کد مطلب:212947 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:155

تقيه قبل از اسلام
از نظر روايات شيعه، مسأله تقيه پيشينه اي بس كهن دارد. زيرا اولين مورد آن را به دومين پيامبر الهي؛ يعني شيث (هبة الله) فرزند حضرت آدم عليه السلام نسبت مي دهند كه پس از قتل هابيل به دست قابيل، از برادرش قابيل به جهت حفظ جان خود تقيه نمود. [1] پس از آن در بعضي از روايات، تقيه به عنوان سنت حضرت ابراهيم عليه السلام مطرح شده است [2] ، كه شايد بتوان از كلمه سنت مداومت آن نزد آن حضرت را استنباط نمود. چرا كه در سيره آن حضرت در مواردي همچون: برخورد با پرستندگان ستارگان، ماه و خورشيد با گفتن «هذا ربي» [3] و نيز گفتن «اني سقيم» [4] در مقابل دعوت همشهريان او براي خروج از شهر و بالاخره بر زبان راندن جمله «بل فعله كبيرهم» [5] در مقابل سؤال بت پرستان از شكننده بت هايشان، گونه هايي از تقيه و توريه را مي توان مشاهده كرد. [6] .

چاره اي كه حضرت يوسف عليه السلام براي نگه داشتن برادرش نزد خود انديشيد، به عنوان شاهدي ديگر براي تقيه پيامبران در روايات شيعه ذكر شده است. [7] در آن مورد ندا دهنده اي از سوي آن حضرت به كاروان برادران يوسف نسبت دزدي داد [8] كه طبق بعضي از روايات، مراد يوسف عليه السلام از اين خطاب، دزديدن خود او از سوي برادرانش بوده است، نه دزدي پيمانه پادشاه. [9] .

مأموريت يافتن حضرت موسي و هارون عليهماالسلام به سخن گفتن با نرمش «قولاً ليِناً» با فرعون [10] نيز در روايات به عنوان موردي ديگر براي تقيه ذكر شده است. [11] كه تقيه اي بودن اين عمل يا به جهت اخفاي بخشي از حقايق و واقعيات و تكيه بر توحيد تنها و يا از باب تقيه مداراتي بوده است.

داستان مؤمن آل فرعون؛ يعني حبيب نجار در زماني كه فرعون ادعاي خدايي كرده و با خدا پرستان به ستيز برخاسته بود و آنها را به قتل مي رساند، در ظاهر با آداب و رسوم و فرهنگ فرعوني هماهنگ بود اما در باطن، وي خداپرست بود و از موسي عليه السلام حمايت مي كرد و اين امر تا زماني كه فرعون تصميم به قتل موسي عليه السلام گرفت، ادامه داشت؛ از موارد ديگر تقيه بود كه به وسيله آن، جان و ايمان خود را از تجاوز و تعدي فرعونيان نجات داد. [12] بديهي است كه مؤمن آل فرعون اين سياست را از كسي نياموخته بود، بلكه به اقتضاي عقل و خرد خويش عمل نمود و سياست عملي او به عنوان «تقيه» به دليل آنكه حكم عقل بود، مورد تأييد «شرع» قرار گرفته و به عنوان رفتاري معقول و پسنديده به صورت وحي بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نازل گرديد. [13] .

تقيه اصحاب كهف، در روايات شيعه به عنوان نقطه اوج تقيه مطرح شده است. [14] زيرا آنان بدين جهت، حتي اظهار شرك نيز مي نمودند. [15] .

در حقيقت بايد متذكر شد كه تقيه از جمله احكام امضايي شارع در طول تاريخ زندگي عقلا و بشر محسوب مي گردد و اينكه برخي از كم انديشان و معاندان شيعه آن را نوعي دروغ و نفاق تلقي نموده و از بدعت هاي شيعه دانسته اند و بدين منظور پيروان مكتب امام و ولايت را به دورويي و مصلحت انديشي متهم كرده اند، نوعي اهانت به شمار آمده و آنها سخت در اشتباهند. [16] ـ [17] .


[1] بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 75، ص 419، ح 74، به نقل از امام صادق(عليه السلام).

[2] وسائل الشيعه، حر عاملي، ج 11، ص 463، ح 16، به نقل از امام صادق(عليه السلام).

[3] انعام / 76 ـ 79.

[4] صافات / 89.

در بعضي از روايات، اين كلام از باب «توريه» دانسته شده و توجيهات مختلفي از سوي علامه مجلسي (ره) در ذيل آن بيان شده است. (بحارالانوار، ج 75، ص 407، ح 4.).

[5] انبياء / 62.

[6] ر.ك: الكشاف، ابوالقاسم زمخشري، ج 3، ص 124؛ الميزان، سيد محمد حسين طباطبايي، ج 14، ص 300.

[7] بحارالانوار، ج 75، ح 44 و 45؛ وسايل الشيعه، ج 11، ص 464، ح 17 و 18.

[8] يوسف / 70.

[9] الميزان، ج 11، ص 238.

[10] طه / 43 و 44.

[11] بحارالانوار، ج 75، ص 396، ح 18.

[12] وسائل الشيعه، ج 11، ص 18، ح 8 و ر.ك: مجمع البيان، امين الاسلام طبرسي، ج 8، ص 512.

[13] مؤمنون / 28.

[14] بحارالانوار، ج 75، ص 429، ح 88.

[15] همان، ج 14، ص 425، ح 5.

[16] الكشاف، ص 170.

[17] ر.ك: جايگاه و نقش تقيه در استنباط، ص 61 ـ 70 و مقاله تقيه و جايگاه آن در احكام عبادي و حقوقي، سيد هاشم بطحائي، مجله مجتمع آموزش عالي قم، ش 12 (ويژه حقوق) سال چهارم، بهار 1381.