کد مطلب:212953 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:158

يادآوري
در اين تحقيق به جهت گستردگي بحث و بدين منظور كه اولاً موضوع تحقيق ما «بررسي تقيه از ديدگاه امام صادق عليه السلام و جايگاه آن در عصر ايشان» بوده، ثانياً بيشترين موارد تقيه و حمل بر تقيه در روايات، در دوران آن حضرت مشاهده مي شود، ما از پرداختن به ابعاد ديگر خودداري مي كنيم. اما قبل از هر چيز، لازم است كه اين شبهه، پاسخ داده شود:

امام صادق عليه السلام كه در عصر عزت اسلام مي زيست، چه نيازي به تقيه و توصيه به آن داشت؟ [1] .

پاسخ: با بررسي دوران امامت امام صادق عليه السلام (114 ـ 148 ق.) در مي يابيم كه اين دوران را مي توان به سه بخش تقسيم نمود:

اول: دوره استقرار دولت بني اميه (114 ـ 125 ق.).

دوم: دوره درگيري هاي بني اميه و بني عباس و نيز درگيري هاي بني عباس در آغاز حكومت با مخالفان خود (125ـ145 ق.)

سوم: دوران تثبيت دولت عباسي (145 ـ 148 ق.).

امام صادق عليه السلام از بخشي از دوره اول و تمام دوره دوم توانست به خوبي استفاده نموده و به نشر معارف اسلام و شيعه بپردازد. به همين جهت و با توجه به سهم فراوان آن امام در نشر مذهب شيعه، اين مذهب با نام «جعفري» مشهور گشت. اما در دوره سوم به شدت تحت فشار حكومت عباسي قرار گرفت كه بيشتر موارد تقيه آن حضرت و نيز روايات سفارش و ذكر فضائل تقيه، مربوط به اين دوره است. در واقع آن دوره نه دوران عزت اسلام، بلكه دوره اقتدار بني عباس بود؛ زيرا در حقيقت يكي از تاريك ترين دوره هاي اسلام مي باشد، به خصوص با فشار و اختناقي كه منصور دوانيقي در عصر خلافت خود ايجاد كرده بود، به گونه اي كه امام صادق عليه السلام حتي نتوانست وصي خود را با صراحت اعلام كند و «وصيت» بين پنج نفر مردد ماند كه يكي از آنها خود منصور بود تا جان وصي واقعي در خطر نيفتد. [2] .


[1] ر.ك: مسألة التقريب بين اهل السنة والشيعه، القسم الاول، ص 330.

[2] براي آشنايي از جنايات منصور دوانيقي، ر.ك: مروج الذهب، مسعودي، ج 3، ص 301 ـ 317.