسأله 1314ـ در هر سال واجب است همه افراد مكلّف يك ماه مبارك رمضان را به شرحي كه در مسائل آينده گفته مي شود روزه بدارند.



مسأله 1315ـ روزه آن است كه انسان براي اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چيزهايي كه روزه را باطل مي كند و شرح آن در مسائل بعد مي آيد خودداري كند.







نــيّـت



مسأله 1316ـ روزه از عبادات است و لازم است با نيّت به جا آورده شود، در موقع نيّت لازم نيست به زبان بگويد، يا از قلب خود بگذراند همين اندازه كه در نظرش اين باشد كه براي اطاعت فرمان خدا از اذان صبح تا مغرب كارهايي كه روزه را باطل مي كند ترك نمايد كافي است.



مسأله 1317ـ بايد احتياطاً كمي قبل از اذان صبح و كمي هم بعد از مغرب، از انجام اين كارها خودداري كند تا يقين حاصل كند كه تمام اين مدّت را روزه داشته است.



مسأله 1318ـ كافي است كه در هر شب از ماه مبارك رمضان براي روزه فردا نيّت كند، ولي بهتر است كه در شب اوّل ماه، علاوه براين، نيّت روزه همه ماه را نيز بنمايد.









[248]



مسأله 1319ـ نيّت وقت معيّني ندارد، بلكه هر موقعي تا قبل از اذان صبح نيّت كند كافي است و همين كه براي خوردن سحري برمي خيزد و اگر از او سؤال شود منظورت چيست؟ بگويد: «قصد روزه دارم» كافي است.



مسأله 1320ـ وقت نيّت براي روزه مستحبّي در تمام روز نيز ادامه دارد حتّي اگر مختصري به مغرب باقي مانده باشد و تا آن موقع كارهايي كه روزه را باطل مي كند انجام نداده است مي تواند نيّت روزه مستحبّي كند و روزه او صحيح است.



مسأله 1321ـ اگر در ماه رمضان نيّت را فراموش كند چنانچه تا قبل از اذان ظهر يادش بيايد و فوراً نيّت كند و كاري كه روزه را باطل مي كند انجام نداده باشد روزه اش صحيح است، امّا اگر بعد از ظهر نيّت كند صحيح نيست.



مسأله 1322ـ هرگاه كسي بخواهد روزه اي غير از روزه ماه رمضان به جا آورد بايد آن را معيّن كند، مثلاً نيّت كند روزه قضا مي گيرم، يا روزه نذر به جا مي آورم ولي در ماه مبارك رمضان همين اندازه كه نيّت كند فردا را روزه مي گيرم كافي است، بلكه اگر نداند ماه رمضان است يا بداند و فراموش كند و روزه ديگري را قصد كند روزه ماه رمضان حساب مي شود، ولي اگر عمداً در ماه مبارك رمضان نيّت روزه غير ماه رمضان را كند (در حالي كه مي داند در ماه رمضان روزه غير ماه رمضان صحيح نيست) روزه او باطل است، يعني نه از رمضان حساب مي شود و نه از غير آن.



مسأله 1323ـ لازم نيست در موقع نيّت، معيّن كند كه روز اوّل ماه است يا دوم يا غير آن، حتّي اگر روزي را تعيين كند مثلاً بگويد به نيّت روز دوم ماه روزه مي گيرم بعد معلوم شود سوم بوده، روزه او صحيح است.



مسأله 1324ـ اگر پيش از اذان صبح نيّت روزه كند و بعد بيهوش يا مست شود و در بين روز به هوش آيد در حالي كه هيچ كار خلافي به جا نياورده، احتياط واجب آن است روزه آن روز را تمام كند و قضاي آن را هم به جا آورد.



مسأله 1325ـ اگر نداند يا فراموش كند ماه رمضان است و روزه نگيرد و بعد از ظهر ملتفت شود و يا قبل از ظهر در حالي كه افطار كرده باشد، بايد به احترام ماه رمضان









[249]



تا مغرب كارهايي كه روزه را باطل مي كند ترك نمايد و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا كند.



مسأله 1326ـ اگر كودكي پيش از اذان صبح بالغ شود بايد روزه بگيرد و اگر بعد از اذان بالغ شود و كاري كه روزه را باطل كند انجام نداده باشد احتياط واجب آن است كه روزه را بگيرد و بعد هم قضا كند.



مسأله 1327ـكسي كه روزه قضاي ماه رمضان يا روزه واجب ديگري بر ذمّه دارد جايز نيست روزه مستحبّي بگيرد و اگر فراموش كند و روزه مستحبّي بگيرد چنانچه قبل از ظهر يادش بيايد مي تواند نيّت خود را به روزه واجب برگرداند، ولي اگر بعد از ظهر باشد روزه او باطل است.



مسأله 1328ـ كسي كه براي روزه شخص مرده اي اجير شده مي تواند روزه مستحبّي براي خودش بگيرد.



مسأله 1329ـ اگر غير از روزه ماه مبارك روزه ديگري بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر كرده كه روز معيّني را روزه بگيرد، چنانچه عمداً تا اذان صبح نيّت نكند روزه اش باطل است، ولي اگر يادش برود و پيش از ظهر يادش بيايد مي تواند نيّت كند.



مسأله 1330ـ هرگاه روزه واجب غير معيّن بر ذمّه دارد (مانند روزه قضاي ماه رمضان يا روزه كفّاره) وقت نيّت آن تا ظهر باقي است، يعني چنانچه چيزي كه روزه را باطل مي كند انجام نداده باشد وقبل از ظهر نيّت كند روزه او صحيح است.



مسأله 1331ـ هرگاه كافري در ماه رمضان پيش از ظهر مسلمان شود چنانچه تا آن وقت كاري كه روزه را باطل مي كند انجام نداده، بنابر احتياط واجب روزه بگيرد و قضا هم ندارد، همچنين اگر مريض پيش از ظهر خوب شود و كاري كه روزه را باطل مي كند انجام نداده باشد بايد نيّت روزه كند و احتياطاً قضا هم نمايد، ولي اگر بعد از ظهر خوب شود روزه آن روز واجب نيست فقط بايد قضاي آن را به جا آورد.



مسأله 1332ـ يوم الشّك يعني روزي كه انسان شك دارد آخر ماه شعبان است يا اوّل ماه رمضان، روزه آن واجب نيست و اگر بخواهد روزه بگيرد بايد نيّت ماه شعبان









[250]



كند، يا اگر روزه قضا به ذمه دارد نيّت قضا كند و چنانچه بعداً معلوم شود ماه رمضان بوده از رمضان حساب مي شود، ولي اگر در اثناء روز بفهمد بايد فوراً نيّت خود را به روزه ماه رمضان برگرداند.



مسأله 1333ـ هرگاه در ماه رمضان يا هر روزه واجب معيّن ديگر، از نيّت روزه برگردد، يا مردّد شود كه روزه بگيرد يا نه، روزه اش باطل مي شود، همچنين اگر نيّت كند چيزي كه روزه را باطل مي كند به جا آورد، مثلاً تصميم بر خوردن غذا بگيرد، روزه اش باطل مي شود، هرچند اصلاً غذا هم نخورد، مگر اين كه در آن حال توجّه نداشته باشد كه فلان عمل روزه را باطل مي كند.



