کد مطلب:210 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:172

ذبح و شكار حيوانات
مسأله 2212ـ اگر حيوان حلال گوشتي را با شرايطي كه بعداً گفته مي شود سر ببرند خوردن گوشت آن حلال است، خواه اهلي باشد يا وحشي، مگر حيواني كه انساني با آن وطي و نزديكي كرده كه گوشت آن و حتّي گوشت بچه آن حرام است و همچنين حيواني كه نجاستخوار شده، مگر اين كه با دستوري كه در شرع معيّن گرديده، آن را غذاي پاك بدهند و پاك كنند.



مسأله 2213ـ حيوان حلال گوشت وحشي مانند آهو و بزكوهي و كبك و امثال آن و همچنين حيوان حلال گوشت اهلي كه بعداً وحشي شده مثل گاو و شتر اهلي كه فرار كرده و وحشي شده، اگر به و سيله اسلحه (با دستوري كه بعداً گفته مي شود) آن را شكار كنند حلال است، ولي حيوان حلال گوشت اهلي را اگر شكار كنند حلال نمي شود، همچنين حلال گوشت وحشي كه به وسيله تربيت كردن اهلي شده است.







احكام ذبح و شكار حيوانات



مسأله 2214ـ حيوان حلال گوشت وحشي در صورتي با شكار كردن حلال مي شود كه توانايي بر فرار داشته باشد، بنابراين بچّه آهو يا بچّه كبك كه نمي تواند فرار كند با شكار كردن حلال نمي شود.



مسأله 2215ـ حيوان حلال گوشتي كه مانند ماهي خون جهنده (روان) ندارد اگر به خودي خود در آب بميرد پاك است، ولي گوشت آن حرام است.









[430]



مسأله 2216ـ حيوان حرام گوشتي كه خون جهنده ندارد مانند مار با سر بريدن حلال نمي شود ولي مرده آن پاك است.



مسأله 2217ـ سگ و خوك به واسطه سر بريدن و شكار كردن پاك نمي شود و گوشت آنها نيز حرام است و حيوان حرام گوشتي كه درنده و گوشتخوار است مانند گرگ و پلنگ اگر به دستوري كه گفته مي شود سرببرند يا با اسلحه شكار كنند پاك است، ولي گوشت آن حلال نمي شود، همچنين اگر با سگ شكاري آن را شكار كنند.



مسأله 2218ـ فيل و خرس و بوزينه و موش و حيواناتي كه مانند مار و سوسمار در داخل زمين زندگي مي كند، هر كدام خون جهنده دارد اگر به خودي خود بميرد نجس است، ولي اگر سر آنها را ببرند يا آنها را شكار كنند پاك است.



مسأله 2219ـ اگر از شكم حيوان زنده بچه مرده اي بيرون آيد يا بيرون آورند، گوشت آن حرام است.







دستور ذبح حيوانات



مسأله 2220ـ براي سر بريدن حيوان اگر حلقوم و دو رگ بزرگ گردن را بطور كامل ببرند كافي است ولي احتياط مستحب آن است كه چهار رگ بزرگ يعني دو رگ بزرگ گردن به اضافه حلقوم و مري از پايين برآمدگي گلو بريده شود.



مسأله 2221ـ اگر بعضي از اين رگها را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيّه را ببرند فايده ندارد، بلكه اگر به اين مقدار هم صبر نكنند ولي بطور معمول رگها را پشت سر هم نبرند اگر چه هنوز حيوان جان داشته باشد اشكال دارد.



مسأله 2222ـ هرگاه گرگ، گلوي گوسفند را بطوري بكند كه از رگهاي گردن كه بايد موقع ذبح بريده شود چيزي باقي نماند آن حيوان حرام مي شود. ولي اگر آن رگها سالم باشد در صورتي كه گوسفند هنوز زنده است و آن را به دستوري كه گفته شد سر ببرند حلال مي باشد. همچنين هرگاه حيواني به غير دستور شرعي ذبح شده









[431]



باشد پاك است، هر چند خوردن گوشت آن حرام مي باشد، بنابراين پوست و چرم حيواناتي كه از ممالك غير اسلامي مي آورند در صورتي كه بدانيم از حيوانات ذبح شده است، پاك است.







