کد مطلب:224161 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:111

مطلع ساختن امام رضا مأمون را
در اين فرصت حضرت رضا (ع) اوضاع آشفته بغداد را و تسلط ابراهيم ابن مهدي و بيرون نمودند حسن بن سهل و كشته شدن هرثمه و كليه وقايع را به سمع مأمون رسانيدند.

مأمون گفت فضل بن سهل مرا چنين گفته كه او را به نيابت من نصب كرده اند.

از اين گفته نيز معلوم مي شود كه مقصود پيشنهاد فضل به مأمون در انتخاب يكي از سادات طالبيه همان طباطبا يا ديگري بود كه در نظر داشته بغداد نيابت خلافت دهد نه امام رضا (ع) و اين سخن هم درست تر مي آيد و شواهدي هم در دست است كه فضل به امام رضا (ع) نظري نداشته زيرا او هم مانند ساير صدراعظم ها به منطوقه «الملك عقيم» بازيگر قابلي بوده مي خواسته كشورش اداره شود نه آن كه حقي به حق دار برسد.

مأمون به محض شنيدن اين اخبار تكاني خورد و تغيير رويه داد و باز هم مطمئن نبود به امام رضا (ع) گفت آيا غير از شما كسي ديگر هم مطلع است امام فرمود آري اگر آن ها را از دست فضل امان دهي و لذا جمعي ديگر آمدند بيانات امام را به فوريت ذكر كردند.

مأمون پيشنهاد امام رضا (ع) را در رفتن بغداد و خوابانيدن فتنه پذيرفت و عازم بغداد شد فضل از جريان مطلع شد سعايت در حق امام رضا (ع) كرد - هنوز اثر نبخشيده بود كه خود فضل را در حمام لشكريان مأمون كشتند و در طوس هم امام رضا (ع) را شهيد كرد و براي اغفال حسن بن سهل نامه اي با انعام و خلعتي به او نوشت به بغداد فرستاد و او را وزير خود نمود و نوشت كه براي خونخواهي برادرت در سرخس ماندم تا كشندگان او را به كيفر برسانم و چهار نفر هم



[ صفحه 108]



بدين جهت كشت و حركت كرد.

حسن بن سهل با انگشتري كه به ضميمه فرمان وزارت دريافت كرد خوشحال شد مأمون هم تا رسيد پوران دختر حسن را به عقد خود در آورد و حسن بن سهل را چيزي خورانيدند كه به مرض صرع و ماليخوليا و جنون مبتلا شد مأمون هم فوري مقام وزارت و خزائن لشكر را از او گرفت به حميد طوسي سپرد [1] .


[1] در منتخب جوامع الحكايات مرحوم ملك الشعراي بهار مصحح كتاب مي نويسد حميد طوسي را مسلم نشد كيست در حالي كه اين حميد بن قحطبه طوسي از عمال جنايات هارون الرشيد بود و صاحب بقعه هاروني است كه مدتي هم استاندار طوس بود و پس از تسلط مأمون بر بغداد و عزل حسن بن سهل حميد بن قحطبه طوسي را به وزارت برگزيد و به جاي او طاهر ذواليمينين را استاندار خراسان كرد.