مسأله 1334ـ در روزه مستحب و روزه واجبي كه وقت آن معيّن نيست (مانند روزه قضا) اگر قصد كند يكي از مبطلات روزه را انجام دهد يا مردّد شود كه به جا آورد يا نه، چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيّت كند روزه اش صحيح است.







كارهايي كه روزه را باطل مي كند



مسأله 1335ـ كارهايي كه روزه را باطل مي كند بنابر احتياط نُه چيز است:



1ـ خوردن و آشاميدن، 2ـ جماع، 3ـ استمناء، 4ـ دروغ بستن به خدا و پيغمبر(صلي الله عليه وآله)و ائمّه(عليهم السلام)، 5ـ رساندن غبار غليظ به حلق، 6ـ فرو بردن سر در آب، 7ـ باقي ماندن بر جنابت يا حيض يا نفاس تا اذان صبح، 8ـ اماله كردن با مايعات، 9ـ قي كردن عمدي.







احكام كارهايي كه روزه را باطل مي كند







1ـ خوردن و آشاميدن



مسأله 1336ـ خوردن و آشاميدن از روي عمد روزه را باطل مي كند، خواه از چيزهاي معمولي باشد مانند نان و آب و يا غير معمولي مانند برگ درختان، كم باشد









[251]



يا زياد، حتّي اگر مسواك را از دهان بيرون آورده، دوباره داخل دهان كند و رطوبت آن را فرو برد روزه اش باطل مي شود، مگر آن كه رطوبت مسواك كم باشد و در آب دهان از بين برود.



مسأله 1337ـ اگر هنگامي كه مشغول خوردن غذا يا نوشيدن آب است بفهمد صبح شده، بايد آنچه را در دهان است بيرون آورد و اگر عمداً فرو برد روزه اش باطل است و كفّاره نيز دارد.



مسأله 1338ـ خوردن و آشاميدن از روي سهو و فراموشي روزه را باطل نمي كند.



مسأله 1339ـ احتياط واجب آن است كه روزه دار از تزريق آمپولهاو سرمهايي كه به جاي غذا يا دوا به كار مي رود خود داري كند، ولي تزريق آمپول هايي كه عضو را بي حس مي كند اشكال ندارد.



مسأله 1340ـ كسي كه مي خواهد روزه بگيرد بهتر است پيش از اذان صبح دندانهايش را بشويد و خلال كند و اگر بداند غذايي كه لاي دندان مانده در روز فرو مي رود احتياط واجب آن است كه قبلاً آن را بشويد و خلال كند و اگر نكند و غذا فرو رود روزه را تمام كند و بعد قضا نمايد.



مسأله 1341ـ فرو بردن آب دهان، هر چند به واسطه خيال كردن ترشي و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمي كند، و فرو بردن اخلاط سر و سينه تا به فضاي دهان نرسيده اشكال ندارد، امّا اگر داخل فضاي دهان شود احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.



مسأله 1342ـ جويدن غذا براي بچّه و همچنين چشيدن غذا و مانند آن و شست و شوي دهان با آب يا داروها اگر چيزي از آن فرو نرود روزه را باطل نمي كند و اگر بدون اراده به حلق برسد اشكالي ندارد، ولي اگر از اوّل بداند بي اختيار به حلق مي رسد روزه اش باطل است و قضا و كفّاره دارد.



مسأله 1343ـ اگر روزه دار به اندازه اي تشنه شود كه طاقت تحمّل آن را ندارد و يا ترس بيماري و تلف داشته باشد، مي تواند به اندازه ضرورت آب بنوشد، ولي روزه او









[252]



باطل مي شود و اگر ماه رمضان باشد بايد بقيّه روز را امساك كند.



مسأله 1344ـ انسان نمي تواند به خاطر ضعف، روزه را بخورد، ولي اگر بقدري ضعف پيدا كند كه تحمّل آن بسيار مشكل شود، مي تواند روزه را بخورد و همچنين اگر خوف بيماري داشته باشد.







2ـ جماع



مسأله 1345ـ «جماع» (نزديكي با زن) روزه هر دو طرف را باطل مي كند، هرچند فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد و اگر كمتر از آن باشد و مني هم بيرون نيايد باطل نمي شود و هرگاه شك كند كه اين مقدار داخل شده يا نه روزه اش صحيح است.



مسأله 1346ـ هرگاه از روي فراموشي جماع كند و يا از روي اجبار بطوري كه هيچ اختياري نداشته باشد، روزه باطل نمي شود، ولي چنانچه در بين جماع يادش بيايد، يا اجبار برطرف شود، بايد فورا ترك كند و الاّ روزه او باطل است.







3ـ استمناء



مسأله 1347ـ اگر روزه دار با خود كاري كند كه مني از او بيرون آيد روزه اش باطل مي شود، امّا اگر بي اختيار در حال خواب يا بيداري بيرون آيد، روزه باطل نمي شود.



مسأله 1348ـ هرگاه روزه دار مي داند كه اگر در روز بخوابد محتلم مي شود، يعني در خواب مني از او بيرون مي آيد، جايز است بخوابد و چنانچه محتلم شود براي روزه او اشكالي ندارد.



مسأله 1349ـ هرگاه روزه دار در حال بيرون آمدن مني از خواب بيدار شود واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيري كند.



مسأله 1350ـ شخص روزه داري كه محتلم شده مي تواند بول و استبراء از بول كند









[253]



هر چند مي داند بهواسطه آن باقيمانده مني از مجرا بيرون مي آيد، حتّي اگر غسل كرده باشد اين كار براي روزه اش ضرري ندارد هر چند با خارج شدن باقيمانده مني از مجرا بايد مجدّداً غسل كند.



مسأله 1351ـ روزه داري كه محتلم شده اگر بداند مني در مجرا باقي مانده و در صورتي كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل مني بيرون مي آيد بهتر است قبلاً بول كند ولي واجب نيست.



مسأله 1352ـ اگر روزه دار به قصد بيرون آمدن مني استمناء كند روزه اش باطل مي شود هر چند مني از او بيرون نيايد.



مسأله 1353ـ اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن مني مثلاً با همسر خود بازي و شوخي كند در صورتي كه عادت نداشته باشد كه به اين مقدار بازي و شوخي مني از او خارج شود روزه اش صحيح است، ولي اگر اتّفاقاً مني بيرون آيد روزه اش اشكال دارد، مگر اين كه قبلاً مطمئن بوده كه مني از او خارج نمي شود.







4ـ دروغ بستن به خدا و پيامبر(صلي الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام)



مسأله 1354ـ هرگاه روزه دار دروغي به خدا و پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و جانشينان معصوم او(عليهم السلام) نسبت دهد خواه با گفتن باشد، يا نوشتن، يا اشاره و مانند آن، بنابراحتياط واجب روزه اش باطل مي شود، هر چند بلافاصله توبه كند. دروغ بستن به ساير انبيا و فاطمه زهرا(عليها السلام) نيز همين حكم را دارد.



مسأله 1355ـ هرگاه بخواهد خبري را نقل كند كه از راست يا دروغ بودن آن اطّلاعي ندارد، بايد از كسي كه آن خبر را گفته، يا از كتابي كه در آن نوشته شده نقل نمايد، مثلاً بگويد: فلان راوي چنين مي گويد و يا در فلان كتاب چنان نوشته شده است كه پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود...



