کد مطلب:212949 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:163

تقيه از ديدگاه علماي شيعه و سني
هرچند تقيه شيوه اي عقلايي و فراگير است و هيچ عاقلي با جواز آن براي حفظ جان مخالف نيست، اما در موجبات، اهداف، موارد و احكام آن، ميان علماي شيعه و سني اختلاف است.

از نظر اهل سنت، تقيه تنها جهت حفظ نفس جايز است، اما از نظر علماي شيعه، تقيه براي جلوگيري از هر مهلكه و زياني كه مندوحه نداشته باشد، جايز است. [1] .

از جهت مورد و كاربرد، علماي سني تقيه را تنها در برخورد با غير مسلمانانِ خطرناك جايز مي دانند؛ يعني هرگاه مسلماني در جمع غير مسلمانان قرار گرفت و نتوانست به عقيده و آرمان ديني خود عمل كند، براي رهايي از زيان و ضرر آنها مي تواند تقيه كرده و به ظاهر با آنها هماهنگ شود. [2] دليل آنها اين است كه مدرك تقيه، آيه 106 سوره نحل است.

ولي علماي شيعه به پيروي از ائمه معصومين عليهم السلام تقيه را به اقتضاي عقل در تمام مواقعي كه مؤمن در مخاطره قرار مي گيرد، جايز مي دانند، چه اين خطر از ناحيه كفار باشد يا از ناحيه پيروان مذاهب اسلامي كه با عقيده و مذهب او مخالف هستند.

با نگاهي به تاريخ اسلام در مي يابيم كه اوج بحث تقيه و ملاحظه كاري هاي شيعه، در زمان امام باقر و امام صادق عليهماالسلام و با سفارش و توصيه آن دو امام بزرگوار بوده كه دليل آن نيز شرارت هاي حكومت هاي بني اميه و بني عباس و حاميان آنها بوده است.

حاكمان اين قوم هرچند به ظاهر مسلمان بودند، اما به دليل اين كه خطر آنها دست كمي از خطر كفار نداشت، ائمه معصومين عليهم السلام پيروان خود را توصيه به تقيه مي كردند. بنابر اين، از نظر علماي شيعه در هرجا كه خطري از ناحيه كافر يا مسلمان، مؤمني را تهديد نمايد، تقيه لازم است.

اما از نظر حكمي نيز ميان علماي شيعه و سني اختلاف است. اهل سنت، تقيه را به اين معنا جايز مي دانند كه فرد مسلمان هنگامي كه خود را در خطر مرگ ببيند مي تواند در برابر دشمنِ كافر سرسختانه به عقيده خود عمل كند هرچند به قيمت جان او تمام شود و يا مي تواند تقيه كند و با دشمن همگام گردد. ابن كثير دمشقي مي گويد: «اتفق العلماء علي ان المكره علي الكفر يجوز له ان يوالي ابقاء لمهجته و يجوز له ان يأبي كما فعل بلال رضي الله عنه؛ تمام علما اتفاق نظر دارند كه شخص مجبور به كفر گويي مي تواند براي حفظ جان خود با كفار دوستي كند و نيز مي تواند امتناع نموده و تسليم آنها نشود، چنان كه بلال (رضي الله عنه) در برابر كفار تسليم نشد.» [3] .

زمخشري ـ از مفسران اهل سنت ـ نيز در اين باره مي گويد:

«فان قلت اي الامرين افضل، فعل عمار ام فعل ابويه؟ قلتُ بل فعل ابويه لان في ترك التقية و الصبر علي القتل اعزازاً للاسلام؛ اگر بگويي كدام يك از دو عمل بهتر است، كار عمار يا كار پدر مادر او؟ من مي گويم كار پدر و مادر او بهتر است؛ چون در ترك تقيه و صبر و تحمل در برابر كشته شدن، عزت اسلام نهفته است.» [4] .

بنابراين، حكم تقيه از نظر علماي سني حداكثر، ترخيص است نه عزيمت. اما از نظر علماي شيعه به پيروي از ائمه معصومين عليهم السلام تقيه براي حفظ نفس از خطر قتل، واجب است. شيخ طوسي در اين باره مي گويد: «والتقية عندنا واجبة عند الخوف علي النفس؛ تقيه در نظر علماي شيعه هنگام ترس از كشته شدن واجب است.» [5] .


[1] التفسير الكبير، فخرالدين رازي، ج 8، ص 12.

[2] المنار، ج 3، ص 281.

[3] تفسير القرآن العظيم، ابن كثير دمشقي، ج 2، ص 609.

[4] الكشاف، ص 637.

[5] التبيان في تفسير القرآن، طوسي، ج 2، ص 435.