کد مطلب:197 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:222

جـــعـالـه
مسأله 1928ـ جُعاله آن است كه انسان قرار بگذارد كه در مقابل كاري كه براي او انجام مي دهند مال معيّني بدهد، مثلاً بگويد «هر كس گمشده مرا پيدا كند هزار تومان به او مي دهم» به شخصي كه اين قرار را مي گذارد «جاعل» و به شخصي كه كار را انجام مي دهد «عامل» مي گويند و فرق ميان «جعاله» و «اجير كردن كسي براي انجام كاري» اين است كه در اجاره بعد از خواندن صيغه اجير بايد عمل را انجام دهد و كسي هم كه او را اجير كرده اجرت را به او بدهكار است، ولي در جعاله عامل مي تواند مشغول كار نشود، يا در وسط كار از آن دست بكشد و نيز تا كار را انجام نداده جاعل بدهكار نيست.



مسأله 1929ـ جعاله ممكن است با شخص غير معيّن يا با شخص معيّن صورت گيرد مثلاً، بگويد: اگر طبيبي بيماري فرزندم را علاج كند، فلان مقدار خواهم داد; و يا به غوّاصي بگويد: اگر فلان جنس غرق شده مرا از دريا بيرون آوري، هزار تومان به تو مي دهم در هر دو صورت صحيح است.







شرايط جعاله



مسأله 1930ـ جاعل بايد بالغ و عاقل باشد و از روي اراده و اختيار قرارداد ببندد و شرعاً بتواند در مال خود تصرّف كند، بنابراين جعاله آدم سفيهي كه مال خود را بيهوده مصرف مي كند صحيح نيست.









[370]



مسأله 1931ـ كار مورد قرارداد بايد حرام نباشد و نيز بايد نتيجه عقلايي داشته باشد، بنابراين اگر بگويد هر كسي شراب بخورد، يا هر كس در شب به جاي تاريكي برود فلان مبلغ را به او مي دهم اين جعاله صحيح نيست.







احكام جعاله



مسأله 1932ـ هرگاه مالي را معيّن كند و مثلاً بگويد هر كس اسب مرا پيدا كند اين گندم را به او مي دهم احتياط آن است كه مقدار و خصوصيّات آن را كه در ارزش آن تأثير دارد معيّن كند و اگرمال را معيّن نكند و مثلاً بگويد كسي كه اسب مرا پيدا كند صد كيلوگندم به او مي دهم بايد خصوصيّات گندم را كه در قيمت دخالت دارد معيّن نمايد، ولي اگر جاعل مزد معيّني را براي اين كار قرار ندهد و بگويد هر كسي گمشده مرا پيدا كند پولي به او مي دهم يا مژدگاني دريافت خواهد كرد جعاله باطل است و چنانچه كسي آن عمل را انجام دهد بايد مزد او را به مقداري كه كار او در نظرمردم ارزش دارد بدهد، مگر اين كه ظاهر گفتار جاعل اين باشدكه مبلغ مورد نظر او كمتر از آن است، در اين صورت بايد همان را بدهد.



مسأله 1933ـ اگر عامل پيش از قرارداد آن كار را انجام داده باشد حقّي نسبت به مزد ندارد، همچنين اگر بعد از قرارداد كار را به قصد اين كه پول نگيرد انجام دهد.



مسأله 1934ـ هرگاه كسي بگويد هر كس گمشده مرا پيدا كند نيمي از آن را به او مي دهم، در صورتي كه عامل از خصوصيّات و قيمت آن گمشده باخبر نباشد جعاله اشكال دارد.



مسأله 1935ـ «جاعل» و «عامل» مي توانند قبل از شروع به كار، جعاله را فسخ كنند، بعد از شروع نيز مي توانند جعاله را به هم بزنند، ولي اگر جاعل به هم زند بايد مزد مقدار عملي را كه انجام داده به او بدهد.



مسأله 1936ـ چنان كه گفتيم عامل مي تواند عمل را ناتمام بگذارد، ولي اگر ناتمام









[371]



گذاردن عمل سبب ضرر و زيان جاعل شود بايد آن را تمام كند و در صورتي كه تمام نكند ضامن است، مثلاً اگر به طبيب بگويد اگر چشم مرا عمل كني فلان مقدار به تو مي دهم و او جراحي را شروع كند، چنانچه ناتمام گذاردن آن باعث معيوب شدن چشم گردد حقّي بر جاعل ندارد و ضامن ضرر و زيان او نيز هست.



مسأله 1937ـ هرگاه عامل كاري را كه تا تمام نشود فايده ندارد نيمه كاره رها كند، مثلاً مقداري دنبال گمشده بگردد و بعد رها كند هيچ گونه حقّي بر جاعل ندارد، همچنين اگر انجام دادن قسمتي از كار مفيد باشد (مثل اين كه قسمتي از لباس را بدوزد) در صورتي كه مزد را براي اتمام كار قرار داده باز هيچ گونه حقّي ندارد، ولي اگر مقصودش اين باشد كه هر مقدار عمل كند به همان مقدار مزد دريافت نمايد بايد مزد مقداري را كه انجام داده به خيّاط بدهد.