کد مطلب:205 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:162

ازدواج و زناشوئي
مسأله 2023ـ ازدواج از مستحبّات است و اگر كسي بترسد كه با ترك ازدواج در حرام بيفتد ازدواج بر او واجب است.



مسأله 2024ـ به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال مي شوند و آن بر دو قسم است: ازدواج دائم كه هميشگي است و زني را كه به اين عقد در مي آيد «دائمه» گويند و ازدواج موقّت كه براي مدّت معيّني عقد زناشوئي مي بندند، خواه اين مدّت كوتاه باشد يا طولاني و آن را «متعه» و «صيغه» نيز مي نامند.



مسأله 2025ـ در عقد ازدواج خواه دائم باشد يا موقّت، خواندن صيغه لازم است و رضايت طرفين به تنهايي كافي نيست و صيغه عقد را طرفين يا وكيل آنها مي توانند بخوانند.



مسأله 2026ـ وكالت مرد از طرف زن، يا زن از طرف مرد، براي خواندن صيغه مانعي ندارد.



مسأله 2027ـ هرگاه زن و مردي به كسي وكالت داده اند صيغه عقد آنها را بخواند تا يقين نكنند كه وكيل صيغه را خوانده بر يكديگر حلال نمي شوند، ولي اگر وكيل مورد اعتماد باشد و بگويد خوانده ام كافي است.



مسأله 2028ـ هرگاه زن، كسي را وكيل كند كه او را مثلاً براي ده روز يا دو ماه به عقد مردي درآورد و ابتداي آن را معيّن نكند بايد آغاز آن را از روز و ساعتي كه عقد مي كند قرار دهد.



مسأله 2029ـ احتياط مستحب آن است كه يك نفر از سوي دو همسر صيغه عقد









[392]



نخواند، يعني دو طرف عقد دو نفر باشند و نيز احتياط مستحب اين است كه انسان نمي تواند از طرف زن وكيل شود تا او را براي خود بطور دائم و يا موقّت عقد كند.







دستور خواندن صيغه عقد دائم



مسأله 2030ـ براي خواندن صيغه عقد دائم كافي است كه زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي عَلَي الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» (يعني خود را به همسري تو درآوردم به مهري كه معيّن شده) و مرد هم بعد از آن بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ» (يعني قبول كردم اين ازدواج را) و اگر ديگري را براي اين كار وكيل كنند كافي است كه وكيل زن بگويد: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتي مُوَكِّلَكَ عَلَي الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» (موكّله خودم را به همسري موّكل تو با مهر معلوم درآوردم) وكيل مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي هَكَذا» (من نيز همين گونه از طرف موكّل خودم قبول كردم).







دستور خواندن صيغه عقد موقت



مسأله 2031ـ براي خواندن صيغه عقد موقّت كافي است بعد از آن كه مدّت و مهر معيّن شد، زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي فِي الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَي الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسري تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ» (قبول كردم) يا اين كه وكيل زن بگويد: «مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِي الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَي الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (موكّله خودم را به ازدواج موكّل تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) وكيل مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلِي هَكَذا» (قبول كردم براي موكّل خودم همين طور).









[393]



شرايط عقد ازدواج



مسأله 2032ـ عقد ازدواج شرايطي دارد از جمله:



1ـ احتياط آن است كه صيغه آن به عربي صحيح خوانده شود، ولي در صورتي كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي بخوانند مي توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براي خواندن صيغه به زبان عربي واجب نيست، ولي بايد لفظي بگويند كه معني همان صيغه عربي را بفهماند.



2ـ كسي كه صيغه را مي خواند بايدقصد انشاء داشته باشد يعني قصدشان اين باشد كه با گفتن اين الفاظ همسري در ميان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد اين معني را قبول كند، وكيل نيز بايد چنين قصدي را داشته باشد.



3ـ كسي كه صيغه عقد را مي خواند بايد عاقل و احتياطاً بالغ باشد هر چند از طرف ديگري وكيل باشد.



