کد مطلب:211358 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:77

حس رقابت
آن مرد متفكر غربي گويد مسئله رقابت در اجتماع بشر از مسائلي است كه بوده و خواهد بود زيرا احساسات ما با وسايل و تجهيزاتي كه در دست ما است تعادل و هم آهنگي ندارد - يعني احساسات بشر هنوز نتوانسته است با سرعتي كه استعداد علمي و فني او پرورش يافته پيشرفت نمايد - و پيشرفت احساسات و عواطف بشري وقتي ثمربخش است كه با علم و فن همدوش باشد تا به هدف عالي خود برسد.

اين حقيقت كه بايد حس رقابت با علم و فن هم آهنگي داشته باشد تا به نتيجه مطلوب برسد در كلمه ايمان تعليم شده است كه مي فرمايد ايمان حس عقيده قلبي و عمل به اركان است كه با علم و معرفت عقيده به دست آورد و با عمل و كار و كوشش هم آهنگي تام داشته باشد موضوع هم آهنگي يك امر طبيعي است كه در نهاد موجودات گذاشته شده كه هيچ موجود ذره بيني حتي اسنفج هاي دريائي با آنكه هر يك سلول آنها مستقل است ولي در نشو و نما طفيلي هستند و با هم آهنگي ساير حيوانات و مواد بزرگ مي شوند و اين نكته مورد توجه بوده كه گفته اند تناسب اجزاء شرط بقاء موجوديت است اگر يك عضو بدن از انجام وظيفه مشترك خودداري كند آن موجود عنصري در خطر مي افتد - مثلا بدن سالم و صحيح وقتي به كمال صحت مي رسد كه بين اعضاء آن هم آهنگي وجود داشته باشد و اين دايره را بزرگ كنيد تا برسيد به هيئت اجتماع بشري كه حيات و زندگي يك عضو اجتماع بستگي به حيات و سلامت همه اعضاء اجتماع دارد به عبارت ديگر همين طور كه يك فرد داراي اعضاء و اجزائي است مجموعا در شرايط بهداشت و سلامت مؤثر هستند. اجتماع بشر هم از ملت ها تشكيل يافته كه هر يك از آنها در هر نقطه اي از عالم زمانا و مكانا قرار گرفته باشند حيات فردي آنها بسته به حيات اجتماعي ديگران است - زيرا اشتراك منافع و مقاصد در زمينه احساسات مشترك و هم آهنگي حاصل مي گردد اگر منافع شخصي مورد توجه قرار گرفت با مصالح عمومي تضادي پيدا مي كند.

مثلا اگر يكي از كشورهاي نيم كره جنوبي براي مسكون ساختن منطقه قطب جنوب دست به كار فعاليت هائي بزند كه از آن جمله آب كردن يخ هاي آن منطقه است و اين مسئله اي است كه بشر در آينده نزديكي به حل آن موفق خواهد شد ولي ذوب يخ هاي قطب



[ صفحه 177]



جنوب بدون شك باعث مي شود كه سطح آب اقيانوس ها بالا آيد و در نتيجه قسمت عمده اي از كشور هلند و لويزيانا و بسياري از كشورهائي كه از سطح دريا ارتفاع زيادي ندارند به زير آب فروخواهند رفت و بديهي است ساكنين اين سرزمين ها با انجام چنين عملي كه موجب نابودي آنها مي شود مخالفت خواهند كرد.

در اين مثال ملاحظه مي شود كه اگر نفع فردي يا قومي بر مصلحت عمومي غلبه يابد قهرا يك قسمت از هيئت اجتماع مريض و ناتوان خواهد گرديد - بنابراين به يك هدف مشترك مي رسيم كه نيروي تفكر شرقي و غربي در آن مشاركت دارد و آن اين نكته است كه حق همسايه را حفظ كنيد و آن را دوست داريد و با هم به ترقي و تكامل اجتماعي بپردازيد.

اين هم از اثر ماجراي فكر است كه خوشبختانه ما در دوازده قرن پيش در يك سلسله تعليمات عاليه فراگرفته ايم و شيخ صدوق عليه الرحمه كه از مفاخر عالم علم و دانش است از آموزش و پرورش حضرت امام جعفرصادق عليه السلام در باب اكثار الاخوان كتاب مصادقة الاخوان خود را پرداخته و به قدري امام ششم مسلمانان را در حفظ حقوق همسايگي و رأفت و رحمت و عطوفت و مهرباني و مقدم داشتن مصلحت نوعي آنها بر منافع شخصي خود اصرار و تأكيد فرموده است كه با آن مي توان يك مدينه فاضله بزرگي به صورت اجتماع بشري به وجود آورد و بدبختانه مردم دنياي امروز به اين اصول ديني و تربيتي توجهي معطوف نداشته و مانند مردم بي عاطفه غربي فضايل نفساني خود را از دست داده اند - حرص و آز - ولع - زياده طلبي - حب جاه و مال و مقام پرده اي روي چشم و گوش آنها كشيده كه ديگر همسايه را نمي شناسند و نه تنها تربيت ديني خود را هم از دست داده اند، اين اصل ثابت را كه در همه مذاهب سرلوحه تربيت قرار گرفته از نظر محو و فراموش كرده اند و همانطور كه يك فرد متجاسر و متعدي نسبت به همسايه خود تعدي مي كند يك ملت متجاسر و متعدي هم اجحاف و بي انصافي نسبت به ملت ديگري مي نمايد در حالي كه در حقيقت بقاء و حيات اجتماعي آنها به هم مرتبط و مبتني است و نمي توانند از هم تفكيك نمايند اين فكر خام است كه برخي گمان مي نمايند خودشان مستقلا مي توانند باشند و ديگران را فداي تمايلات و شهوات و سيادت خود كنند راست است كه امكان مدتي مي رود ولي براي هميشه دوام و بقاء نخواهد داشت و به همين جهت حكماء و علماء و شعراء و نويسندگان در تحريك احساسات



[ صفحه 178]



نوع دوستي و همسايه داري اثر فراوان گذاشته اند كه احساسات ديگران جريحه دار نشود و اميد است همه مردم خردمند از اين اصول رعايت حقوق همسايه موجبات تحكيم مباني دوستي اجتماعي را فراهم سازند.