مسأله 1356ـ اگر چيزي را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر(صلي الله عليه وآله)نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده روزه اش صحيح است، ولي بعكس اگر چيزي را









[254]



دروغ مي دانست و به خدا و پيغمبر نسبت داد و بعداً معلوم شد صحيح بوده، روزه اش اشكال دارد.



مسأله 1357ـ اگر دروغي را كه ديگري ساخته عمداً به خدا و پيغمبر نسبت دهد روزه اش اشكال دارد.



مسأله 1358ـ اگر از شخص روزه دار سؤال كنند كه آيا پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) چنين مطلبي را فرموده، و او عمداً بگويد: آري، در حالي كه پيغمبر(صلي الله عليه وآله) نگفته باشد، يا بگويد: نه، درحالي كه پيغمبر(صلي الله عليه وآله) گفته باشد، روزه اش اشكال دارد.



مسأله 1359ـ اگر در نقل احكام شرعيّه عمداً دروغ گويد، مثلاً واجبي را غير واجب و حرامي را حلال ذكر كند، اگر منظورش نسبت دادن آن حكم به خدا يا پيغمبر(صلي الله عليه وآله)باشد، روزه اش اشكال دارد و اگر قصدش نسبت دادن فتوا به مجتهد است كار حرامي كرده، امّا روزه اش باطل نمي شود و كسي كه بدون اطّلاع، حكم مشكوكي را نقل مي كند، نيز همين حكم را دارد.







5ـ رساندن غبار غليظ به حلق



مسأله 1360ـ رساندن غبار غليظ به حلق هرگاه در حلق تبديل به گِل شود و فرو رود روزه را باطل مي كند، در غير اين صورت روزه صحيح است، خواه غبار چيزي باشد كه خوردن آن حلال است مانند آرد، يا غبار چيزي كه خوردن آن حرام است.



مسأله 1361ـ هرگاه به واسطه باد يا جارو كردن زمين، غبار غليظي برخيزد و بر اثر عدم مواظبت به حلق برسد، روزه اش باطل مي شود (همانطور كه در مسأله قبل آمد)



مسأله 1362ـ احتياط واجب آن است كه روزه دار از كشيدن سيگار و تنباكو و ساير دخانيات پرهيز كند و بخار غليظ نيز به حلق نرساند، ولي رفتن به حمّام اشكال ندارد، هرچند فضاي حمّام را بخار گرفته باشد.



مسأله 1363ـ اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بي اختيار و بدون اراده، غبار و مانند آن به حلق او رسد، روزه اش باطل نمي شود.









[255]



مسأله 1364ـ درجايي كه احتمال مي دهدغبار يا دود به حلق برسدبايد احتياط كند، ولي اگر يقين يا گمان داشته باشد به حلق نمي رسد روزه اش صحيح است.







6ـ فرو بردن سر در آب (ارتماس)



مسأله 1365ـ روزه دار بنابر احتياط واجب تمام سر را عمداً در آب فرونبرد، حتّي اگر بقيّه بدن بيرون ازآب باشد، امّا اگر تمام بدن و قسمتي از سر زير آب برود ولي مقداري از سر بيرون باشد روزه باطل نمي شود، فرو بردن سر در مايعاتي مانند گلاب و آبهاي مضاف ديگر حكم آب مطلق را دارد.



مسأله 1366ـ اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر را دفعه ديگر، در آب فرو برد، روزه اش صحيح است، ولي اگر تمام سر را زير آب ببرد امّا مقداري از موها بيرون بماند روزه اش اشكال دارد.



مسأله 1367ـ كسي كه براي نجات غريق مجبور است سر را در آب فرو ببرد روزه اش اشكال دارد، ولي به عنوان نجات جان مسلماني اين كار واجب است و بعداً قضا كند.



مسأله 1368ـ غوّاصان اگر سر خود را در كلاهك پنهان كنند و با آن زير آب روند روزه آنها صحيح است.



مسأله 1369ـ اگر روزه دار بي اختيار در آب بيفتد، يا او را در آب بيندازند و سر او زير آب رود، يا فراموش كند كه روزه است سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمي شود، ولي اگر يادش بيايد بنابر احتياط واجب بايد فوراً سر را از آب بيرون آورد.



مسأله 1370ـ اگر فراموش كند كه روزه است و به نيّت غسل سر را زير آب كند روزه و غسل او هر دو صحيح است، ولي اگر بداند روزه واجب معيّن است و عمداً چنين كند بنابر احتياط واجب هم روزه را بايد قضا كند و هم غسل را دوباره انجام دهد.







7ـ باقي ماندن بر جنابت تا اذان صبح



مسأله 1371ـ اگر شخص جنب عمداً تا صبح غسل نكند بنابر احتياط واجب









[256]



روزه اش باطل است ولي اگر توانايي برغسل ندارد يا وقت تنگ است تيمّم نمايد، امّا اگر از روي عمد نباشد روزه اش صحيح است و زني كه از حيض يا نفاس پاك شده و تا اذان صبح غسل نكرده در حكم كسي است كه باقي بر جنابت مانده است.



مسأله 1372ـ باطل شدن روزه به خاطر بقاء بر جنابت مخصوص روزه ماه رمضان و قضاي آن است و در روزه هاي ديگر موجب بطلان نمي شود.



مسأله 1373ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك يا چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزي را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد، مثلاً اگر نمي داند سه روز جنب بوده يا چهارروز، بايد سه روز را قضا كند و قضاي روز چهارم احتياط مستحبّ است.



مسأله 1374ـ كسي كه در شب ماه رمضان وقت براي غسل و تيمّم ندارد اگر خود را جنب كند روزه اش اشكال دارد و احتياطاً قضا و كفّاره به جا آورد، همچنين اگر براي غسل وقت ندارد و فقط براي تيمّم وقت دارد.



مسأله 1375ـ اگر گمان كند به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده و تيمّم كند روزه اش صحيح است.



مسأله 1376ـ كسي كه در شب ماه رمضان جنب است و مي داند اگر بخوابد تا صبح بيدار نمي شود نبايد بخوابد و چنانچه بخوابد و بيدار نشود روزه اش اشكال دارد و بنابر احتياط واجب بايد قضا و كفّاره به جا آورد، امّا اگر احتمال دهد كه بيدار مي شود، مي تواند بخوابد، و احتياط اين است كه در دفعه دوم كه بيدار شد نخوابد تا غسل كند.



مسأله 1377ـ كسي كه در شب ماه رمضان جنب است و مي داند يا احتمال مي دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مي شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان بيدار نشود روزه اش صحيح است، ولي اگر تصميم بر غسل نداشته باشد يا مردّد باشد كه غسل بكند يا نه، در اين صورت اگر بيدار نشود روزه اش اشكال دارد.









[257]



مسأله 1378ـ هرگاه چنين كسي بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح براي غسل كردن بيدار مي شود چنانچه بخوابد و بيدار نشود احتياطاً بايد روزه آن روز را قضا كند، هم چنين است اگر براي دفعه سوم بخوابد و بيدار نشود، ولي در هيچ يك از اينها كفّاره بر او واجب نمي شود.



مسأله 1379ـ خوابي كه در آن محتلم شده خواب اوّل حساب نمي شود ولي اگر از آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد خواب اوّل حساب مي شود.



مسأله 1380ـ هرگاه روزه دار در روز محتلم شود بهتر است فوراً غسل كند امّا اگر نكند براي روزه اش اشكالي ندارد.