4ـ ولي يا وكيل در اجراي صيغه عقد بايد زن و شوهر را معيّن كند، بنابراين اگر كسي چند دختر دارد نمي تواند به مردي بگويد : «زَوَّجْتُكَ اِحْدي بَناتي» (يكي از دخترانم را به همسري تو درآوردم).



5ـ زن و مرد بايد از روي اختيار به ازدواج راضي باشند ولي اگر يكي از آن دو ظاهراً با كراهت اجازه مي دهد، امّا مي دانيم قلباً راضي است عقد صحيح است.



6ـ صيغه عقد بايد صحيح خوانده شود و اگر طوري غلط بخوانند كه معني آن را عوض كند عقد باطل است، امّا اگر معني عوض نشود اشكالي ندارد.



مسأله 2033ـ كسي كه دستور زبان عربي را نمي داند ولي كلمات عقد را صحيح ادا مي كند و معني آن را نيز مي داند عقد او صحيح است.



مسأله 2034ـ اگر عقد زني را براي مردي بدون اجازه آنها بخوانند و بعداً آنها راضي شوند و اجازه دهند عقد صحيح است.









[394]



مسأله 2035ـ اگر زن و مردي يا يكي از آن دو را مجبور به ازدواج نمايند ولي بعد از خواندن عقد راضي شوند و اجازه دهند احتياط واجب آن است كه صيغه عقد را از نو بخوانند.



مسأله 2036ـ پدر و جدّ پدري مي توانند (در صورت ضرورت) براي فرزند نابالغ يا ديوانه خود ازدواج كنند و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد بنابر احتياط واجب نبايد آن را به هم زد.



مسأله 2037ـ دختري كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، يعني مصلحت خود را تشخيص مي دهد چنانچه باكره باشد احتياط آن است كه با اجازه پدر يا جدّ پدري ازدواج نمايد ولي اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود و پدر مخالفت كند اجازه او شرط نيست، همچنين اگر به پدر يا جدّ پدري دسترسي نباشد و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد، يا اين كه دختر قبلاً شوهر كرده باشد كه در اين دو صورت نيز اجازه پدر و جد در ازدواج جديد لازم نيست.







عيوب فسخ نكاح



مسأله 2038ـ هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه زن او يكي از هفت عيب زير را دارد مي تواند عقد را فسخ كند: 1ـ ديوانگي 2ـ بيماري خوره 3ـ بيماري برص (پيسي)

4ـ كور بودن 5ـ شل بودن بطوري كه آشكار باشد. 6ـ افضا شدن (يعني راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائط او، يكي شده باشد و بطور كلّي پارگي طوري باشد كه قابل استفاده براي آميزش جنسي نباشد). 7ـ گوشت يا استخوان يا غدّه اي در او باشد كه مانع نزديكي شود.



مسأله 2039ـ زن نيز مي تواند در چند صورت عقد را به هم زند: 1ـ ديوانه بودن شوهر 2ـ نداشتن آلت مردي 3ـ ناتواني از نزديكي جنسي 4ـ بيضه هاي او را كشيده باشند (تفصيل اين مسأله و مسأله سابق در كتابهاي مفصّل فقهي آمده است).









[395]



مسأله 2040ـ هرگاه مرد يا زن به واسطه يكي از عيوبي كه در دو مسأله قبل گفته شد عقد را به هم زنند احتياجي به طلاق نيست، همان فسخ كافي است.



مسأله 2041ـ هرگاه به خاطر ناتواني مرد از نزديكي، زن عقد را به هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولي اگر به خاطر يكي ديگر از عيبهايي كه گفته شد مرد يا زن عقد را به هم بزند اگر باهم نزديكي نكرده باشند چيزي بر مرد نيست و اگر كرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد.







