کد مطلب:212948 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:161

تقيه در اسلام
با ظهور اسلام و تجلي وحي در جزيرة العرب و گرايش افراد به آن، حساسيت قريش و گروه هاي ديگر عليه اسلام و پيروان آن برانگيخته شد و سخت گيري هاي شديد تا حد قتل و كشتار عليه آنها آغاز گرديد، چنان كه ياسر و همسر او سميه را به جرم پذيرش «اسلام» به قتل رساندند. ولي فرزند ايشان عمار با درايتي خاص، تنها راه نجات جان خود را در آن ديد كه به ظاهر مطابق ميل آنها سخن بگويد، از اين رو با اظهار تبري لفظي از حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم، از آسيب آنها در امان ماند. اما ياران پيامبر او را متهم به ارتداد نموده و به رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم گفتند: عمار، كافر شده است. حضرت فرمود: «هرگز! وجود عمار از سر تا پا، پر از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او درآميخته است.»

وقتي عمار سرافكنده به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم رسيد و با گريه گفت: يا رسول الله! كفار قريش باعث شدند از تو تبري جويم و خدايان آنها را به نيكي ياد كنم. پيامبر اشك هاي او را پاك كرد و فرمود: «اگر بازهم از تو چنين خواستند، مطابق درخواست آنها سخن بگو.» [1] سپس اين آيه نازل شد:

«مَنْ كفر بالله مِن بعد ايمانه الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان»؛ كسي كه پس از مؤمن شدن كافر شود، مرتد خواهد بود مگر كسي كه مجبور به كفرگويي شود، در حالي كه قلب او به ايمان قرص و محكم باشد. [2] .

با نزول اين آيه و امضاي عملكرد عمار توسط پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، «تقيه» به عنوان سنتي عقلايي در جامعه اسلامي و سپري براي نجات جان افراد مسلمان در مواقع خطر قرار گرفت. پس «تقيه» همان گونه كه از نام آن پيداست، حافظ و نگهبان افراد مبتلا در شرائط دشوار است.

هميشه از تقيه در مواقع لزوم استفاده مي شده و تاريخ رواج آن از آغاز بعثت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم تا پايان غيبت صغري مي باشد. [3] .


[1] مجمع البيان، ج 6، ص 389.

[2] نحل / 106.

[3] ر.ك: جايگاه و نقش تقيه در استنباط، ص 70 و 71.