شرايط ذبح حيوانات



مسأله 2223ـ سر بريدن حيوان پنج شرط دارد:



1ـ ذبح كننده بنابر احتياط واجب بايد مسلمان باشد، ناصبي ها يعني كساني كه با اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه وآله) دشمني دارند در حكم كفّارند.



2ـ بايد سر حيوان را با جسم تيزي كه از آهن، يا فلز ديگر باشد ببرند، ولي اگر احتياج به ذبح باشد و آهن پيدا نشود، يا اگر سر حيوان را نبرند مي ميرد و دسترسي به آهن نيست، با هر چيز تيزي كه رگها را بتواند جدا كند (مانند شيشه و سنگ و چوب تيز) مي شود آن را ذبح كرد.



3ـ در موقع سر بريدن بايد جلو بدن حيوان رو به قبله باشد و اگر عمداً رو به قبله نكنند حيوان حرام مي شود، ولي اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله يا اشتباه كردن قبله، حيوان را به سمتي غير از قبله سر ببرند حرام نيست.



4ـ هنگام سر بريدن بايد نام خدا را ببرد همين قدر كه بگويد «بسم اللّه» يا «سُبْحانَ اللّهِ» يا بگويد «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ» كافي است و به زبان فارسي يا هر زبان ديگر نيز جايز است، ولي اگر بدون قصد سر بريدن نام خدا را ببرد كافي نيست و در صورتي كه از روي فراموشي نام خدا را نبرد اشكال ندارد.



5ـ بايد حيوان بعد از سر بريدن حركتي كند اگر چه مثلاً چشم يا دم خود را حركت دهد يا پاي خود را به زمين زند كه معلوم شود زنده بوده و احتياط واجب آن است كه خون به مقدار كافي از آن بيرون بريزد.



مسأله 2224ـ كسي كه حيوان را ذبح مي كند مي تواند مرد باشد يا زن يا بچه نابالغي









[432]



كه دستورات ذبح را مي داند، ولي بهتر است تا دسترسي به مرد باشد زنان و كودكان را معاف دارند.



مسأله 2225ـ سر بريدن حيوانات با وسايل ماشيني در صورتي كه شرايط شرعي آن مطابق آنچه در بحث ذبح حيوانات گفته شد انجام شود جايز است و چنين حيواني پاك و حلال است.



مسأله 2226ـ هرگاه چند مرغ يا چند حيوان را باهم سر ببرند يك بسم اللّه براي همه آنها كافي است، همچنين هرگاه با ماشين، تعداد زيادي حيوان را در زمان واحد (با وجود شرايط ديگر) سر ببرند يك بسم اللّه كفايت مي كند و اگر ماشين مرتّباً كار مي كند احتياط آن است مرتّباً نام خدا را تكرار كنند.







دستور كشتن شتر



مسأله 2227ـ براي كشتن شتر بايد با پنج شرطي كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز ديگري را كه از آهن و برنده باشد در گودي پايين گردنش فرو كنند و اين عمل را «نحر» مي گويند و مطابق بعضي از روايات بهتر است كه شتر ايستاده باشد، ولي اگر در حالي كه زانوها را به زمين زده يا به پهلو خوابيده و جلو بدنش رو به قبله است كارد در گودي گردنش فرو كنند آن هم اشكالي ندارد.



مسأله 2228ـ هرگاه شتر را به جاي نحر كردن سر ببرند، يا گوسفند و گاو را به جاي سر بريدن نحر كنند، گوشت آنها حلال نيست، ولي اگر بعد از اين كار هنوز حيوان زنده باشد و فورا او را بر طبق دستور شرع بكشند گوشتش حلال است.