مسأله 1381ـ هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده روزه اش صحيح است، خواه بداند پيش از اذان محتلم شده، يا بعد از آن و يا شك داشته باشد.



مسأله 1382ـ كسي كه مي خواهد قضاي روزه ماه رمضان را بگيرد اگر بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان صبح محتلم شده، اگر وقت قضاي روزه تنگ نيست بنابر احتياط واجب روز ديگري را روزه بگيرد، اگر وقت قضاي روزه تنگ است مثلاً پنج روز قضا به ذمّه دارد پنج روز هم بيشتر به ماه رمضان باقي نمانده، همان روز را روزه بگيرد و روزه اش صحيح است.



مسأله 1383ـ اگر در ماه مبارك رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براي غسل وقت ندارد تيمّم كند و روزه اش صحيح است، امّا اگر براي هيچ كدام از غسل و تيمّم وقت ندارد بايد بعداً غسل كند و روزه او نيز صحيح است.



مسأله 1384ـ اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود نمي تواند روزه بگيرد، همچنين اگر در اثناء روز خون حيض يا نفاس ببيند اگر چه نزديك مغرب باشد.



مسأله 1385ـ اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و در غسل كردن كوتاهي كند، بنابراحتياط واجب روزه اش باطل است، ولي چنانچه كوتاهي









[258]



نكند، مثلاً منتظر باشد كه حمّام باز شود يا آب حمّام گرم شود و تا اذان غسل نكند در صورتي كه تيمّم كرده باشد روزه او صحيح است.



مسأله 1386ـ زني كه در حال استحاضه است بايد غسل خود را به تفصيلي كه در احكام استحاضه گفته شد به جا آورد و روزه او صحيح است.



مسأله 1387ـ كسي كه مسّ ميّت كرده و غسل مسّ ميّت بر او واجب شده، مي تواند بدون غسل مسّ ميّت روزه بگيرد و اگر در حال روزه هم مسّ ميّت كند روزه اش باطل نمي شود، ولي براي نماز بايد غسل كند.







8ـ اماله كردن با مايعات



مسأله 1388ـ تنقيه (اماله كردن) با مايعات روزه را باطل مي كند هر چند براي معالجه بيماري و از روي ناچاري باشد، ولي استعمال شيافها براي معالجه اشكال ندارد و احتياط واجب آن است كه از استعمال شيافهايي كه براي تغذيه است خودداري شود.







9ـ قي كردن



مسأله 1389ـ قي كردن از روي عمد روزه را باطل مي كند، هرچند براي نجات از مسموميّت و درمان بيماري و مانند آن باشد، ولي قي كردن بدون اختيار يا از روي سهو روزه را باطل نمي كند.



مسأله 1390ـ اگر در شب چيزي بخورد كه مي داند در روز بي اختيار قي مي كند روزه باطل نمي شود، ولي احتياط مستحب اين است كه چنين كاري نكند و اگر كرد، روزه را قضا نمايد.



مسأله 1391ـ واجب نيست روزه دار با فشار آوردن به خود از قي كردن خودداري









[259]



كند، ولي اگر ضرر و مشقّتي نداشته باشد بهتر است جلوگيري كند.



مسأله 1392ـ اگر خرده هاي غذا يا حشره اي مانند مگس بي اختيار در گلوي روزه دار برود چنانچه بقدري پايين برود كه نمي توان آن را بيرون آورد روزه اش صحيح است و اگر بتواند آن را بيرون آورد بايد چنين كند و بيرون آوردنش ضرري براي روزه ندارد، بلكه اگر در اين حال فرو برد روزه اش باطل است.



مسأله 1393ـ هرگاه يقين دارد كه به واسطه آروغ زدن چيزي از گلو بيرون مي آيد كه به آن قي كردن مي گويند نبايد عمداً آروغ بزند، ولي اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد و هر گاه بر اثر آروغ زدن بدون اختيار چيزي در گلو يا دهانش بيايد بايد آن را بيرون بريزد و اگر عمداً فرو ببرد روزه اش باطل است، ولي اگر بي اختيار فرو رود اشكالي ندارد.



مسأله 1394ـ هرگاه يكي از امور نه گانه اي كه قبلاً گفته شد سهواً يا بدون اختيار به جا آورد روزه اش صحيح است، ولي جنب اگر بخوابد و تا اذان صبح غسل نكند روزه اش به شرحي كه قبلاً گفته شد اشكال دارد.



مسأله 1395ـ اگر روزه دار سهواً يكي از كارهايي كه روزه را باطل مي كند انجام دهد و بعد به گمان اين كه روزه اش باطل شده دوباره يكي از آنها را عمداً به جا آورد روزه اش باطل نمي شود، ولي احتياط مستحب قضاي آن است.



مسأله 1396ـ اگر چيزي را به زور در گلوي روزه دار بريزند، يا سر او را در آب فرو برند، روزه اش باطل نمي شود، ولي اگر مجبورش كنند كه خودش افطار كند، مثلاً به او بگويند اگر غذا نخوري ضرر جاني يا مالي به تو مي زنيم و او براي جلوگيري از ضرر، غذا بخورد روزه اش باطل مي شود.



مسأله 1397ـ احتياط واجب آن است كه روزه دار به جايي نرود كه مي داند چيزي در گلويش مي ريزند يا مجبورش مي كنند كه روزه را افطار كند، امّا اگر قصد رفتن كند و نرود يا بعد از رفتن چيزي به خوردش ندهند روزه اش صحيح است.









[260]



كارهايي كه براي روزه دار مكروه است



مسأله 1398ـ چند كار براي روزه دار مكروه است از جمله:



1ـ ريختن دوا در چشم



2ـ سرمه كشيدن در صورتي كه مزه يا بوي آن به حلق برسد.



3ـ انجام كارهايي كه باعث ضعف مي شود، مانند خون گرفتن و حمّام رفتن.



4ـ انفيه كشيدن اگر نداند به حلق مي رسد، ولي اگر بداند به حلق مي رسد جايز نيست.



5ـ بو كردن گياههاي معطّر



6ـ نشستن زن در آب، بنابر احتياط



7ـ استعمال شياف بنابر احتياط



8ـ تر كردن لباس بر بدن



9ـ كشيدن دندان و هر كاري كه سبب خون آمدن از دهان و موجب ضعف شود.



10ـ مسواك كردن با چوب تازه



11ـ بوسيدن همسر بدون قصد بيرون آمدن مني و هر كاري كه شهوت را به حركت در آورد، امّا اگر به قصد بيرون آمدن مني باشد روزه او باطل مي شود.







مواردي كه قضا و كفّاره واجب است



مسأله 1399ـ كارهايي كه روزه را باطل مي كند اگر عمداً و با علم و اطّلاع انجام دهد، علاوه بر اين كه روزه او باطل مي شود و قضا دارد، كفّاره نيز دارد; ولي اگر به خاطر ندانستن مسأله باشد كفّاره ندارد، ولي احتياط آن است كه قضا كند. همچنين هرگاه انسان شك دارد مغرب شده يا نه.

مسأله 1400ـ هرگاه به واسطه بي اطّلاعي و ندانستن مسأله، كاري را انجام دهد كه مي داند حرام است، ولي نمي دانسته است كه روزه را باطل مي كند بنابر احتياط كفّاره بر او واجب است.







