کد مطلب:211289 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:73

يك روايت ديگر نص بر امامت امام صادق
از كتاب عيون اخبار الرضا از ابي نضره روايت شده او گفت چون امام محمدباقر عليه السلام مريض شد و جعفر را طلبيد تا عهد بندد و در آن حال زيد بن علي برادران حضرت آمد گفت چه مي شد كه همان حكمي كه درباره حسنين فرمودند در حق من مي كردي يعني مانند سيدالشهداء كه امام مجتبي عليه السلام او را پس از خود وصي گردانيد تو هم مرا وصي خود كن من هم برادر توام وصي خود گرداني و خليفه خود سازي امام محمدباقر به او فرمود يا اباالحسين اين منصب امانت الهي است نمي توان به قياس عمل كرد امامت از حجتهاي الهي است كه به نص پيغمبر و آثار و علائم الهي به او سپرده مي شود و لذا امام جعفرصادق عليه السلام را به جاي خود به حكم دستور نبوت به وصايت معرفي كرد.

محمد بن ابي عمر از هشام بن سالم از ابي عبدالله جعفر بن محمد روايت مي كند كه در حين رحلت پدرم مرا به وصايت وصيت كرد و اسرار و ودايع امانت را به من سپرد - و نظاير اين اخبار زياد است كه امام محمدباقر عليه السلام تصريح فرمود كه پس از من جعفر خليفه و امام و جانشين و مقتداي خلق پس از من است كه بايد همه به او اقتدا كنند.



حضرت صادق امام مقتدي

بر تمام خلق عالم پيشوا



نور حق از نور رويش آشكار

جمله ي انوار از او مستعار



وارث جد و پدر از پيش حق

بر بزرگان جهان او را سبق



كس به دوران كي بدي او را عديل

ذات او چون ذات يزدان بي بديل



جويبار جو در اسر وسهي

جمله شيران بر او روبهي





[ صفحه 93]





از نياكان تا به آدم پادشاه

بلكه عالم را از او نور و ضياء



ني غلط گفتم كه با جد و پدر

بود نامش ثبت در لوح قدر



جمله هستي طفيل بودشان

بوده در سوداي ايشان سودشان



بود بر خلق دو عالم پيشوا

آن امام حق به فرمان خدا



سر به سر در اوج عزت باثبات

جملگي از ذات حق قائم به ذات



حب ايشان معني غلمان و حور

خاك درگهشان قصور بي قصور



بندگان درگهش شاه و امير

چاكرانش را قدر فرمان پذير



ز آفتاب روي لا شرقي او

هر كه او خفاش وش برتافت رو



جمله ذرات در وجد آمده

تا كه خورشيد رخش طالع شده



شاد باشيد اي گروه شيعيان

كز شما برپاست دور آسمان



با ولاي اهل بيت مصطفي

فارغند از پرسش روز جزا



در بهشت جاودانتان منزل است

شادمانتان جان و خرم تان دل است



اي امام دين اگر چه نيستم

لايق الطاف تو خود كيستم



تا كه گويم يك نظر سويم نكن

ريشه رنج و غمم از دل بكن



وارهانم از غم و رنج و عنا

كن كرم بر اين فقير بي نوا



ليك چون خورشيد نورافشان شود

نور او بر خار و گل يكسان رسد [1] .




[1] از مرحوم حاجي علي اكبر نواب شيرازي در شرح حال امام صادق (ع).