کد مطلب:224176 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:90

آشوب در نيمه غربي خلافت
813 - 816، 198 - 201 ه

سايكس درباره ي مأمون و امام رضا عليه السلام چنان مي نويسد:

نزاع و جدال بين ايراني و عرب در نيمه قلمرو خلافت بعد از قتل امين هم جريان داشت و آن مدتي باقي بوده است طاهر بعد از اين همه فتوحات به واسطه يك حركت احمقانه يعني موافقت [1] و طرفداري از حسن برادر فضل بن سهل وزير ايراني از مقام بلند سرداري افتاد.

اگر چه با اين حال حكومت شام و بين النهرين به او واگذار شد ولي طبعا افسرده بود و رغبت به كاري نمي كرد تا در رقه متوقف گرديد و حوادث جاريه را با ديده عبرت مي نگريست.

مأمون ظاهرا بر آن شد كه مرو را پايتخت قرار دهد و بغداد مورد توجه نبود در نتيجه فتنه و آشوبي در كوفه به راه خاندان علي و طرفداري علويان برانگيخته شد و نيز طغيان هاي ديگري در آسياي صغير و حجاز به ظهور رسيد.

هرثمه كه نسبت به مامون وفادار بود به طرف مرو حركت كرد تا از جريان امور و اوضاع آن وقت كه بس خطرناك بود وي را مستحضر سازد ليكن نفوذ وزير (فضل بن سهل) كاري



[ صفحه 129]



كرد كه نه فقط اجازه صحبت نيافت بلكه با قدم سريعي به مجلس شتافته و بالاخره مقتول گرديد.


[1] پيمان و وفاء به عهد و بيعت كه در اسلام از بزرگترين نمونه بارز مردانگي بوده و طاهر بدين صفت خود را نشان داد سايكس آن را احمقي تلقي كرده است و از نظر يك سياستمدار انگليسي تاريخ نوشته نه از نظر اطلاع و وقوف به اوضاع و احوال عصر و روحيه ملل و نحل و شرايط زمان و مكان سايكس كتابي به نام «افتخارات شيعه» نوشته كه در آن جا خرافات و سمپاشي خود را براي اعراب به حد كمال بروز داده و براي اعراب هم همين عمل را نسبت به ايرانيان كرده است.