كفّاره روزه



مسأله 1401ـ كفّاره روزه يكي از سه چيز است: آزاد كردن يك بنده، يا دو ماه روزه گرفتن، يا شصت فقير را سير كردن (و اگر به هر كدام يك «مُد» كه تقريباً 750 گرم است گندم يا جو يا مانند آنها بدهد كافي است). و در زمان ما كه بنده آزاد كردن موضوع ندارد در ميان دو چيز ديگر مخيّر است و به جاي گندم مي تواند مقدار ناني بدهد كه گندم آن به اندازه يك «مُد» است.



مسأله 1402ـ هرگاه هيچ يك از اين سه كار ممكن نشود هر چند «مُد» كه مي تواند به فقرا اطعام كند و اگر نتواند بايد 18 روز روزه بگيرد و اگر نتواند هر چند روز كه مي تواند به جا آورد و اگر نتواند استغفار كند و همين اندازه كه در قلب بگويد: «استغفراللّه» كافي است و واجب نيست بعداً كه قدرت پيدا كرد كفّاره رابدهد.







احكام كفّاره روزه



مسأله 1403ـ كسي كه شصت روزه را براي كفّاره انتخاب كرده، احتياط واجب آن است كه 31 روز آن را پي در پي به جا آورد، ولي در 18 روز كه در بالا گفته شد پي در پي به جا آوردن لازم نيست.



مسأله 1404ـ در جايي كه بايد پي در پي روزه بگيرد اگر در وسط يك روز را عمداً روزه نگيرد بايد همه را از نو به جا آورد، ولي اگر مانعي پيش آيد مانند عادت ماهانه و نفاس و سفري كه ناچار از انجام آن است مي تواند بعد از رفع مانع ادامه دهد و









[262]



لازم نيست از سر بگيرد.



مسأله 1405ـ اگر روزه دار به چيز حرامي روزه خود را باطل كند، بنابر احتياط واجب بايد كفّاره جمع بدهد، يعني هم يك بنده آزاد كند و هم دو ماه روزه بگيرد و هم شصت فقير را سير كند (يا به هر كدام از آنها يك مد طعام كه تقريبا 750 گرم است بدهد) و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد هر كدام كه ممكن است بايد انجام دهد (خواه آن چيز حرام، مانند شراب و زنا باشد يا مانند نزديكي كردن با همسر خود در عادت ماهانه).



مسأله 1406ـ هرگاه روزه دار نسبت دروغ به خدا و پيغمبر(صلي الله عليه وآله) دهد يك كفّاره كافي است و كفّاره جمع لازم نيست.



مسأله 1407ـ اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند يك كفّاره بر او واجب است و در صورتي كه جماع او حرام باشد يك كفّاره جمع و همچنين اگر در يك روز چند مرتبه كارهاي ديگري كه روزه را باطل مي كند انجام دهد.



مسأله 1408ـ اگر روزه دار روزه خود را به چيز حلالي باطل كند، بعد كار حرامي كه روزه را باطل مي كند انجام دهد احتياط واجب آن است براي هر كدام يك كفّاره بدهد.



مسأله 1409ـ هرگاه روزه دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد نبايد آن را فرو ببرد، و الاّ روزه او باطل مي شود و قضا و كفّاره دارد، ولي كفّاره جمع لازم نيست.



مسأله 1410ـ اگر نذر كند كه روز معيّني را براي خدا روزه بگيرد چنانچه عمداً روزه نگيرد يا روزه خود را باطل كند بايد كفّاره بدهد (و كفّاره آن مانند كفّاره ماه رمضان است).



مسأله 1411ـ هرگاه به گفته كسي كه سخنش قابل اعتماد نيست و مي گويد مغرب شده افطار كند، بعد بفهمد مغرب نبوده، قضا و كفّاره بر او واجب است.



مسأله 1412ـ هرگاه روزه خود را عمداً باطل كند، بعد به مسافرت برود، كفّاره از او ساقط نمي شود، ولي اگر عمداً روزه خود را باطل كند بعد عذري مانند حيض يا









[263]



نفاس يا بيماري براي او پيدا شود كفّاره بر او واجب نيست.



مسأله 1413ـ هرگاه يقين كند كه آن روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده، كفّاره بر او واجب نيست.



مسأله 1414ـ همچنين اگر شك كند آخر رمضان است يا اوّل شوال و عمداً روزه را باطل كند بعد معلوم شود روز عيد بوده كفّاره ندارد.



مسأله 1415ـ هرگاه روزه دار در ماه رمضان با همسر خود كه روزه دار است جماع كند چنانچه او را مجبور كرده باشد بايد كفّاره روزه خود و زنش را هر دو بدهد و اگر او به جماع راضي بوده، بر هر كدام يك كفّاره واجب مي شود، ولي اگر اجبار به مفطرات ديگر كند گناه كرده، امّا كفّاره بر هيچ كدام واجب نيست، امّا آن كسي كه روزه اش را خورده بايد قضا كند.



مسأله 1416ـ هرگاه زن روزه دار شوهر روزه دار خود را مجبور به جماع نمايد فقط يك كفّاره بر او واجب است و لازم نيست كفّاره شوهر را بدهد.



مسأله 1417ـ هرگاه زن در آغاز، مجبور بوده و در اثناء راضي شده احتياط واجب آن است كه مرد دو كفّاره بدهد و بر زن چيزي جز قضا لازم نيست.



مسأله 1418ـ هرگاه كسي به واسطه مسافرت يا بيماري روزه نگيرد نمي تواند همسر خود را مجبور به جماع نمايد و اگر او را مجبور كند گناه كرده، ولي لازم نيست كفّاره او را هم بدهد.



مسأله 1419ـ به جا آوردن كفّاره واجب فوري نيست ولي نبايد طوري باشد كه بگويند كوتاهي مي كند.



مسأله 1420ـ اگر چند سال بگذرد و كفّاره را به جا نياورد چيزي بر آن اضافه نمي شود.



مسأله 1421ـ كسي كه براي كفّاره روزه، اطعام شصت فقير را انتخاب كرده بايد به هر كدام يك مد طعام (تقريبا 750 گرم) بدهد و نمي تواند چند مد را به يك نفر بدهد، مگر اين كه دسترسي به شصت فقير پيدانكند، ولي اگر اطمينان داشته باشد









[264]



كه فقير طعام را به عيالات خود مي دهد و با آنها مي خورد، مي تواند براي هر يك از عيالات او، هر چند صغير باشند، يك مد به آن فقير بدهد.



مسأله 1422ـ كسي كه قضاي روزه ماه رمضان را گرفته جايز نيست بعد از ظهر روزه را باطل كند و اگر عمداً چنين كاري كند بايد به ده نفر فقير هر كدام يك مد طعام بدهد و اگر نمي تواند بايد سه روز پي در پي روزه بگيرد.







مواردي كه فقط قضا لازم است



مسأله 1423ـ در چند صورت فقط قضاي روزه لازم است و كفّاره واجب نيست:



1ـ در صورتي كه در شب ماه رمضان جُنُب باشد و بخوابد و بيدار شود و براي بار دوم يا سوم بخوابد و بيدار نشود، در اين صورت احتياط واجب قضاي روزه است. امّا اگر در خواب اوّل بيدار نشود، قضا ندارد و روزه اش صحيح است.