گروهي از زناني كه ازدواج با آنان حرام است



مسأله 2042ـ ازدواج با زناني كه با انسان محرم هستند حرام است، مانند مادر، دختر، خواهر، عمّه، خاله، دختر برادر، دختر خواهر، زن پدر، دختر زن و مادر زن (و شرح آن در مسائل آينده خواهد آمد).



مسأله 2043ـ هرگاه كسي زني را براي خود عقد نمايد، هر چند با او نزديكي نكرده باشد، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مي شوند، ولي دختر زن و نوه دختري و پسري آن زن در صورتي به آن مرد حرام مي شوند كه با آن زن نزديكي كرده باشد.



مسأله 2044ـ عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدر پدر و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.



مسأله 2045ـ پدر شوهر و جدّ او هر چه بالا روند و پسر و نوه پسري و دختري شوهر، هرچه پايين آيند به زن او محرمند، چه قبل از عقد متولد شده باشند يا بعد از عقد.



مسأله 2046ـ هرگاه زني را براي خود عقد كند تا وقتي آن زن در عقد اوست نمي تواند با خواهر آن زن ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقّت، حتّي بعد از طلاق مادام كه در عدّه است، در صورتي كه عدّه رجعي باشد (كه شرح آن در كتاب









[396]



طلاق خواهد آمد)، نمي تواند خواهر او را بگيرد و احتياط مستحب آن است كه در عدّه طلاق بائن كه شرح آن خواهد آمد با او ازدواج نكند، همچنين در عدّه متعه، خواه بعد از تمام شدن مدّت باشد و يا بخشيدن مدّت.



مسأله 2047ـ مرد نمي تواند بدون اجازه زن خود، با خواهرزاده يا برادرزاده او ازدواج كند، ولي اگر بدون اجازه آنها را عقد نمايد بعد اجازه دهد عقد صحيح است.



مسأله 2048ـ زن مسلمان نمي تواند به عقد كافر درآيد، همچنين مرد مسلمان نمي تواند بنابر احتياط با زن كافر ازدواج دائم كند ولي ازدواج موقت با زنان اهل كتاب مانند يهود و نصاري مانعي ندارد.



مسأله 2049ـ اگر با زن شوهرداري (نعوذ باللّه) زنا كند آن زن براي هميشه بر او حرام مي شود، يعني اگر از شوهرش طلاق بگيرد نمي تواند با او ازدواج نمايد.



مسأله 2050ـ اگر با زني كه در عدّه ديگري است زنا كند آن زن بر او حرام مي شود، خواه طلاق رجعي باشد يا غير رجعي بنابر احتياط واجب.



مسأله 2051ـ اگر با زن بي شوهري كه در عدّه نيست زنا كند بعداً مي تواند با او ازدواج نمايد، ولي احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را به عقد خود درآورد.



مسأله 2052ـ هرگاه زني را كه در عدّه ديگري است براي خود عقد كند چنانچه مرد و زن يا يكي از آنان بداند زن در عدّه است و نيز بداند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام ابدي مي شود، خواه با او نزديكي كرده باشد يا نه، ولي اگر هيچ كدام نمي دانسته اند زن در عدّه است، يا نمي دانسته اند عقد كردن زن در عدّه حرام است، اگر باهم نزديكي كرده باشند زن بر او حرام مي شود و اگر نزديكي نكرده باشند حرام نمي شود.



مسأله 2053ـ هرگاه كسي بداند زني شوهر دارد و او را براي خود عقد كند، بايد از او جدا شود، بعداً هم بنابر احتياط واجب نمي تواند با او ازدواج كند هر چند با او نزديكي نكرده باشد.









[397]



مسأله 2054ـ زن شوهردار اگر زنا دهد بر شوهر خود حرام نمي شود، ولي چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقي باشد بهتر است شوهر او را طلاق دهد، امّا مهرش را بايد بدهد و اگر مشهور به زنا شود احتياط واجب طلاق دادن اوست.



مسأله 2055ـ هرگاه كسي با زن شوهرداري (نعوذ باللّه) زنا كند براي توبه كردن لازم نيست به آن مرد بگويد، بلكه بايد در پيشگاه خدا توبه حقيقي كند.