مسأله 2229ـ حيوان سركشي كه نمي توان آن را مطابق دستور شرع كشت و همچنين حيواني كه در چاه افتاده و امكان كشتن آن مطابق دستور شرع نيست و احتمال دارد در آنجا بميرد، چنانچه با چيز برنده اي مانند كارد جايي از بدنش را زخم كنند و در اثر آن زخم جان دهد حلال است و رو به قبله بودن آن لازم نيست، ولي بايد شرايط ديگري كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد دارا باشد.









[433]



مستحبّات و مكروهات ذبح



مسأله 2230ـ چند چيز در ذبح حيوانات طبق بعضي از روايات مستحبّ است:



1ـ هنگام سربريدن گوسفند دستوپايش را باز بگذارند و موقع سربريدن گاو چهاردستوپايش را ببندند و هنگام كشتن شتر دودست آن را از پايين يا زيربغل به يكديگر ببندندوپاهايش رابازگذارند و مرغ را بعد از سر بريدن رها كنندتا پروبال بزند.



2ـ كسي كه حيوان را مي كشد رو به قبله باشد.



3ـ پيش از كشتن حيوان آب جلو آن بگذارند.



4ـ كاري كنند كه حيوان كمتر اذيّت شود، مثلاً با سرعت سر او را ببرند.



مسأله 2231ـ احتياط مستحب آن است كه پيش از بيرون آمدن روح سر حيوان را از بدنش جدا نكنند، بنابراين اگر دستگاه هايي براي ذبح حيوانات تهيّه شود كه سر حيوان را بكلّي قطع مي كند حيوان حرام نمي شود هر چند بهتر است طوري باشد كه تمام سر را قطع نكند، ولي در هر حال بايد تمام شرايط با دستگاه هاي ماشيني رعايت شود و نيز احتياط مستحب آن است كه مغز حرام حيوان را كه در وسط تيره پشت است قبل از جان دادن نبرند و پوست حيوان را جدا ننمايند.



مسأله 2232ـ مطابق بعضي از روايات چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:



1ـ كارد را پشت حلقوم حيوان فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت بريده شود.



2ـ در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را مي بيند.



3ـ در موقع شب يا پيش از ظهر جمعه سر حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد.



4ـ حيواني را كه انسان خودش پرورش داده با دست خود بكشد.



مسأله 2233ـ در زمان ما گاه براي آسان شدن ذبح حيوانات به حيوان شوك









[434]



مي دهند، تا كمي بي حس شود و به راحتي يا به و سيله دستگاهها سر آن را ببرند، اين كار در صورتي كه حيوان بعد از شوك زنده باشد اشكالي ندارد.







شرايط شكار با اسلحه



مسأله 2234ـ هرگاه حيوان حلال گوشت وحشي را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط حلال مي شود:



1ـ آن كه با اسلحه برنده اي مانند شمشير و كارد و خنجر يا تفنگ و مانند آن باشد خواه گلوله آن تيز باشد يا نه، ولي طوري باشد كه بدن حيوان را پاره كند و از آن خون جاري گردد، ولي اگر به و سيله دام يا چوب و سنگ و مانند آن حيواني را شكار كنند حرام است، مگر اين كه موقعي به حيوان برسند كه هنوز زنده باشد و آن را مطابق آداب شرع سر ببرند.



2ـ بنابر احتياط واجب شكار كننده، مسلمان باشد يا بچّه مسلماني كه خوب و بد را مي فهمد.



3ـ اسلحه را به منظور شكار كردن به كار برد، امّا اگر مثلاً جايي را نشانه گيري كند و اتّفاقاً تير به حيواني اصابت كند، خوردن گوشت آن حيوان حرام است.



4ـ هنگام به كار بردن اسلحه نام خدا را ببرد، ولي اگر فراموش كند اشكالي ندارد.



5ـ وقتي به حيوان برسد كه جان داده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد، ولي اگر به اندازه سر بريدن وقت داشته باشد و در ذبح حيوان كوتاهي كند تا بميرد حرام است.







