کد مطلب:196 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:237

وكــالــت
مسأله 1915ـ «وكالت» آن است كه انسان كاري كه شرعاً مي تواند در آن دخالت و تصرّف كند به ديگري واگذار نمايد تا از طرف او انجام دهد، مثلاً كسي را وكيل كند كه خانه او را بفروشد، يا همسري را براي او عقد كند و در صورتي كه شرايط در آن جمع باشد صحيح است.



مسأله 1916ـ وكيل و موكّل هر دو بايد عاقل و بالغ و رشيد (كسي كه اموال خود را بيهوده مصرف نكند) باشند و وكالت را از روي قصد و اختيار انجام دهند.



مسأله 1917ـ قرارداد وكالت را مي توان به وسيله خواندن صيغه فارسي يا عربي يا هر زبان ديگر انجام داد، همچنين اگر عملاً به ديگري بفهماند كه او را وكيل كرده و او هم عملاً بفهماند كه قبول نموده است (مثلاً مال خود را براي فروختن به او بسپارد و او هم قبول كند) آن نيز صحيح است.



مسأله 1918ـ هرگاه انسان كسي را كه در شهر ديگر است وكيل نمايد و براي او وكالتنامه بفرستد و او قبول كند، وكالت صحيح است، هرچند وكالتنامه بعد از مدّتي بدست او برسد وكارهاي وكيل بعد ازرسيدن وكالتنامه و قبول آن صحيح خواهد بود.



مسأله 1919ـ وكالت در كارهاي حرام، يا در اموري كه وكيل قدرت انجام آن را عقلاً يا شرعاً ندارد باطل است، مثلاً شخصي كه در حال احرام است چون نبايد صيغه عقد ازدواج را بخواند نمي تواند براي خواندن صيغه از طرف ديگري وكيل شود.



مسأله 1920ـ هرگاه انسان كسي را براي انجام تمام كارهاي خودش يا قسمت معيّني از كارها (مثلاً آنچه مربوط به اموال اوست) وكيل كند جايز است، ولي اگر براي يكي از كارها بدون اين كه آن كار را معيّن نمايد، وكيل كند صحيح نيست.









[368]



مسأله 1921ـ هرگاه كسي وكيل خود راعزل كند، بعد از رسيدن اين خبر به او بركنار مي شود، ولي اگر پيش از رسيدن اين خبر به او كاري را انجام داده باشد صحيح است، امّا وكيل هرموقع بخواهد مي تواند از وكالت كنار برود هرچند موكّل غايب باشد.



مسأله 1922ـ وكيل نمي تواند براي انجام كاري كه به او واگذار شده ديگري را وكيل كند، مگر اين كه موكّل به او اجازه داده باشد كه از طرف خودش يا از طرف او وكيل بگيرد، در اين صورت مي تواند هر طور كه به او اجازه داده است عمل نمايد.



مسأله 1923ـ هرگاه انسان با اجازه موكّل كسي را از طرف او وكيل نمايد نمي تواند آن وكيل را عزل كند و اگر وكيل اوّل بميرد يا از وكالت كناره گيري كند وكالت دومي باطل نمي شود، ولي اگر با اجازه موكّل كسي را از طرف خودش (از طرف وكيل) وكيل نمايد هم موكّل مي تواند او را عزل كند و هم وكيل اوّل و اگر وكيل اوّل بميرد يا عزل شود وكالت دومي هم از بين مي رود.



مسأله 1924ـ هرگاه چند نفر را براي انجام كاري وكيل كند و به آنها بگويد هر كدام از شما وكيل من هستيد، در اين صورت هر يك از آنان كار را انجام دهد صحيح است و چنانچه يكي از آنها بميرد، وكالت ديگران باطل نمي شود و اگر بگويد همه باهم وكيل من هستيد هيچ كدام به تنهايي نمي تواند كاري انجام دهد و اگر يكي از آنان بميرد وكالت ديگران هم باطل مي شود.



مسأله 1925ـ هرگاه وكيل يا موكّل از دنيا برود يا ديوانه شود وكالت باطل مي شود، هر چند ديوانه بعداً عاقل گردد، ديوانگي موقّت نيز بنابر احتياط باعث باطل شدن وكالت است، ولي بي هوشي موقّت موجب باطل شدن وكالت نيست.



مسأله 1926ـ هرگاه كسي را براي انجام كاري وكيل كند و حقّي براي او قرار دهد بايد بعد از انجام كار، آن را بپردازد.



مسأله 1927ـ اگر وكيل در نگهداري اموالي كه در اختيار اوست كوتاهي كند، يا غير از آن تصرفي كه به او اجازه داده شده تصرّف ديگري بنمايد و آن مال از بين برود يا ناقص شود، ضامن است، ولي اگر بعد از آن تصرّف، مال باقي باشد و در آن تصرّفاتي را كه اجازه داده بكند آن تصرّف صحيح است.