کد مطلب:211276 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:73

امام صادق از نظر مورخين
مورخين اسلام عموما با اختلاف عقايد و افكار خود همه متفق و متحدند كه ائمه اهل بيت رسالت برگزيده ترين مردم از جهت صفا و وفاء علم و تقوي و فضيلت و سيادت بوده اند.

هر كس تاريخ نوشته اعتراف كرده كه در زندگاني آنها لغزش و عثرت و زلت و اختلاف آراء و تضاد عقيده و فكري وجود نداشته است و ما اكنون نظريه چند نفر مورخ ديگر را هم در اين زمينه به نظر مي رسانيم - ببينيم امام صادق عليه السلام را چگونه شناخته و تعريف و توصيف كرده اند.

ذهبي در ميزان الذهب گويد: جعفر بن محمد بن علي بن الحسين الهاشمي ابوعبدالله احد الائمه الاعلام صادق كبير الشأن.

امام جعفرصادق عليه السلام هاشمي از مشهورترين ائمه علم و دين است.

نووي در تهذيب الاسماء و اللغات گويد: پس از ذكر نام كساني كه از او روايت كرده اند مي نويسد: و آخرون و اتفقوا علي امامته و جلالته و سيادته.

همه متفق هستند كه امام صادق عليه السلام در امامت و جلالت و سيادت بر همه برتري داشته است.

شبلنجي در نور الابصار مي گويد: مناقب امام صادق عليه السلام به قدري است كه كه حد و حساب نمي توان نگاه داشت و ادراكات در فهم آن قاصر است.

ابن قتيبه در ادب الكاتب گويد: كتاب الجفر كتبه الامام جعفرالصادق بن



[ صفحه 71]



محمدالباقر فيه كل ما يحتاجون الي علمه الي يوم القيامه و الي هذا الجفر اشار ابوالعلاء المعري.



لقد عجبوا لال البيت لما

اتاهم علمهم في جلد جفر



فمرآة المنجم و هي صغري

تريه كل عامرة وقفر



كتاب جفري كه امام صادق عليه السلام نوشته تمام علوم مورد احتياج آن در آن بوده و بدان جفر علم ماكان و مايكون و ما هو كائن الي يوم القيمة در آن بوده كه ابوالعلاء معري بدان اشارت نموده و گويد شگفت آور است كه اهل بيت عترت علوم خود را در جفر حفظ كرده و جفر آئينه سر تا پا نماي هيئت عالم كبير است كه هر چيزي از علم و دانش و سرنوشت در آن هويدا است.

محمدالصبان در كتاب اسعاف الراغبين گويد و اما جعفرالصادق فكان اماما نبيلا و كان مجاب الدعوة اذا سأل الله شيئا لا يتم قوله الا و هو بين يديه.

امام جعفرصادق امامي برازنده و مجاب الدعوه بود كه هر چه از خدا مي خواست هنوز سخنش تمام نشده بود كه حاجتش برآورده مي شد.

شعراني در لواقح الانوار گويد: و كان سلام الله عليه اذا احتاج الي شي ء قال يا رباه انا احتاج الي كذا فما استتم دعاؤه الا و ذلك الشي ء بجنبه موضوع.

هرگاه كه امام صادق عليه السلام نيازي پيدا مي كرد مي گفت پروردگارا من محتاج به فلان چيز هستم هنوز دعايش تمام نشده بود كه مطلوبش در كنارش حاضر مي شد.

محمد بن طلحه در مطالب السئول گويد: امام صادق عليه السلام از بزرگان اهل بيت و سادات بزرگوار بود كه داراي همه علوم و عبادات و اوراد و اذكار بود در زهد و تلاوت تتبع در معاني قرآن استخراج جواهر علم از درياي بيكران علوم قرآن شمي قوي داشت و اوقاتش به زهد و عبادت نشر علم و افاضات احكام تقسيم مي شد به طوري كه افهام مردم از آن به حيرت افتاده بود.

ابن حجر در صواعق گويد: مردم علوم خود را از او گرفتند و در اطراف عالم صيت شهرت علمي او را پراكنده ساختند.

شيخ عبدالرحمن سلمي در طبقات المشايخ الصوفيه گويد: امام جعفرصادق عليه السلام بر تمام اقران و امثالش برتري دارد او داراي شم علمي و غريزه زهد و پارسائي تمام بود - او فيلسوفي كامل و حكيمي عامل بود.



[ صفحه 72]



هياج بن بسطام گويد: و كان جعفر بن محمد يطعم حتي لا يبقي لعياله شي ء.

به قدري او بذال و بخشنده بود كه هر چه داشت انفاق مي كرد به طوري كه براي عيالش چيزي باقي نمي ماند.

ابن صباغ مالكي در فصول المهمه مي نويسد: امام صادق عليه السلام از جهت علم و فضيلت بر همه تقدم و تبرز داشت در جلالت قدر و نبالت شأن صيت دانش و پرهيزكاريش به وسيله شاگردان بسياري كه داشت به اطراف عالم پراكنده شد در شرق و غرب او را به مجد و عظمت علمي و اخلاقي مي شناسند.

ابن شهرآشوب در كتاب مناقب از مالك بن انس نقل كرده كه گفته است:

«ما رأت عين و لا سمعت اذن و لا خطر علي قلب بشر افضل من جعفرالصادق فضلا و علما و عبادة و ورعا»

هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده كه بشري افضل از جعفر بن محمد الصادق در علم و فضيلت و عبادت و تقوي به وجود آمده باشد.

حسن بن زياد: از مسند ابي حنيفه نقل كرده كه او گفت از ابوحنيفه شنيدم كه از او پرسيدند افقه مردم كيست؟ جواب داد من فقيه تر از جعفر بن محمد نديدم.

ابوحنيفه گويد منصور در احضار من فرستاد گفت جعفر بن محمد دارد فتوي مي دهد تو چهل مسئله مشكل از او سؤال كن شايد در بماند - من چهل مسئله مشكل نوشتم دادم برد خدمت ابوعبدالله يك يك مسائل را با نظريه هاي مختلف مفتيان عراق و حجاز و شام بيان كرد آنگاه فرمود من چنين فتوي مي دهم آنگاه ابوحنيفه مي گويد آيا به چنين كسي كه به تمام آراء و افكار و عقايد فقهي مردم تسلط دارد و بهتر و روشن تر از همه فتوي مي دهد نبايد تسليم او شد او اعلم بشر به اختلاف افكار و عقايد بود؟!

و به همين جهت منصور از ترس تزلزل مقام خلافت خود مي گفت اعلميت او براي من مانند استخواني است كه در حلق من فرورفته باشد.

ابن مقفع گويد: «هذا الخلق و اوما بيده الي موضع الطواف ما منهم احد اوجب له بالانسانية الا ذلك الشيخ الجالس «يعني الصادق»

از اين خلق انبوهي كه در اطراف خانه خدا طواف مي كنند هيچ يك به انسانيت مانند



[ صفحه 73]



اين شيخي كه نشسته است نيست و اشاره كرد به امام صادق عليه السلام كه در كنار مسجدالحرام نشسته بود به افاضات علمي اشتغال داشت.