کد مطلب:212954 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:168

امام صادق و تقيه
همان طور كه بيان شد، اكثر روايات فقهي شيعه از زبان امام صادق عليه السلام صادر شده است. هم چنان كه بيشترين موارد تقيه، به ويژه تقيه فقهي و نيز حمل بر تقيه را در روايات آن حضرت مشاهده مي كنيم. همچنين دوره امامت آن حضرت يكي از طولاني ترين دوران هاي امامت ائمه عليهم السلام به شمار مي رود. امام صادق عليه السلام اگرچه در مقطعي از دوره امامت خود ـ به خصوص پس از حكومت هشام تا دهه اول حكومت منصور ـ يعني از سال 125 تا 145 ق. توانست آزادانه به نشر حقايق و معارف بپردازد، اما عواملي باعث صدور روايات تقيه اي از آن حضرت شد؛ همچون:

1.تقيه از حكومت در دوران هشام و منصور.

2.پراكندگي اصحاب آن حضرت از جهت مذهب كه در مواردي ايشان، طبق مذهب فقهي پرسشگران جواب مي داد.

3.حفظ جان اصحاب خود.

4.شكاك بودن بعضي از اصحاب. بنابر اظهارات فوق، احتمال تقيه در روايات آن حضرت حتي اگر ناقل آن، اصحاب خاصي همانند زراره باشد، فراوان است. همچنين اگر بخواهيم با ترسيم يك منحني روايات تقيه را بررسي كنيم، باز به اين نتيجه مي رسيم كه دوره امامت امام صادق عليه السلام بلندترين نقطه اين منحني را به خود اختصاص مي دهد. براي روشن تر شدن اين مطلب، ذكر يك نكته كافي است كه 53 روايت از 106 روايات مربوط به تقيه (با حذف مكررات) كه در كتاب بحارالانوار جمع آوري شده، از امام صادق عليه السلام نقل شده است. [1] يعني حدود 50 درصد روايات تقيه را شامل مي شود و اين رقم غير از احاديث مربوط به تقيه است كه امام صادق عليه السلام از قول امامان پيش از خود نقل مي كند.

علت فراواني اين روايات را تنها در بعد سياسي، مي توان معلول فشارهاي سهمگين حكومت هاي مركزي در دوران اول و سوم و تا حدودي دوره دوم امامت آن حضرت دانست.

رشد روايات در بخش هاي ديگر را نيز مي توان در عللي همچون: 1. طولاني بودن دوران امامت ايشان، 2. توفيق فراوان آن حضرت در نشر معارف و احكام اسلام، 3. از سوي ديگر، اختلاف مذهب داشتن چهار هزار شاگرد و راوي از آن حضرت، 4. شدت اختلاط اقليت شيعيان با اكثريت سني ـ كه افراد متعصب فراواني را در خود جاي داده بود ـ جست و جو نمود. [2] .

همچنين فعاليت شديد غاليان كه در اين دوره به نقطه اوج خود رسيده بودند و بهره برداري آنان از شخصيت و روايات ائمه عليهم السلام را نيز نبايد از نظر دور داشت. اين امر موجب مي شد امام از اصحاب خود بخواهد معارف بلند شيعه را در دسترس همگان قرار ندهند و در بيان آنها تقيه نمايند. [3] اينك به بررسي مواردي از روايات حضرت در اين زمينه مي پردازيم:


[1] بحارالانوار، ج 75، ص 393 ـ 443.

[2] الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 179.

[3] ر.ك: غاليان، كاوشي در جريان ها و برآيندها، نعمت الله صفري.