2ـ هرگاه كاري كه روزه را باطل مي كند انجام ندهد، ولي نيّت روزه نكرده باشد يا قصد كند كه روزه خود را بخورد، يا با ريا روزه را باطل نمايد.



3ـ هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با همان حال يك يا چند روز روزه بگيرد بنابراحتياط واجب.



4ـ در ماه رمضان بدون آن كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كاري كه روزه را باطل مي كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، همچنين اگر بعد از تحقيق شك يا گمان كند كه صبح شده است; ولي اگر بعد از تحقيق يقين كند صبح نشده، و چيزي بخورد، بعد معلوم شود كه صبح بوده، قضا واجب نيست.



5ـ هرگاه كسي بگويد صبح نشده و هنوز وقت باقي است و انسان به گفته او كاري كه روزه را باطل مي كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، در اينجا نيز قضا لازم است، ولي اگر بعد از تحقيق يقين كند صبح نشده و چيزي بخورد بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست.









[265]



6ـ كسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند يا خيال كند شوخي مي كند و كاري كه روزه را باطل مي كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده.



7ـ هرگاه شخص عادلي خبر دهد مغرب شده و او افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است.



8ـ هرگاه در هواي صاف به واسطه تاريكي يقين كند مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده.



9ـ هرگاه براي خنك شدن، يا بدون هدف، آب در دهان بگرداند و بي اختيار فرو رود بايد قضا كند، امّا اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد قضا ندارد، همچنين اگر براي وضو آب در دهان كند و بي اختيار فرو رود قضا بر او واجب نيست.



10ـ كسي كه با همسر خود بازي كند بدون اين كه قصد استمناء داشته باشد و مني از او خارج شود، ولي اگر اطمينان داشت كه با اين كار مني خارج نمي شود و تصادفا خارج شد روزه اش صحيح است و قضا ندارد.







مواردي كه قضا واجب نيست



در چند صورت قضاي روزه لازم نيست:



مسأله 1424ـ الف: هرگاه چيز ديگري غيراز مايعات را در دهان ببرد و بي اختيار فرو رود يا آب داخل بيني كند و بي اختيار فرو رود.



ب: در ماه رمضان اگر بعد از تحقيق يقين كند صبح نشده و چيزي بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده است.



ج: اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد.



د: اگر براي وضو آب در دهان كند و بي اختيار فرو رود.



هـ : كسي با همسر خود بازي كند و اطمينان داشته باشد كه با اين كار مني خارج نمي شود و تصادفاً خارج شود.









[266]



و: در صورتي كه در شب ماه رمضان جنب باشد و بخوابد ولي در خواب اوّل بيدار نشود.



مسأله 1425ـ مضمضه كردن زياد براي روزه دار مكروه است و بعد از مضمضه بايد آب خارجي را از دهان بيرون بريزد و بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيندازد و اگر بداند به واسطه مضمضه بي اختيار آب وارد گلويش مي شود نبايد مضمضه كند.



مسأله 1426ـ هرگاه انسان شك دارد مغرب شده يا نه نمي تواند افطار كند و اگر افطار كند هم قضا دارد و هم كفّاره، ولي اگر شك كند كه صبح شده يا نه مي تواند كارهايي كه روزه را باطل مي كند انجام دهد و تحقيق كردن نيز واجب نيست.







احكام روزه قضا



مسأله 1427ـ روزه هايي كه در حال جنون به جا نياورده بعد از عاقل شدن لازم نيست قضا كند، همچنين اگر كافري مسلمان شود قضاي روزه هاي گذشته واجب نيست، امّا اگر مسلماني مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاي دوران مرتد بودن را بايد قضا نمايد.



مسأله 1428ـ هرگاه به واسطه مستي روزه او ترك شده بايد قضا كند، هرچند مادّه مست كننده را از روي اشتباه و يا براي معالجه خورده باشد، بلكه اگر نيّت روزه را قبلاً كرده بعد در حال مستي روزه را تمام كند بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.



مسأله 1429ـ روزه هايي كه به خاطر مسافرت يا بيماري و مانند آن ترك شده بايد قضا كند، امّا اگر نداند تعداد روزه هاي فوت شده چه اندازه بوده، كافي است مقداري كه يقين دارد قضا كند و اضافه بر آن واجب نيست، هرچند احتياط مستحبّ است.



مسأله 1430ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا بر ذمّه دارد قضاي هر كدام را اوّل بگيرد مانعي ندارد، ولي اگر وقت براي قضاي رمضان آخر تنگ شده باشد بايد بنابر احتياط اوّل قضاي رمضان آخر را بگيرد.









[267]



مسأله 1431ـ كسي كه روزه قضاي ماه رمضان را به جا مي آورد مي تواند پيش از ظهر روزه را افطار كند، به شرط اين كه وقت براي قضاي روزه تنگ نباشد، ولي بعد از ظهر جايز نيست، همچنين اگر قضاي روزه غير معيّني (مانند قضاي روزه نذر) را گرفته باشد احتياط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.



مسأله 1432ـ كسي كه به واسطه بيماري يا حيض و نفاس روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از پايان ماه رمضان از دنيا برود لازم نيست روزه هايي را كه نگرفته براي او قضا نمايند.



مسأله 1433ـ هرگاه به واسطه بيماري، روزه ماه رمضان را نگيرد و بيماري او تا ماه رمضان سال بعد طولاني شود، قضاي روزه هايي را كه نگرفته واجب نيست، فقط بايد براي هر روز يك مد (تقريبا 750 گرم) گندم يا جو و مانند آن به فقير بدهد، ولي اگر به واسطه عذر ديگري (مثلاً بخاطر مسافرت) روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند احتياط واجب آن است كه روزه هايي را كه نگرفته بعد از ماه رمضان قضا كند و براي هر روز يك مد طعام به فقير دهد، همچنين اگر ترك روزه بخاطر بيماري بوده، بعد بيماري رفع شده و عذر ديگري مانند مسافرت پيش آمده است.



مسأله 1434ـ هرگاه روزه ماه رمضان را به واسطه عذري نگيرد و تا رمضان آينده عمداً قضاي آن را به جانياورد در حالي كه عذرش برطرف شده، بايد بعداً روزه را قضا كند و براي هر روز يك مد طعام كفّاره بدهد، همچنين اگر در قضاي روزه كوتاهي كند تا وقت تنگ شود و در تنگي وقت عذري پيدا كند، بايد بعداً هم قضا به جا آورد و هم كفّاره دهد، امّا اگر كوتاهي نكرده و اتّفاقاً در تنگي وقت عذري پيدا شده فقط قضا لازم است.



مسأله 1435ـ هرگاه بيماري انسان چند سال طول كشد و بعداً خوب شود اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت باقي است بايد فقط قضاي رمضان آخر را بگيرد و براي هر روز از سالهاي پيش يك مد طعام بدهد.



مسأله 1436ـ هرگاه قضاي روزه ماه رمضان را چند سال به تأخير اندازد بايد قضا را









[268]



به جا آورد و براي هر روز يك مد طعام به فقير دهد و با گذشت سالها كفّاره متعدّد نمي شود.



