کد مطلب:224164 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:118

مورخين عرب و عجم درباره مسموميت امام هشتم
پس از كشته شدن فضل مأمون قدري خيالش راحت شد كه مخالفي براي رفتن به بغداد ندارد ولي حرف هاي فضل را در نظر دارد كه چگونه وليعهد خود را با مخالف سخت بني عباس به بغداد ببرد ضمنا هنوز كاملا مي ترسد كه مبادا واقعه رخ دهد كه او را بكشند در اين فكر و انديشه رفت كه با وليعهد خود چه كند آيا به مسافرت خود در التزام ركاب او تا بغداد پيش برود؟ آيا مي تواند در مقابل قيام بني عباس پاسخي دهد و مقاومت نمايد؟ آيا مي تواند بني اعمام و بني عباس را اقناع كند؟ آيا قدرت بر عزل امام رضا عليه السلام دارد؟ آيا اگر امام رضا را عزل كند علويين قيام نخواهند كرد و عهد و پيمان به آن محكمي را چگونه بشكند؟

مأمون در درياي فكر فرو رفته و نقشه مسموميت امام رضا عليه السلام را طرح كرد كه در ضمن راه اين عمل انجام گيرد تا معلوم نشود و بلكه حادثه قتل لوث گردد.

مأمون مي دانست قضيه قتل و مسموميت حضرت عليه السلام غير از قتل فضل است زيرا فضل وزيري بود متعدي و دشمن هم بسيار داشت ولي امام رضا عليه السلام پيشواي شيعيان است و در دل مردم ايران مخصوصا خراسان و كوفه و حجاز و يمن جا دارد چگونه اين نقشه عملي گردد و عاقبت كار به كجا خواهد كشيد در انديشه فرو رفت؟!!

بعضي از مورخين سنت و جماعت خواسته اند مسموميت امام را لوث كنند و فقط به اين كه آن حضرت انگور زياد خود و به مرگ فجأه در گذشت متشبث شده اند در حالي كه سخيف ترين آراء اين است.

زيرا امام اعلمي كه به شهادت خود مأمون و علماي معاصر او در طب و علوم ديگر دست بسيار قوي داشت چگونه آن قدر انگور مي خورد كه سكته كند!! - اين سخن خام و كودكانه است



[ صفحه 113]



كسي كه به مقتضاي آب و هواي مختلف خراسان دستور طبي براي مأمون مي نويسد و ضامن حفظ صحت مأمون به آن دستور مي شود خود او به وفور خوردن انگور مي پردازد!؟ حاشا و كلا.

علماي پرهيزكار و شب زنده دار اساسا كم غذا مي خورده اند و مراقب حال مزاج خود بوده اند از مقام ولايت هم كه صرف نظر شود حضرت رضا اعلم ناس بود و او هرگز مردي پرخور نبوده است.

اينك ما اقوال مورخين را نقل مي كنيم تا به اخبار اماميه بپردازيم:

طبري مورخ شهير مي نويسد: امام (ع) ناگهان بر اثر خوردن انگور زياد فوت كردند [1] .

مسعودي كه بيشتر دقت نظر داشته مي نويسد: حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در صفر سال 203 در طوس به علت خوردن انگور و افراط در آن وفات يافتند و اضافه مي كند كه مي گويند آن حضرت را مسموم كرده اند [2] .

جرجي زيدان مي نويسد: مأمون در كشتن وليعهد خود تعمد داشت و براي خورانيدن انگور زهر آلود به آن حضرت دسيسه كرد و آن بزرگوار را مسموم ساخت [3] .

ولي در جاي ديگر جرجي زيدان مي نويسد: مأمون در سال 202 به طرف بغداد حركت كرد چون از مرو به سرخس رسيد گروهي از اشرار در گرمابه به فضل بن سهل تاخته او را ناگهان كشتند و اين قتل به دستياري سلمان مجوسي انجام گرفت [4] .

مأمون قاتلين را دستگير كرد تا پس از بازجوئي امر به كشتن همه آن ها داد و از سرخس حركت كرد چند روز گذشت كه به طوس رسيدند شايع شد كه علي بن موسي الرضا (ع) به وسيله ي انگور زهرآلوده مسموم شده مردم اين كار را به مأمون نسبت داده اند ولي در حقيقت كار سلمان مجوسي است.