مسأله 2056ـ «مادر» و «خواهر» و «دختر» پسري كه لواط داده بر لواط كننده حرام است، خواه لواط دهنده بالغ باشد يا نابالغ، ولي اگر لواط كننده نابالغ باشد حرام نمي شود، همچنين اگر شك داشته باشد كه دخول حاصل شده يا نه.



مسأله 2057ـ اگر با «مادر» يا «خواهر» يا «دختر» كسي ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن شخص لواط كند آنها بر او حرام نمي شوند.



مسأله 2058ـ هرگاه كسي در حال احرام كه يكي از اعمال «حج» يا «عمره» است با زني ازدواج نمايد عقد او باطل است و چنانچه مي دانسته كه زن گرفتن در اين حال حرام است ديگر نمي تواند آن زن را عقد كند خواه نزديكي كرده باشد يا نه.



مسأله 2059ـ اگر مرد طواف نساء را كه يكي از اعمال حجّ است به جا نياورد، زن كه به واسطه احرام بستن بر او حرام شده بود حلال نمي شود، اين حكم درباره زن نيز ثابت است، ولي اگر بعداً طواف نساء را به جا آورند به يكديگر حلال مي شوند.



مسأله 2060ـ هرگاه كسي دختر نابالغي را با اجازه وليّ او براي خود عقد كند پيش از آن كه نه سال دختر تمام شود نزديكي كردن با او حرام است و بعد از نه سال نيز اگر استعداد جسماني ندارد اشكال دارد، ولي در هر حال اگر نزديكي كند و او را افضا نمايد آن زن بر او حرام نمي شود مخصوصاً اگر از طريق جراحي يا درمان خوب شود و به حال اصلي بازگردد، بنابراين در مسأله نزديكي با زن علاوه بر تمام شدن سنّ نه سال، لازم است رشد جسماني براي نزديكي نيز داشته باشد و اگر بيم افضا و ناقص شدن زن باشد نزديكي با او اشكال دارد هرچند به سنّ بلوغ رسيده باشد.



مسأله 2061ـ زني را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مي شود ولي اگر









[398]



با شرايطي كه در كتاب طلاق آمده با مرد ديگري ازدواج كند و سپس طلاق بگيرد مي تواند با شوهر اوّل دوباره ازدواج كند.







احكام عقد دائم



مسأله 2062ـ زني كه عقد دائم شده بنابر احتياط نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود يا كاري در خارج خانه انتخاب كند (خواه اجازه لفظي باشد و يا از قرائن معلوم شود كه او راضي است) و بدون عذر شرعي از نزديكي كردن او جلوگيري نكند. بر شوهر نيز واجب است كه غذا و لباس و منزل و لوازم ديگر را مطابق معمول براي او تهيّه كند (حتّي هزينه طبيب و دارو و مانند آن) و اگر تهيّه نكند بنابر احتياط بدهكار او خواهد بود، خواه توانايي داشته باشد يا نه.



مسأله 2063ـ اگر زن در كارهايي كه در مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر نكند گناهكار است و حقّ غذا و لباس و منزل و همخوابي او از بين مي رود ولي مهر او از بين نمي رود.



مسأله 2064ـ زن وظيفه ندارد خدمت خانه را انجام دهد و غذا تهيّه كند و نظافت و مانند آن را انجام دهد، مگر به ميل خود و اگر مرد او را مجبور بر اين كارها نمايد زن مي تواند حقّ الزّحمه خود را در برابر اين كارها از او بگيرد.



مسأله 2065ـ هرگاه زن مطالبه خرجي كند و شوهر ندهد مي تواند هر روز به اندازه خرجي آن روز بدون اجازه از مال او بردارد و احتياط واجب آن است كه اين كار با اجازه حاكم شرع باشد و اگر مجبور شود كه خودش معاش خود را تهيّه كند در موقعي كه مشغول كار است اطاعت شوهر بر او واجب نيست.



