کد مطلب:224145 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:134

فتح و شادماني مأمون
يك روز در مجلس مأمون نامه اي به عنوان اين كه مسلمين نصرت و ظفر يافتند و رد جنگ با روميان غلبه پيدا كردند رسيد و مأمون براي اظهار مسرت آن را به وليعهدش داد و پس از شادماني و مذاكرات مأمون خواست حركت كند امام رضا عليه السلام فرمود به سبب اين خبر خوش چند دقيقه تشريف داشته باشيد مأمون باز نامه را خواند



[ صفحه 85]



كه يكي از قصبات نصاري به دست مسلمين گشوده شد.

حضرت امام رضا رو به مأمون كرده فرمود آيا فتح يك قصبه شما را شادمان كرده؟

مأمون گفت آري براي چنين فتحي كه روز افزون است نبايد شادمان شد؟

حضرت رضا فرمود اي اميرالمؤمنين بترس از خداوند درباره امت محمد صلي الله عليه و آله خدواند تو را اميرمؤمنين كرده و تو تمام امور را به دست كسي سپرده اي كه به موجب احكام قرآن با مردم رفتار نمي كند. تو در اين شهر نشسته مدينه كه خانه عترت و بيت هجرت و مهد نبوت و فرودگاه وحي است مورد بي مهري عمال تو واقع شده آن شهر متروك و مهاجر و انصارش مهجور و مطرود و در شكنجه و عذاب ستمگران قرار گرفته.

در دوره ي تو مدينه بيش از همه جا مورد ظلم و بي عدالتي شده است ابدا رعايت حق و ذمه و پيماني نمي شود - بر مظلومان روزگار به سختي مي گذرد مسلمين دارالهجره به تعب و رنج مي گذرانند در امور معاش خود عاجز و ناتوانند و كسي را نمي بينند كه به او تظلم و دادخواهي كنند و اين گونه اخبار به گوش تو نمي رسد. زيرا به تو دسترسي ندارند -اي خليفه ي مسلمين بترس از خدا درباره ي بندگان او به خصوص خانه پيغمبر و پناهگاه مهاجر و انصار آيا نمي داني كه فرمانرواي مسلمين مانند عمود است در ميان خيمه كه بايد هر كس مايل باشد بتواند بدان دسترسي پيدا كند.