کد مطلب:188 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:216

حــــــج
حج و شرايط آن



مسأله 1733ـ «حج» يعني زيارت خانه خدا و انجام اعمالي كه آنها را مناسك حج مي نامند ودر تمام عمر يك بار برهمه كساني كه داراي شرايط زير باشند واجب است:



1ـ بالغ بودن 2ـ عاقل بودن 3ـ با انجام حج، عمل واجب ديگري كه مهمتر از حج است ترك نشود ياكار حرامي كه اهمّيّتش درشرع بيشتراست بجانياورد. 4ـ استطاعت و آن بچند چيز حاصل مي شود: 1ـ داشتن زادوتوشه راه و آنچه در سفرش به آن محتاج است و مركب سواري مورد نياز، يا مالي كه بتواند به وسيله آن، اينها را به دست آورد. 2ـ نبودن مانعي در راه و عدم وجود ترس از خطرو ضرر بر جان و عرض و مال خويش، كه اگر راه بسته است يا ترس از خطريوجود دارد حج بر او واجب نيست، ولي اگر راه ديگري دارد هر چند دورتراست لازم است از آن راه به حج رود. 3ـ توانايي جسماني بر انجام مناسك حج 4ـ داشتن وقت كافي براي رسيدن به مكّه و انجام مناسك 5ـ داشتن مخارج كساني كه خرج آنها بر او شرعاً يا عرفاً لازم است. 6ـ داشتن مال يا كسب و كاري كه بعد از بازگشت بتواند با آن زندگي كند.







احكام استطاعت



مسأله 1734ـ كسي كه بدون خانه ملكي رفع احتياجش نمي شود هنگامي حج بر او









[322]



واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد، ولي اگر با خانه اجاره اي يا وقفي و مانند آن مي تواند زندگي كند مستطيع است.



مسأله 1735ـ هرگاه زن مالي دارد كه مي تواند با آن حج برود ولي بعد از بازگشت نه شوهرش قادر بر تأمين زندگي اوست و نه خودش، حج بر او واجب نمي شود.



مسأله 1736ـ هرگاه كسي مخارج رفتن به مكّه را ندارد، ولي ديگري مالي به او مي بخشد يا در اختيار او مي گذارد كه با آن حج برود و مخارج زن و فرزند او را در اين مدّت نيز مي پردازد بر چنين كسي حج واجب است، هر چند بدهكار باشد و در موقع بازگشت نيز وسيله كافي براي امرار معاش نداشته باشد و قبول كردن چنين هديه اي واجب است، مگر اين كه در آن منّت يا ضرر يا مشقّت غير قابل تحمّلي باشد و اين حج كفايت از حجّ واجب او مي كند.



مسأله 1737ـ شخص بدهكار هرگاه مخارج حج را داشته باشد ولي با پرداخت بدهي خود توانايي بر حج ندارد چنين كسي مستطيع نيست، مگر اين كه طلبكار عجله اي نداشته باشد و او هم مطمئن باشد كه بعداً قادر به اداء دين است.



مسأله 1738ـ هرگاه كسي را اجير كنند كه در سفر حج خدمت شخص يا كارواني را كند و به اين صورت حجّ خود را به جا آورد حجّ واجب او حساب مي شود; ولي قبول چنين كاري واجب نيست.



مسأله 1739ـ كسي كه مي تواند با قرض كردن حج به جا آورد، مستطيع نمي باشد و حج بر او واجب نيست; ولي اگر چند نفر مخارج حجّ كسي و نفقه عيال او را بپردازند حج بر او واجب مي شود.



مسأله 1740ـ هركس مي تواند از طرف ديگري براي انجام حج اجير شود، به شرط اين كه از مسائل حج آگاه باشد، خواه قبلاً حج به جا آورده باشد يا نه، ولي اگر خودش نتواند حج را به جا آورد نمي تواند آن را به ديگري واگذار كند مگر به اجازه صاحب پول.



مسأله 1741ـ با اجير كردن كسي براي حج از طرف ميّت ذمّه او ادا نمي شود، مگر









[323]



زماني كه اطمينان حاصل شود او حج را به جا آورده است.



مسأله 1742ـ جايز است از مال زكات يا سهم امام بگيرند و حج به جا آورند، و اين حج، حج واجب محسوب مي شود.



مسأله 1743ـ كسي كه نياز به ازدواج دارد و بيش از مخارج آن، پولي براي حج ندارد، مستطيع نيست و حج بر او واجب نمي شود.



مسأله 1744ـ هرگاه حج بر كسي واجب شود و انجام ندهد و استطاعتش از دست برود بايد به هر طريق كه مي تواند حج را به جا آورد، ولو با قرض گرفتن يا اجير شدن باشد.



مسأله 1745ـ هرگاه شخص مستطيع حج به جا نياورد سپس توانايي جسماني را از دست بدهد، بطوري كه نا اميد باشد از اين كه خودش حج را به جا آورد، بايد شخص ديگري را از طرف خود به حج بفرستد، امّا هرگاه كسي قدرت مالي پيدا كند ولي بر اثر پيري يا بيماري، توانايي نداشته باشد، حج بر او واجب نيست، ولي احتياط مستحب اين است كه اجير بگيرد.



مسأله 1746ـ كسي كه حجّ واجب را به جا آورده مستحبّ است دوباره حج به جا آورد، ولي اگر ازدحام بيش از حدّ حجّاج براي كساني كه هنوز حج به جا نياورده اند توليد مزاحمت شديد كند بهتر است موقّتاً از انجام حجّ مستحبّي خودداري نمايند، همچنين در مقام نوبت بندي بهتر است نوبت را به كساني دهند كه حجّ واجب را به جا مي آورند و اگر خانه خدا فرضاً يك سال از زوّار خالي بماند بر حاكم شرع واجب است عدّه اي را به حج بفرستد هرچند حجّ واجب خود را انجام داده باشند.