مسأله 2066ـ مرد حق ندارد زن دائمي خود را طوري ترك كند كه نه مانند زن شوهردار باشد نه بي شوهر، ولي واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند، ولي اگر همسرهاي متعدد دارد بايد در ميان آنها از اين جهات با عدالت رفتار نمايد









[399]



كه شرح آن در كتابهاي مفصّل فقهي آمده است.



مسأله 2067ـ مرد نمي تواند بيش از چهار ماه، نزديكي با همسر دائمي خود را ترك كند، بلكه اگر زن جوان باشد و در اين مدّت بيم آن مي رود كه به گناه بيفتد احتياط واجب آن است كه طوري رفتار كند كه او به گناه نيفتد.



مسأله 2068ـ تعيين مهر در عقد دائم واجب نيست و بدون آن عقد صحيح است، ولي بعداً چنانچه با زن نزديكي كند بايد مهر او را مطابق معمول زنهايي كه مثل او هستند بدهد.



مسأله 2069ـ در صورتي كه مدّتي براي دادن مهر در عقد تعيين نشده باشد زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه كند، بلكه مي تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكي كردن شوهر جلوگيري كند، چه شوهر توانايي بر دادن مهر را داشته باشد يا نه، مگر اين كه عدم توانايي او قرينه بر اين باشد كه مهر از اوّل بر ذمّه بوده نه بصورت نقدي.







احكام عقد موقّت



مسأله 2070ـ در ازدواج موقّت بايد مقدار وقت و مقدار مهر تعيين شده باشد و بدون آن باطل است.



مسأله 2071ـ ازدواج موقّت هر چند براي لذّت بردن هم نباشد بلكه به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جائز است مشروط بر اين كه دختري را كه به ازدواج موقّت در مي آورند در حدّي باشد كه قابل لذّت جنسي باشد، مثلاً اگر كوچك است بايد وقت را به اندازه اي زياد كنند كه دوران آمادگي دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد مدّت را ببخشند.



مسأله 2072ـ احتياط واجب آن است كه شوهر بيش از چهار ماه نزديكي با همسر خود را در ازدواج موقّت نيز ترك نكند.



مسأله 2073ـ زن مي تواند در ازدواج موقّت شرط كند كه شوهر با او نزديكي نكند و









[400]



تنها لذّتهاي ديگر ببرد، ولي اگر بعداً به اين امر راضي شود مانعي ندارد.



مسأله 2074ـ همسر ازدواج موقّت حقّ خرجي ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمي برد و شوهر هم از او ارث نمي برد و حقّ واجب همخوابي نيز ندارد.



مسأله 2075ـ همسر موقّت مي تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود يا كاري در خارج خانه براي خود انتخاب كند، مگر اين كه به خاطر بيرون رفتنش حقّ شوهر از بين برود.



مسأله 2076ـ پدر يا جدّ پدري مي تواند براي محرم شدن با زني او را به عقد موقّت پسر نابالغ خود درآورد (به شرط اين كه مدّت عقد به اندازه اي باشد كه پسر به حدّ بهره گيري جنسي برسد) و نيز مي تواند دختر نابالغي را براي محرم شدن بستگان به عقد كسي درآورد (به همان شرط كه در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتياط واجب بايد عقد فايده اي براي آن دو داشته باشد و خالي از مفسده باشد.



مسأله 2077ـ مرد مي تواند مدّت ازدواج موقّت را ببخشد و به آن پايان دهد، در اين صورت اگر با آن زن نزديكي كرده بايد تمام مهر و اگر نزديكي نكرده بايد نصف آن را بدهد.



مسأله 2078ـ مرد مي تواند زني را كه صيغه اوست به عقد دائمي درآورد، ولي بايد نخست باقيمانده مدّت را ببخشد، سپس او را عقد كند.