احكام شكار



مسأله 2235ـ اگر دونفر حيواني را شكار كنند، يكي مسلمان وديگري كافر، يا يكي









[435]



نام خدا را ببرد و ديگري عمداً نبرد، آن حيوان بنابراحتياط واجب حرام است.



مسأله 2236ـ اگر حيواني را با تير بزند، بعد در آب بيفتد و بداند كه به واسطه تير و افتادن در آب جان داده است حلال نيست، بلكه اگر شك كند كه فقط به خاطر تير بوده يا نه حلال نمي باشد.



مسأله 2237ـ هرگاه با اسلحه يا سگ غصبي، حيواني را شكار كند، شكار حلال است و مال او مي شود، ولي گذشته از اين كه گناه كرده بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد.



مسأله 2238ـ اگر با شمشير يا سلاح ديگري كه شكار كردن با آن صحيح است با شرايطي كه قبلاً گفته شد حيواني را دونيم كند و سر و گردن در يك قسمت باقي بماند اگر وقتي برسد كه حيوان جان داده است، هر دو قسمت حلال است، همچنين اگر زنده باشد ولي وقت براي سر بريدن تنگ باشد امّا اگر وقت براي سر بريدن دارد آن قسمت كه در آن سر نيست حرام است و آن قسمت ديگر كه سر دارد اگر مطابق دستورشرع ببرد حلال است.



مسأله 2239ـ هرگاه به و سيله دام يا چوب يا سنگ يا چيز ديگري كه شكار كردن با آن صحيح نيست حيواني را دو قسمت كند قسمتي كه سر و گردن ندارد در هر حال حرام است و امّا قسمتي كه سر و گردن دارد اگر هنوز زنده است و سر آن را مطابق دستور شرع ببرد حلال است.



مسأله 2240ـ اگر حيواني را سر ببرند يا شكار كنند و بچّه زنده اي از آن بيرون آيد، چنانچه آن بچّه را مطابق دستور شرع سر ببرند حلال وگرنه حرام است، امّا اگر بچّه با شكار كردن يا سر بريدن مادر، در شكم او مرده باشد حلال است به شرط اين كه خلقت بچّه كامل شده و مو يا پشم در بدنش روييده باشد.







شرايط شكار با سگهاي شكاري



مسأله 2241ـ هرگاه با سگ شكاري، حيوان وحشي حلال گوشتي را شكار كند، اين









[436]



حيوان با پنج شرط حلال مي شود:



1ـ سگ طوري تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براي گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگيري كنند بايستد، بلكه همين اندازه كه سگ را براي شكار تربيت كرده اند كافي است، ولو اين كه وقتي چشمش به شكار افتاد خودش حركت كند و به سوي شكار برود، ولي احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد پيش از رسيدن صاحبش شكار را مي خورد از شكار او اجتناب شود، امّا اگر گاهي شكار را بخورد، يا فقط خون او را بخورد، اشكال ندارد.



2ـ كسي كه سگ را مي فرستد بنابر احتياط واجب بايد مسلمان يا بچّه مسلماني كه خوب و بد را مي فهمد باشد، كسي كه نسبت به اهل بيت پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) اظهار دشمني كند مسلمان نيست و شكار او اشكال دارد.



3ـ هنگام فرستادن يا حركت كردن سگ بايد نام خدا را ببرد، ولي اگر از روي فراموشي آن را ترك كند اشكال ندارد و لازم نيست پيش از فرستادن سگ نام خدا را ببرد، بلكه اگر پيش از آن كه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد حلال است.



4ـ شكار به واسطه زخمي كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، بنابراين اگر سگ، شكار خود را خفه كند يا از زيادي دويدن يا ترس بميرد حلال نيست.



5ـ كسي كه سگ را فرستاده وقتي برسد كه شكار جان داده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن وقت نباشد، امّا اگر زماني برسد كه به اندازه سربريدن وقت دارد مثلاً چشم خود را حركت مي دهد يا پاي بر زمين مي زند، بايد سر حيوان را مطابق دستور شرع ببرد وگرنه حرام است.







