کد مطلب:224122 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:149

قصيده در مدح امام رضا


صوفي ازرق لباس زد نفس عنبرين

و ز نفس او جهان گشت پر از مشك چين



شد شكن اندر شكن طره ي گيسوي شب

شد صنم اندر صنم حجله ي چرخ برين



دست شب عطر ساي سود ببزم فلك

در صدف آبگون لخلخه عنبرين



دهر بغربال چرخ از شب كحلي طراز

چرخ بمكيال دهر زانجم شعري چنين



بر ورق سيم رنگ بيخته مشك نثار

در طبق لاجورد ريخته در ثمين



ثابت و سيار چرخ طوف زنان گرد قطب

چون فرق جن و انس در حرم شاه دين



شاه خراسان كه يافت در شرف تربتش

خاك خراسان شرف بر فلك هفتمين



آنكه بايماي او صورت ناچيز برد

بر سر روباه مكر حمله ي شير عرين



عفو وي آنجا رسيد كز كرم عام او

دارد مأمون بحشر چشم مقام امين



شوق طواف درش گر نشدي پايمرد

در رحم امهات نطفه نگشتي جنين



هم باميد قبول بندگيش را برد

قابله روزگار ناف بنات و بنين [1] .




[1] از قصيده شهاب ترشيزي ص 256 مجمع.