مسأله 1437ـ لازم نيست كفّاره هر روز را به يك فقير بدهد، بلكه مي تواند كفّاره چندين روز را به يك نفر بدهد و اگر مقداري نان دهد كه گندم آن به اندازه يك مد باشد كافي است، ولي پول آن را نمي تواند بدهد مگر اين كه اطمينان داشته باشد آن را براي خريد نان مصرف مي كند.



مسأله 1438ـ بعد از مرگ پدر بايد پسر بزرگتر قضاي نماز و روزه او را به شرحي كه در مسائل قضاي نماز گفته شد به جا آورد و احتياط اين است كه قضاي نماز و روزه مادر را نيز انجام دهد.



مسأله 1439ـ اگر ولي ميّت نداند كه ميّت قضاي روزه بر ذمّه دارد يا نه، واجب نيست براي او قضا بگيرد و اگر اجمالاً بداند مقداري قضاي روزه بر ذمّه اوست بايد به اندازه اي كه يقين دارد به جا آورد و بيش از آن لازم نيست.







احكام روزه شخص مسافر



مسأله 1440ـ شخص مسافر (با شرايطي كه در مسأله نماز مسافر گفته شد) نبايد روزه بگيرد، و بطور كلّي در هر موردي نماز شكسته است روزه را بايد ترك كرد و در جايي كه نماز را بايد تمام بخواند (مانند كسي كه شغلش مسافرت است و يا در محلّي قصد ماندن ده روز كرده) بايد روزه را بگيرد.



مسأله 1441ـ مسافرت در ماه رمضان حرام نيست، ولي اگر براي فرار از روزه باشد مكروه است.



مسأله 1442ـ هرگاه روزه روز معيّني غير از ماه رمضان بر انسان واجب باشد (مثل اين كه نذر كرده نيمه شعبان را روزه بگيرد) بنابر احتياط واجب نبايد در آن روز مسافرت كند، حتّي اگر در سفر است بايد در جايي قصد توقّف ده روز كند و آن روز









[269]



را روزه بگيرد.



مسأله 1443ـ اگر نذر روزه كند ولي روز آن رامعيّن نسازد نمي تواند آن را در سفر به جا آورد، ولي اگر نذر كند روز معيّني را در سفر روزه بگيرد يا نذر كند روز معيّني را چه مسافر باشد چه نباشد روزه بگيرد، احتياط واجب آن است كه آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگيرد.



مسأله 1444ـ مسافر مي تواند براي گرفتن حاجت، سه روز در مدينه روزه مستحبّي بگيرد (هر چند قصد ده روز نكند) ولي احتياط آن است كه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را اختيار كند.



مسأله 1445ـ كسي كه اصلاً نمي داند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگيرد روزه اش صحيح است، ولي اگر در بين روز مسأله را بفهمد روزه اش باطل مي شود.



مسأله 1446ـ هر گاه فراموش كندمسافر است،يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل است و در اين حال روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد روزه را قضا كند.



مسأله 1447ـ هرگاه روزه دار بعد از ظهر مسافرت نمايد بايد روزه خود را تمام كند، امّا اگر پيش از ظهر مسافرت نمايد روزه اش باطل است، ولي قبل از آن كه به حدّ ترخص برسد نمي تواند روزه را افطار كند و اگر پيش از آن افطار كند كفّاره بر او واجب است (منظور از حدّ ترخص جايي است كه صداي اذان شهر را نشنود، يا به جايي برسد كه از نظر مردم شهر پنهان گردد).



مسأله 1448ـ هرگاه مسافر پيش از ظهر وارد وطن شود، يا به جايي برسد كه قصد ده روز توقّف دارد، چنانچه كاري كه روزه را باطل مي كند انجام نداده باشد بايد روزه بگيرد و اگر انجام داده بايد بعداً قضا كند و مستحبّ است باقيمانده آن روز را امساك نمايد، ولي اگر بعد از ظهر وارد شود نمي تواند روزه بگيرد.



مسأله 1449ـ مسافر و كسي كه از روزه گرفتن معذور است مكروه است در روز ماه رمضان در خوردن و آشاميدن، خود را كاملاً سير كنند، همچنين جماع براي آنها مكروه است.









[270]



كساني كه روزه بر آنها واجب نيست



مسأله 1450ـ مرد و زن پير كه روزه گرفتن براي آنها مشكل است مي توانند روزه را ترك كنند، ولي بايد براي هر روز يك مد (تقريباً 750 گرم) گندم يا جو و مانند اينها به فقير دهند و بهتر آن است به جاي گندم و جو نان را انتخاب كنند و در اين صورت احتياط واجب اين است به اندازه اي باشد كه گندم خالص آن مقدار يك مد شود.



مسأله 1451ـ كساني كه به خاطر پيري روزه نگرفته اند اگر در فصل مناسبي كه هوا ملايم و روزها كوتاه است بتوانند قضاي آن را به جا آورند احتياط آن است كه آن را قضا كنند.



مسأله 1452ـ روزه بر كساني كه مبتلا به بيماري استسقاء هستند، يعني زياد تشنه مي شوند و توانايي روزه گرفتن را ندارند و يا براي آنها بسيار مشكل است واجب نيست، ولي بايد براي هر روز يك مدّ طعام كه در مسأله قبل به آن اشاره شد كفّاره بدهند و بهتر است كه بيش از مقدار ضرورت آب نياشامند و اگر بعداً بتوانند قضا كنند احتياط واجب قضا كردن است.



مسأله 1453ـ زنان بارداري كه وضع حمل آنها نزديك است و روزه براي حمل آنها ضرر دارد روزه گرفتن بر آنها واجب نيست، ولي كفّاره اي را كه در مسأله قبل گفته شد بايد بدهند، امّا اگر روزه براي خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نيست كفّاره هم ندارد، ولي بعداً قضا مي كند.



مسأله 1454ـ زناني كه بچّه شير مي دهند خواه مادر بچّه باشند يا دايه، اگر روزه گرفتن باعث كمي شير آنها و ناراحتي بچّه شود روزه بر آنها واجب نيست، ولي براي هر روز همان كفّاره (يك مدّ طعام) واجب است، بعداً نيز بايد روزه را قضا كنند، امّا اگر روزه براي خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه كفّاره، ولي بايد









[271]



بعداً روزه هايي را كه نگرفته اند قضا نمايند.



مسأله 1455ـ اگر كسي پيدا شود كه بدون اجرت، بچّه را شير دهد يا شخصي پيدا شود كه اجرت دايه را بي منّت بپردازد، در اين صورت روزه گرفتن واجب است.







راه ثابت شدن اوّل ماه



مسأله 1456ـ اوّل ماه از پنج طريق ثابت مي شود:



1ـ ديدن ماه با چشم، امّا ديدن با دوربين و وسايل ديگري از اين قبيل كافي نيست.



2ـ شهادت عدّه اي كه از گفته آنها يقين پيدا شود (هر چند عادل نباشند، همچنين هر چيزي كه مايه يقين گردد).



3ـ شهادت دو مرد عادل، ولي اگر اين دو شاهد صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند، يا نشانه هايي بدهند كه دليل بر اشتباه آنهاست به گفته آنها اوّل ماه ثابت نمي شود.



4ـ گذشتن سي روز تمام از اوّل ماه شعبان كه اوّل ماه رمضان با آن ثابت مي شود، يا گذشتن سي روز تمام از اوّل ماه رمضان كه اوّل ماه شوال ثابت مي شود (البتّه اين در صورتي است كه اوّل ماه قبل مطابق همين طريق ثابت شده باشد).