مسأله 2079ـ ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت آن، عدّه دارد، به شرحي كه در كتاب طلاق خواهدآمد و فرزنداني كه از آن متولد مي شوند تمام حقوق فرزندي را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث مي برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمي برند.







احكام نگاه كردن



مسأله 2080ـ نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، خواه با قصد لذّت باشد يا بدون آن









[401]



حرام است و همچنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم، ولي نگاه كردن به صورت و دستهاي زن نامحرم تا مچ اگر به قصد لذّت نباشد و مايه فساد و گناه نگردد اشكال ندارد، همچنين نگاه كردن به بدن مرد نامحرم به آن مقدار كه معمولاً آن را نمي پوشانند مانند سر و صورت و گردن و مقداري از پا و دست.



مسأله 2081ـ نگاه كردن به دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه نگاه كردن ترس از افتادن در حرام نداشته باشد جايز است، ولي بنابر احتياط واجب بايد به جاهايي مثل ران و شكم كه معمولاً مي پوشانند نگاه نكند.



مسأله 2082ـ واجب است زن بدن و موي خود را از نامحرم بپوشاند و احتياط مستحب آن است كه از پسر نابالغ كه خوب و بد را مي فهمد و به حدّي رسيده كه مورد نظر شهواني است مستور دارد، ولي پوشانيدن صورت و دستها تا مچ واجب نيست.



مسأله 2083ـ نگاه كردن به عورت ديگري حرام است هر چند در آئينه يا آب صاف و مانند آن باشد خواه محرم باشد يا نامحرم، مرد باشد يا زن و احتياط واجب آن است كه به عورت بچّه مميّز نيز نگاه نكند، ولي زن و شوهر مي توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.



مسأله 2084ـ مرد و زني كه باهم محرمند (مانند خواهر و برادر) مي توانند به بدن يكديگر به آن مقدار كه در ميان محارم معمول است نگاه كنند و در غير آن احتياط آن است كه نگاه نكنند.



مسأله 2085ـ مرد نمي تواند با قصد لذّت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن به بدن زن ديگر نيز با قصد لذّت حرام است.



مسأله 2086ـ عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نيست، مگر اين كه ناچار باشد كه به بدن او غير از صورت و دستها نگاه كند.



مسأله 2087ـ در صورتي كه زني مقيّد به حفظ حجاب شرعي است نگاه كردن به عكس بدون حجاب او اشكال دارد، مگر اين كه او را نشناسد و مفسده ديگري از نگاهكردن حاصل نشود.



مسأله 2088ـ هرگاه پرستار يا طبيب ناچار باشد دست به عورت بيمار بزند بايد دستكش يا مانند آن در دست داشته باشد، همچنين اگر طبيب و پرستار مرد ناچار باشد دست به بدن زن بزند يا طبيب و پرستار زن دست به بدن مرد بزند، ولي در صورت ضرورت و ناچاري اشكالي ندارد.



مسأله 2089ـ نگاه كردن طبيب مرد به زن نامحرم براي معالجه در صورتي كه ضرورت داشته باشد جايز است.



مسأله 2090ـ در مورد حجاب واجب، كافي است كه زن بدن خود را جز صورت و دست تا مچ به هر وسيله اي كه مي تواند بپوشاند و لباس خاصّي شرط نيست ولي پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان و همچنين لباسهاي زينتي اشكال دارد.



مسأله 2091ـ نگاه كردن مرد به زني كه مي خواهد با او ازدواج كند به منظور آگاه شدن از حسن و عيب او جايز است حتّي اگر با يك بار نگاه كردن اين منظور حاصل نشود مي تواند چند بار در چند مجلس نگاه كند.



مسأله 2092ـ شنيدن صداي زن نامحرم در صورتي كه به قصد لذّت نباشد و سبب افتادن در گناه نشود اشكالي ندارد، ولي زن نبايد لحن صداي خود را طوري كند كه هوس انگيز باشد.



