کد مطلب:202 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:168

كــفــالـت
مسأله 1985ـ هرگاه كسي بر ديگري حقّي داشته باشد (مثلاً طلبي يا قصاصي يا ديه اي يا حقّ ديگري) يا ادّعاي حقّي كند كه دعوي او قابل قبول باشد چنانچه انسان ضامن شود كه صاحب حق يا مدّعي، شخص متّهم را رها كند و هر وقت او را خواست به دست او بسپارد اين قرار داد را «كفالت» و به كسي كه ضامن اين كار مي شود «كفيل» گويند.



مسأله 1986ـ كفالت را مي توان با صيغه لفظي ادا كرد، مثلاً كفيل به طلبكار بگويد من ضامنم هر وقت بدهكار را بخواهي به دست تو دهم و طلبكار هم قبول نمايد، يا كاري انجام دهند كه معني اين صيغه لفظي را برساند خواه از طريق امضاء سندي باشد يا غير آن، كفالت صحيح است.







شرايط كفالت و كفيل



مسأله 1987ـ در كفالت رضايت كسي كه حق بر عهده اوست لازم نيست، بنابراين رضايت بدهكار شرط نمي باشد.



مسأله 1988ـ كفيل بايد بالغ و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسي را كه كفيل او شده بموقع حاضر نمايد.



مسأله 1989ـ چند چيز كفالت را به هم مي زند: 1ـ طلب طلبكار داده شود.

2ـ طلبكار از طلب خود بگذرد. 3ـ بدهكار بميرد. 4ـ بدهكار يا شخصي را كه متّهم









[384]



است به دست طلبكار يا مدّعي بدهند. 5ـ طلبكار حقّ خود را از كفيل ساقط كند. 6ـ كفيل بميرد. 7ـ صاحب حق طلب خود را به وسيله حواله يا طور ديگر به شخص ديگري واگذار كند.



مسأله 1990ـ هرگاه كسي به زور بدهكاري را از دست طلبكار رها كند، چنانچه طلبكار توانايي دسترسي به او را نداشته باشد واجب است او را به دست طلبكار برساند يا دين او را ادا نمايد و اگر شخص يا اشخاصي قاتلي را از دست صاحبان خون بگيرند و فراري دهند حاكم شرع مي تواند آن شخص يا اشخاص را زنداني كند تا قاتل را به وسيله كسان خود تحويل دهند و اگر تحويل قاتل ممكن نشود بايد ديه شخص مقتول را بپردازند.



مسأله 1991ـ هرگاه كفالت به اجازه شخص مديون باشد و كفيل ناچار شود طلب طلبكار را بدهد، حق دارد آن را از بدهكار بگيرد، ولي اگر به اجازه او نبوده حق ندارد.