کد مطلب:224131 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:136

حزب شيعه در عصر مأمون
از سطور تاريخ چنين استنباط مي شود كه مسلمين عموما در زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله با آن همه آيات و احاديث كه درباره علي عليه السلام نازل شد متفق درباره خلافت علي عليه السلام بودند ولي پس از سقيفه و روي كار آمدن ابوبكر و عمر به عللي كه مصالح اجتماعي ايجاب مي كرد با موافقت اميرالمؤمنين سكوت كرده و در معني مطيع اوامر و تعليمات علوي بودند تا عثمان كه به حكم انحراف كشته شد تمام مسلمين اتفاق و اجتماع برخلاف آن حضرت كردند تا آن كه جنگ هاي جمل و صفين و نهروان پيش آمد و به شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام منجر شد و حزب شيعه دسته ي مخصوص باقي ماندند و بسياري از آن ها را معاويه و حزب اموي مانند گوسفندان مسلخ كشتار عمومي كرد و بعد هم يزيد اهل مدينه و مكه را هم قتل عام نمود تا دوره امام حسن و امام حسين عليه السلام منقضي گرديد و پس از شهادت حسين بن علي خط سير مردم بر گشت و با نهضت خونين و انقلاب عظيمي كه در اثر شهادت آن حضرت رخ داد حزب شيعه از آن منفوريت و محدوديت بيرون آمدند و پس از درگذشت يزيد اركان خلافت بني اميه متزلزل شد و با جنگ هاي ممتد ده ساله چهارصد هزار نفر كشته شدند و شيعه رمقي تازه به كالبدش دميده شده تا به دست ايرانيان رشته خلافت را از دست بني اميه گرفته به دست بني عباس دادند.

هواخواهان خاندان علي عليه السلام در تشييد مباني دولت عباسي كمك شايسته اي كرده و سهمي به سزا دارند ولي بني عباس هم نسبت به آن ها از راه حيله و خدعه وارد شده اگر چه علنا به فرقه شيعه مزاحمتي نداشتند ولي شبانه پيشوايان و سادات علوي را در ميان بناها و برج ها گذاشته برخي را گچ مي گرفتند و عده اي را تبعيد مي كردند و جمعي را مي كشتند تا از قدرت معنوي و نفوذ كلمه آن ها مصون بمانند [1] .

حزب شيعه به نام توابين در سال 61 مجتمع شدند و قيام كردند و در سال 64 اولين لواء



[ صفحه 13]



تشيع را بلند كرده نخستين امارت شيعه در كوفه برقرار شد و شعبي از آن متفرع شد به نام حزب (شرط الله) به پيشوائي مختار بن ابي عبيده ثقفي پس از سقوط امارت مختار حزب شيعه شعب مختلفي پيدا كرد به نام شيعه علويه - فرقه اماميه - اثني عشريه - كيسانيه و زيديه - اسماعيليه را نيز نام برده اند كه اين ها همه براي احقاق حق علويين و بني فاطمه متفق بودند و از ميان آن ها در عصر مأمون اولاد زيد شهيد و اسماعيل دعوي خروج به شمشير داشتند چنانچه در خلال سطور آينده خواهيم ديد.


[1] عصر المأمون ص 72 ج 1.