5ـ حكم حاكم شرع، به اين صورت كه براي مجتهد عادلي اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در اين صورت پيروي از او بر همه لازم است، مگر كسي كه يقين به اشتباه او دارد.



مسأله 1457ـ اوّل ماه به وسيله تقويمها و محاسبات منجّمين ثابت نمي شود، هرچند آنها اهل اطّلاع و دقّت باشند، مگر اين كه از گفته آنها يقين حاصل گردد، همچنين بلند بودن ماه و دير غروب كردن آن دليل بر اين نمي شود كه شب قبل شب اوّل ماه بوده است.









[272]



مسأله 1458ـ اگر در شهري اوّل ماه ثابت شود براي شهرهاي ديگر كه با آن نزديك است كافي است و همچنين شهرهاي دور دستي كه افق آنها باهم متّحد است، همچنين اگر در بلاد شرقي ماه ديده شود براي كساني كه در بلاد غربي نسبت به آنها باشند كافي است (مثل اين كه اوّل ماه در مشهد ثابت شود مسلّماً براي كساني كه در تهران هستند كافي است ولي عكس آن كفايت نمي كند).



مسأله 1459ـ اگر اوّل ماه رمضان ثابت نشود روزه واجب نيست، ولي اگر بعداً ثابت شود كه آن روزي را كه روزه نگرفته اوّل ماه بوده بايد آن را قضا كند.



مسأله 1460ـ روزي را كه انسان شك دارد آخر رمضان است يا اوّل شوّال بايد روزه بگيرد، امّا اگر در اثناء روز ثابت شود كه اوّل شوّال است بايد افطار كند هر چند نزديك مغرب باشد.



مسأله 1461ـ هرگاه شخص زنداني نتواند به ماه رمضان يقين پيدا كند بايد به گمان خود عمل نمايد و آن ماه را كه بيشتر احتمال مي دهد كه ماه رمضان است روزه بگيرد و اگر گمان براي او حاصل نشود هر ماهي را كه روزه بگيرد صحيح است، ولي احتياط واجب آن است كه اگر زندان او ادامه يابد در سال آينده نيز همان ماه را روزه بگيرد.







روزه هاي حرام



مسأله 1462ـ دو روز از سال روزه اش حرام است: عيد فطر (اوّل ماه شوّال) و عيد قربان (دهم ماه ذي الحجّه).



مسأله 1463ـ روزه گرفتن زن (روزه مستحبّي) در صورتي كه حقّ شوهرش از بين برود بدون اجازه او جايز نيست، و اگر حقّ او از بين نرود نيز، بنابر احتياط واجب بايد با اجازه شوهر باشد، همچنين روزه مستحبّي اولاد اگر اسباب اذيّت پدر و مادر شود جايز نيست، ولي اجازه گرفتن از آنها لازم نمي باشد.









[273]



مسأله 1464ـ كسي كه مي داند روزه براي او ضرر دارد بايد روزه را ترك كند و اگر روزه بگيرد صحيح نيست، همچنين اگر يقين ندارد امّا احتمال قابل توجّهي مي دهد كه روزه براي او ضرر دارد، خواه اين احتمال از تجربه شخصي حاصل شده باشد يا از گفته طبيب.



مسأله 1465ـ اگر طبيب بگويد روزه ضرر دارد امّا او با تجربه دريافته است كه ضرر ندارد، بايد روزه بگيرد و در صورت معلوم نبودن ضرر، مي تواند يكي دو روز تجربه كند و بعد طبق دستور بالا عمل نمايد.



مسأله 1466ـ هرگاه عقيده اش اين بود كه روزه براي او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد از مغرب فهميد روزه براي او ضرر داشته، احتياط آن است كه قضاي آن را به جا آورد.



مسأله 1467ـ روزي كه انسان شك دارد كه آخر ماه شعبان است يا اوّل ماه رمضان، اگر مي خواهد روزه بگيرد بايد به قصد آخر شعبان باشد و اگر به نيّت اوّل ماه رمضان روزه بگيرد حرام و باطل است.



مسأله 1468ـ غير از روزه هايي كه گفته شد روزه هاي حرام ديگري نيز هست كه در كتابهاي مفصّل گفته شده است.







روزه هاي مكروه



مسأله 1469ـ روزه روز عاشورا مكروه است، همچنين روزي كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان و روزه ميهمان بدون اجازه ميزبان نيز كراهت دارد.







روزه هاي مستحب



مسأله 1470ـ روزه تمام روزهاي سال، غير از روزه هاي حرام و مكروه كه دربالا گفته









[274]



شد، مستحبّ است، ولي بعضي از روزها تأكيد بيشتري دارد از جمله:



1ـ پنجشنبه اوّل و آخر هر ماه و اوّلين چهارشنبه بعد از روز دهم ماه، حتّي اگر كسي اينها را به جا نياورد مستحبّ است قضا كند.



2ـ سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.



3ـ تمام ماه رجب و شعبان و اگر نتواند قسمتي از آن را روزه بگيرد، هر چند يك روز باشد.



4ـ روز بيست و چهارم ذي الحجّه و بيست و نهم ذي القعده.



5ـ روز اوّل ذي الحجّه تا روز نهم، ولي اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاي روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است.



6ـ عيد سعيد غدير (هيجده ذي الحجّه).



7ـ روز اوّل و سوم و هفتم محرم.



8ـ روز تولّد پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله)(17 ربيع الاول).



9ـ روز مبعث رسول خدا(صلي الله عليه وآله)(27 رجب).



10ـ روز عيد نوروز.



مسأله 1471ـ هرگاه كسي روزه مستحبّي بگيرد واجب نيست آن را به آخر برساند و هر موقع بخواهد مي تواند روزه خود را بخورد، بلكه اگر برادر مؤمني او را به غذا دعوت كند مستحبّ است دعوت او را قبول كرده در اثناء روز افطار نمايد.







كساني كه نمي توانند روزه بگيرند



مسأله 1472ـ براي شش گروه روزه گرفتن ممكن (صحيح) نيست هرچند مستحبّ است اعمالي كه روزه را باطل مي كند ترك كنند:



1ـ مسافراني كه در سفر روزه خود را خورده اند و پيش از ظهر به وطن يا جايي كه مي خواهند ده روز اقامت كنند وارد شوند.









[275]



2ـ مسافراني كه بعد از ظهر به وطن يا محلّ اقامت مي رسند.



3ـ بيماراني كه قبل از ظهر بهبودي يابند، ولي كاري كه روزه را باطل مي كند قبلاً انجام داده اند و نمي توانند روزه بگيرند.



4ـ بيماراني كه بعد از ظهر خوب شوند هرچند تا آن ساعت چيزي نخورده اند.



5ـ زناني كه در بين روز از عادت ماهانه، يا نفاس پاك شوند.



6ـ افراد غير مسلماني كه در روز ماه رمضان بعد از ظهر مسلمان شوند، ولي اگر قبل از ظهر باشد و چيزي نخورده باشند احتياط واجب آن است كه روزه بگيرند.



مسأله 1473ـ مستحبّ است روزه دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار بخواند، ولي اگر حضور قلب ندارد، يا كسي منتظر اوست، بهتر است اوّل افطار كند، امّا بقدري كه بتواند نماز را در وقت فضيلت به جا آورد.