ابوالفرج مي نويسد: مأمون تمارض كرد و علت تمارضش اين بود كه در يك مجلس به هر دو نفر غذاي مضر و زيان آوري داده اند مأمون مزاجش قوي تر بود به تمارض گذراند تا خوب شد



[ صفحه 114]



ولي امام رضا (ع) مزاجش عليل و ضعيف بود و لذا وفات كرد [5] .

علامه اربلي مي نويسد: چون خلافت از خاندان عباس به خاندان علي منتقل گشت حضرت علي بن موسي الرضا را زهر خورانيدند و در طوس در ماه رمضان فوت نمود [6] .

از اين روايت معلوم مي شود كه بني عباس حضرت رضا را مسموم كردند.

محمد بن علي بن حمزه روايت كرده كه منصور بن بشير از برادرش عبدالله بن بشير نقل كرده كه مأمون به او دستور داد ناخن هاي خود را دراز بگذارد او هم يك هفته يا بيشتر ناخن خود را نگرفت تا بلند شد سپس چيزي شبيه به تمر هندي به او داد و گفت اين ها را خوب با دو دستت نرم و خمير كن - ابن بشير دستور او را عمل كرد بعد مأمون به منزل حضرت رضا (ع) كه مجاور منزل خود او بود رفت.

مأمون گفت حال شما چطور است؟

امام رضا عليه السلام فرمود: اميد است بهبودي حاصل كنم؟

مأمون پرسيد آيا امروز از پرستاران كسي خدمت شما آمده است.

حضرت فرمودند نه!!

خضري مي نويسد: به نظر من بعيد نيست كه بعضي از اطرافيان و درباريان مأمون اين كار را كرده باشند و شايد به منظور تخفيف در هيجان و شورش بني عباس بود كه بدانند منظور مأمون بيرون بردن خلافت از قبيله بني عباس به بني فاطمه نبود [7] .

آب انار

مأمون به خشم آمد فرياد كرد كجا هستيد چرا رسيدگي نمي كنيد الا آب انار بگيريد كه هيچ چيز فعلا بهتر از آب انار نيست!! و ضمنا گفت حضورا بياوريد همين جا آب آن را بگيريد.

انار آوردند به عبدالله بن بشير گفت آب انار را با دستت بفشار - او هم آب انار را گرفته مأمون با دست خود آب انار مسموم را به خورد حضرت رضا عليه السلام داد.

عبدالله بن بشير گويد: پس از خوردن آب انار دو روز بيشتر در دنيا نبودند.

اين روايت با روايت اربلي اختلاف دارد ولي قابل تحليل است به شرح زير:

اولا اربلي مسموميت را ماه رمضان مي نويسد و چون روايت ديگري داريم كه حضرت



[ صفحه 115]



را به انگور مسموم كردند ممكن است آن انگور در ماه رمضان بوده باشد - و با اين تاريخ تضادي ندارد.

ثانيا مأمون به ديدن حضرت آمد معلوم مي شود حال حضرت رضا (ع) خوب نبود قبلا به واسطه ي غذاهاي ناپسند و مضر بنا بر روايت بالا كه آن را هم درست بدانيم موجب كسالت آن حضرت شده است و مأمون از اين كسالت براي اجراي نقشه خود فرصتي به دست آورد و آب انار مسموم به حضرت خورانيد.

و روايات ديگر اين معني را تاييد مي كند.

اصفهاني از ابن حمزه و ابوالصلت روايت مي كند كه وارد بر حضرت رضا ع شدم پس از بيرون رفتن مأمون و خوردن آب انار بود.

امام ع فرمود:اي اباصلت كار خود را كردند و مرا زهر خورانيدند.

اين واقعه ي انار در منزل خود حضرت رخ داده ولي واقعه ي انگور در منزل مأمون رخ داده.