مسأله 2093ـ نگاه كردن به زن نامحرم براي شناختن او به منظور شهادت دادن در دادگاه و امور مهم و لازمي از اين قبيل جايز است.







مسائل متفرّقه ازدواج



مسأله 2094ـ هرگاه در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد معلوم شود كه باكره نبوده مي تواند ازدواج را به هم زند.



مسأله 2095ـ احتياط واجب آن است كه مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتي كه كسي









[403]



در آنجا نيست و ديگري هم نمي تواند وارد شود نمانند، حتّي اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشكال دارد.



مسأله 2096ـ هرگاه مرد از اوّل قصدش اين باشد كه مهر زن را نپردازد عقد صحيح است و پرداختن مهر بر او واجب است.



مسأله 2097ـ مرد مسلماني كه مسلمان زاده است اگر مرتد شود، يعني منكر خدا يا پيغمبر(صلي الله عليه وآله) گردد، يا يكي از احكام مسلّم اسلام مانند واجب بودن نماز و روزه را انكار كند بطوري كه انكار كردن آن معنايش انكار خدا يا پيغمبر(صلي الله عليه وآله) باشد، ازدواج او باطل مي شود و همسرش بايد از او كناره گيري كند و عدّه وفات يعني عدّه زني كه شوهرش مرده است بگيرد و بعد مي تواند ازدواج كند و اگر زن يائسه باشد، يا هنوز نزديكي نكرده باشند عده لازم نيست.



مسأله 2098ـ هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمي تواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.



مسأله 2099ـ هرگاه كسي دختري را براي پسر خود عقد كند، خودش مي تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد، همچنين اگر اوّل خودش با مادر آن دختر ازدواج كرده مي تواند آن دختر را براي پسر خود بگيرد.



مسأله 2100ـ زني كه از راه نامشروع باردار شده، جايز نيست بچّه اش را سقط كند و فرزند او حساب مي شود فقط ارث از او نمي برد.



مسأله 2101ـ هرگاه كسي با زني كه شوهر ندارد و در عدّه كسي نيست زنا كند جايز است او را بعداً به عقد خود درآورد و اگر بچّه اي از آنان متولد شود و ندانند از نطفه حلال است يا حرام آن بچّه حلال زاده است.



مسأله 2102ـ هرگاه زن بگويد شوهر ندارم مي توان حرف او را قبول كرد به شرط آن كه متّهم نباشد، امّا اگر بگويد يائسه ام قبول ادّعاي او اشكال دارد.



مسأله 2103ـ هرگاه با زني ازدواج كند و كسي بگويد آن زن شوهر داشته ولي خود زن بگويد نداشته ام و شرعاً هم ثابت نشود بايد حرف زن را قبول كرد، ولي اگر فرد









[404]



مورد اعتمادي تصديق كند كه شوهر داشته احتياط واجب آن است كه او را طلاق دهد.



مسأله 2104ـ مستحبّ است در شوهر دادن دختري كه به حدّ بلوغ رسيده تعجيل كنند، همچنين درمورد زن دادن به پسراني كه نياز به همسر دارند.



مسأله 2105ـ كسي كه از زنا متولّد شده هرگاه زن بگيرد و بچّه اي پيدا كند آن بچّه حلال زاده است.



مسأله 2106ـ هرگاه مردي روز ماه مبارك رمضان يا در حال عادت همسرش، با او نزديكي كند گناه كرده، ولي بچّه اي كه از آنان به دنيا مي آيد حلال زاده است.



مسأله 2107ـ هرگاه زني يقين پيدا كند كه شوهرش در سفر فوت كرده و عدّه وفات (به مقداري كه در احكام طلاق گفته خواهد شد) نگه دارد سپس شوهر كند، بعد شوهرش از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است، ولي اگر شوهر دوم با او نزديكي كرده باشد زن بايد عدّه نگه دارد و احتياط واجب آن است كه شوهر دوم مهر او را مطابق آنچه با او قرار داده بپردازد و اگر مهرالمثل بيشتر است آن را بپردازد.