کد مطلب:211384 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:70

شريعت در مذهب جعفري
تشريع در بدايت امر در نظر شيعه اماميه يك تمركز فكري است در دور كن كه از آن به عدالت - مصلحت تعبير كرده اند.

يا بگوئيم دو عنصر زنده تركيب حيات شريعت را مي دهد زيرا اجتماع به شرايع زنده و جاودان هستند و اگر شرايع نباشد زندگي جان كندن تدريجي است كه به نام حيات ناميده شده و اركان اين زندگي عدل - صلاح است.

همانطور كه بين ذرات تجاذبي هست و بين عناصر تمايلي مختلفي است نفوس بشر هم با تشريع همان تجاذب و تجانس را دارد كه اثرش اطمينان قلب و وثوق و عواطف متبادله تمركز افراد اجتماع تمدن و حضارت و عمران است.

و لذا گفته اند اساس كشورداري عدالت است اگر چه عدل به معني صحيح خود وجود ندارد مگر مبتني بر مصالح اجتماعي باشد اين مصلحت عمومي در زمان و مكان با عدالت اجتماعي مراتب مختلفي پيدا مي كند كه حكم آن اختلافات را بايد شرايع معين و مقرر دارند زيرا بشر قادر به احاطه و سلطه بر تمام امكنه و ازمنه نيست تا بتواند بر همه و همه جا و همه وقت حكومت نمايد شرايع براي تأليف قلوب و اذهان و افكار داراي يك تجاذب و تجانس مي باشند كه همه را در محور خود جمع مي كنند.



[ صفحه 215]



مصالح نوعي هم گاهي تطور و تبدل پيدا مي كند و اين تطورات در تحت سيطره شرايع انجام مي گيرد كه مي توان از اصول تشريع در نفوذ آن به مدارج آن پي برد.

ترديدي نيست كه اختلافات و تحولات تمام نمي شود مگر به وجود سلطه تشريع - شريعت است كه مي تواند براي افراد در اجتماع حقوقي قائل شود و قوانيني وضع كند كه نظام احسن به هم نخورد به همين جهت باب اجتهاد مفتوح شد تا فقها در اعصار مختلفه از اصول اربعه براي رتق و فتق امور اجتماعي اجتهاد كنند و احكام را استنباط نمايند و لذا هر عالم مجتهدي مجلسش تشريعي است قائم به ذات و شبكه اي است از علم و فقاهت كه به اصول عقايد برمي گردد.

مذهب جعفري نيز همين حقيقت را مشحون است كه با زيركي و كياست و علم و تحقيق و تقوي ورع از روي ادله اربعه استنباط احكام مي نمايد و همان حكمي را كه در صدر اسلام خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم دستور وضع فرموده و علم او به خاندانش به ميراث رسيده است به دست فقها سپرده شده و آنها براي احياء حيات اجتماعي حفظ مي نمايند.

اگر بنا بود حق اجتهاد منحصر باشد به صاحب شريعت و به قول آنها كه باب اجتهاد را مسدود مي دانند لازم مي آمد كه استعدادها و لياقتها و شم علمي و زيركي و ذكاوت ورع و تقوي و صداقت و اخلاق از بين برود زيرا يك اصل مسلم ثابت محدود معيني بوده كه به دست هر جاهل و نابخردي هم بايد اجرا شود ولي آيا تصور اين امر ممكن است و استنباط مفهوم و تطبيق با مصداق موضوع به دست هر كس ميسر است؟! حاشا و كلا علم و فضيلت و اخلاق و پارسائي لازم است تا از ادله اربعه دستورات كلي كه مفاهيم يكي است استخراج شود و بر مصاديق آن حمل گردد - و حكم هر چيزي را نسبت به آن درباره مرتكبين آن فتوي دهد.

البته اين اجتهاد بدين خصوصيت مبارزه و جهاد با نفس است تا اولا علم و دانش فراگيرد و از عقل و نقل و كتاب و سنت استنباط احكام نمايد و هزار نكته باريكتر ز مو را دريابد و در تشريع شريعت يك نهج مستقيم روشني مطلوب به دست آورد بر آن ملاك حكم دهد.

اين كار آساني نيست كه هر بي سر و پائي يا جاهل و نابخردي بتواند قضاوت كند.

مذهب جعفري در شريعت اسلام يك مجلس كثير الانتفاعي بود كه خردمندان خورده بين و دانشمندان محقق و دقيق النظر در آن شركت داشتند و همه به اين حقيقت پي بردند كه



[ صفحه 216]



سنت اجتماع همين است همانطور كه در ساختمان يك كار فني مانند كارخانه - يا خياطي - نجاري و غيره محتاج به اسرار و نكات ماهرانه استاد مي باشد - فن فقاهت نيز نيازمند به توجه و التفات كثير بسياري از جهات فني و روح الاجتماع و مبتني بر مقدمات علمي است كه تا آن به دست نبايد حكومت غير ميسر است.

قوت نفس قدوسي مي خواهد و قدرت علم رباني تا بتواند مسائل حلال و حرام را تشخيص دهد و مستند به قرآن و سنت نمايد و بيان كند.

اگر اين نيروي آسماني نباشد معلوم نيست عقل و كياست مقلدين كمتر از مفتيان باشد و موجب تفرقه و تشتت آراء و تزلزل افكار مي گردد - علم و تقوي لازم است كه در تمام مراحل تقدم و تفوق علمي و اخلاقي اولا مورد اقرار و اعتراف گرديده تا تقليد متعاقب آن صورت گيرد.

و لذا مي بينيم تفكر تصحيح و تشريع محكم ائمه ما مخصوصا مذهب جعفري يك اجتهاد بدون تعصب و تحكم بوده كه خود حاكي حقيقت آن است.

شكي نيست كه خالق متعال در تنظيم و حسن نظام اجتماع خود برگزيدگاني دارد كه به اين ضروريات رسيدگي كنند و با اجتهاد و استنباط صحيح و كامل احكام مورد نياز خلق را از مذهب حقه جعفري استخراج و حكومت نمايند.