احكام شكار با سگهاي شكاري



مسأله 2242ـ كسي كه سگ را فرستاده اگر وقتي برسد كه مي تواند سر حيوان را ببرد ولي كارد نداشته باشد، يا براي پيدا كردن كارد مدّتي وقت لازم باشد، چنانچه









[437]



حيوان بميرد احتياط واجب اجتناب از گوشت آن است.



مسأله 2243ـ هرگاه چند سگ را براي شكار حيواني بفرستند چنانچه همه آنها داراي شرايط فوق باشد شكار حلال است و اگر بعضي از آنها داراي اين شرايط نيست شكار حرام است.



مسأله 2244ـ هرگاه سگ تربيت شده را براي شكار حيواني بفرستد ولي آن سگ حيوان حلال ديگري را شكار كند، اشكالي ندارد، همچنين اگر آن حيوان را با حيوان ديگري شكار كند هر دو حلال است.



مسأله 2245ـ اگر چند نفر باهم سگي را بفرستند ويكي از آنان كافر باشد، يا عمداً نام خدا را نبرد، يا چند سگ بفرستند و يكي از آنها تربيت شده نباشد بنابر احتياط واجب بايد از گوشت آن شكار پرهيز كرد.



مسأله 2246ـ هرگاه به و سيله باز شكاري يا حيوان ديگر تربيت شده اي غير از سگ، حيواني را شكاركند آن شكار حلال نيست، مگر اين كه وقتي برسند كه حيوان زنده باشد مطابق دستور شرع آن را ذبح كنند، در اين صورت حلال است.







صيد ماهي



مسأله 2247ـ ماهي حلال آن ماهي است كه فلس داشته باشد، خواه فلس آن كم باشد يا زياد، كوچك باشد يا درشت، حتّي ماهياني كه فلس آنها سست است و در دام مي ريزد حلال است، ولي فلسهاي ذرّه بيني و مانند آن، كه مردم به آن فلس نمي گويند فايده اي ندارد.



مسأله 2248ـ اگر ماهي را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، پاك و حلال است، حتّي اگر در دامي كه در آب باشد بميرد آن نيز حلال است.



مسأله 2249ـ اگر ماهي از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بيندازد، يا بر اثر جزر و مَد دريا در خشكي بماند و بميرد، حرام است، ولي اگر پيش از آن كه بميرد با









[438]



دست يا با وسيله ديگري آن را بگيرند و بعد جان دهد حلال است.



مسأله 2250ـ صيد كننده ماهي لازم نيست مسلمان باشد و در موقع صيد ماهي نام خدا را ببرد، ولي بايد معلوم باشد آن را زنده از آب گرفته يا بعد از افتادن در دام جان داده است.



مسأله 2251ـ اگر ماهي از بازار مسلمانان يا از دست مسلماني گرفته شود حلال است، هر چند معلوم نباشد آن را زنده از آب گرفته اند يا نه و جستجو نيز لازم نيست، ولي اگر از كافري گرفته شود و معلوم نباشد ماهي زنده از آب گرفته شده يا زنده به دام افتاده يا نه، حرام است.



مسأله 2252ـ خوردن ماهي هاي كوچك زنده اشكال دارد، مگر براي درمان در مقام ضرورت.



مسأله 2253ـ اگر ماهي را كه هنوز كاملاً جان نداده بريان كنند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند خوردن آن اشكال ندارد.



مسأله 2254ـ اگر ماهي را بيرون آب دو قسمت كنند و يك قسمت آن در حالي كه زنده است در آب بيفتد و بميرد خوردن قسمتي كه بيرون آب مانده اشكال دارد.



مسأله 2255ـ ميگو كه آن را روبيان نيز مي گويند از حيوانات آبي حلال است، ولي ماهي سمنقور كه از حشرات خشكي است و نام ماهي بر آن نهاده اند حرام است، مگر براي درمان در مقام ضرورت.