محمد بن علي مي فرمايد:از محمد بن جهم شنيدم مي گفت حضرت رضا انگور را دوست مي داشت و مأمون آن حضرت را دعوت كرد و انگور خوب تهيه نمود و دستور داد با سوزن زهرآلود دانه هاي انگور را مسموم كرده و چند روزي گذاردند كه زهر در آن اثر بخشد و در ايامي كه آن حضرت في الجمله كسالتي داشتند از آن خوشه اي كه نصفش آلوده بود مامون به دست خود برداشت و خود از دانه هاي آلوده نشده خورد و يك طرف آن را كه آلوده به زهر بود به حضرت تعارف كرد و امام از آن انگور چند دانه اي ميل فرمود و آن زهر قتال و كشنده اي بود كه گفته اند:



تيت يد الايام ان صروفها

سقم الكرام و صحة الارذال



و مسموميت را با مرگ كتمان كردند تا دو روز گذشت تا وقتي كه خبر دادند فرستاد نزد محمد بن جعفر بن محمد و جماعتي از آل ابيطالب و آن ها را سر جنازه حاضر كرد گفت ببينيد تن آن حضرت سالم است و هيچ اثر آسيب و جراحتي در بدن آن حضرت مشاهده نمي شود آن گاه شروع به گريه كرد؟!

اين سخن خود بهترين دليل متهم است كه مرتكب جنايتي شده و خواسته خود را تبرئه كند به راه ديگري بزند و همين كلام به مشام قضائي قويترين اعتراف است [8] .

يعقوبي روايت مي كند: موقعي كه حضرت رضا ع به طوس رسيدند در آن شهرستان



[ صفحه 116]



وفات كردند و به قريه اي كه نام آن نوقان بود و در اول سال 203 هجري اين واقعه رخ داد و سابقه مرضي هم نبوده است.

فقط سه روز مريض شدند و از دنيا رفتند و گفته شده كه علي بن هشام ايشان را انار زهرآلود خورانيده و مأمون در فوت امام گريه و زاري كرده است [9] .

از روايت يعقوبي مسموميت مسلم مي شود ولي آيا به عداوت شخص علي بن هشام بوده يا به دستور مأمون. مطالب بعد اين قضيه را روشن مي كند.

دكتر رفاعي مي نويسد: در سفر مأمون و انتقال مركز خلافت از مرو به بغداد فصل پائيز بوده كه به طوس رسيدند و آن جا امام به سكته وفات يافته و گفته شده است كه سبب وفات افراط در انگور بوده و مامون آن بزرگوار را در جوار قبر پدرش هارون دفن كرد.

اين مورخ مصري حتي آن جمله ي گفته شده كه مسموم شدن را هم نياورده و خواسته خيلي خشك شهادت مردي صاحب ولايت را به خوردن انگور فراوان مبتني سازد و بسيار فكر سخيف و بي قابلي است در حالي كه اين نويسنده در بسياري از مسائل بحث و تحليل خوبي كرده پس بايد گفت اعمال غرض در بيان تاريخ داشته كه آل محمد را تحقير كند [10] .

احمد امين در گذشت و رحلت امام هشتم را يك امر طبيعي مي داند و عمليات و مقالات مأمون را دليل بر برائت او مي شناسد و مأمون را از مخصلين صديق امام مي داند او هم مانند رفقاي مصري بي نظر نيست [11] .


[1] طبري ص 150 ج 2.

[2] مروج الذهب مسعودي ص ج 5.

[3] تاريخ تمدن ص 65 ج 4.

[4] سلمان مجوسي از دوستان فضل بن سهل بود و با هم اسلام آوردند ولي در اثر حسادت در قتل فضل بن سهل و حضرت رضا به عقيده ي جرجي زيدان هم شركت كرد و مأمون چون به بغداد رسيد دستور داد سلمان مجوسي را هم كشتند (تاريخ امين و مأمون ص 356).

[5] مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهاني ص 374.

[6] كشف الغمه اربلي ص عصر المأمون ص 267 ج 2.

[7] محاضرات خضري ج 3.

[8] ابوالفرج اصفهاني ص 374.

[9] تاريخ يعقوبي ص 181 ج 3.

[10] عصر المأمون ص ج 2.

[11] ضحي الاسلام ص 295 ج 3.