کد مطلب:224197 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:97

بنا و ساختمان
1- عمارت اول قبه ي هاروني است كه قبل از ارتحال آن حضرت به امر مأمون ساخته شده و آن در خانه ي حميد بن قحطبه بود و اين بنا را ديالمه تزيين نموده و در عهد آن ها سال 372 آبادان و مورد عنايت شاه و رعيت بوده تا امير سبكتكين كه يا خود از روي تعصب يا به تحريك اهل سنت از روي حسد قبه را خراب نمود و سال ها روضه بدون سرپوش بود.

و از دوستان هم كسي را نيروي ساختمان نبود تا يمين الدوله سلطان محمود پسر ناصرالدين سبكتكين حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام را خواب ديد كه فرمودند تا چند اين چنين خواهد ماند محمود دانست كه مقصود مشهد امام رضا عليه السلام است و چون بيدار شد امر كرد به تجديد عمارت و مباشرت ساختمان آن با حاكم نيشابور بود كه بارگاهي مجلل و عالي ساخت و قبه بلندتر افراخت و ابن اثير در جائي مي نويسد كه سبكتكين در سنه ي 386 مردم را منع مي كرد از زيارت ولي پسرش ناصرالدين سبكتكين در سال 400 آن جا را ساخت و مردم را آزاد گذاردند و اين بنا بود تا زمان سلاجقه [1] .

2- ساختمان سلطان محمود غزنوي بود.

3- عمارت سوم ساختماني است كه شرف الدين ابوطاهر قمي عامل مرو آن را اصالة از مال خود يا وكالتا از جانب سلطان سنجر سلجوقي متوفي سال 552 بنا نهاد و خبر آوردند عمارت زمان سبكتكين رو به ويراني مي رود بر ترميم و تعمير آن قيام و اقدام نمود و تا زمان چنگيز باقي بود و چون تولي خان پس از فتنه چنگيز و بعد از قتل اهل نيشابور به طوس رفت روضه مقدسه و آباداني اطراف آن را منهدم ساخت و شرح آن را بسياري نوشته اند از آن جمله ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه در ذكر فتنه تاتار گويد:

«ثم عمدوا الي طوس فنهبوها و قتلوا اهلها و خربوا المشهد الذي به علي بن موسي الرضا (ع) و الرشيد هرون بن مهدي و ساروا الي هرات» و ابن اثير عينا اين خبر را مي نويسد.

4- عمارت دولت سلطان محمد اولجايتو متوفي 719 اولين شيعه شعبه ي مغول بود كه



[ صفحه 190]



در سال 834 كه قاضي شمس الدين ابن بطوطه طنجئي از جام به طوس آمد حرم مطهر تعمير شده بود چنان كه خود او در سفرنامه تصريح كرده مي گويد مشهد مكرمه بر آن قبه بزرگي بود در داخل زاويه و در مجاورت آن مدرسه و مسجد جامعي مليح البناء بوده و تمامي آن بنائي درخشان و تابناك دارد و ديوارها با كاشي زيبا درست شده و روي قبر صندوقي از چوب است كه به صفحات نقره پوشيده شده و قنديل هاي نقره بر بالاي آن آويخته اند و در فوق آن قبه از نقره است و بر در حرم ابريشمي زربفت است و داخل حرم انواع فرش هاي گوناگون گسترانيده اند و در برابر آن آرامگاه هارون الرشيد قرار گرفته.

اين ساختمان آبادان بوده تا زمان صفويه كه زلزله آن را خراب كرد.

5- عمارت صفويه است شاه عباس سه سفر به مشهد به زيارت رفت سفر اول 25 ذي حجه 1006 شاه عباس اول وارد مشهد مقدس شد ديد حرم مطهر را كه عبدالمؤمن خان اوزبكي غارت كرده و سواي مجمر طلا ديگر چيزي در آن جا باقي نگذاشته است.

شاه در 28 ذي حجه از مشهد به هرات رفت و هرات را پس گرفت و آن جا را منظم نمود و به مشهد مراجعت كرد - يك ماه در مشهد توقف داشت و صحن مقدس را مرمت كرد و خدام بقعه را احسان و اكرام نموده و به اصفهان بازگشت.

شاه عباس در اواخر سال 1008 سفري ديگر به مشهد نمود و خود مراقب و خدمت گذار آستانه بود و حتي شبي با مقراض سر شمع ها را مي گرفت شيخ بهائي بالبداهه اين رباعي را گفت:



پيوسته بود ملايك عليين

پروانه ي شمع روضه خلد آئين



مقراض به احتياط زن اي خادم دين

ترسم ببري شه پر جبريل امين



و در اين سال كليه تعمير و ترميم و تزئين لازم را نمود شاه عباس سفر سوم را نذر كرده بود پياده به مشهد مشرف شد و شيخ بهائي و ميرداماد و ساير درباريان او گفتند حفظ وجود شاه لازم است و اين نذر مورد نداشته كار به شوري كشيد و قرار بر اين شد استخاره كنند چون ميرداماد قرآن را باز نمود اين آيه آمد «فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي» شاه گفت كار را بر من دشوار كرديد زيرا بنا بود پياده روم اكنون مجبور هستم پا برهنه حركت كنم آن گاه دستور داد هر روز مقداري راه را فرش مي كردند و شاه از آن عبور مي نمود و گويند بيش از شش ماه كه فصل زمستان و مصادف با ماه رجب و شعبان و رمضان بود اين سفر طول كشيد



[ صفحه 191]



و تا به مشهد رسيدند 280 روز شد واقعه در سال 1010 بود و اسكندر به يك صاحب تاريخ عالم آراء عباسي اين اشعار را گفته:



غلام شاه مردان شاه عباس

شه والا گهر خاقان امجد



به طرف مرقد شاه خراسان

پياده رفت با اخلاص بي حد



و ملا جلال يزدي منجم باشي و ميرزا هدايت الله نجم ثاني مسافت را با زنجير پنجاه ذرعي مساحت كرده معلوم شد 193 فرسخ از اصفهان تا مشهد بود و 28 روز اين مسافت طي شده چون به مشهد رسيد صحن مبارك را وسعت داد و ايوان علي شير كه در گوشه واقع و درگاه روضه متبركه از آن جا بد نما بود در وسط قرار داد و ايواني در طرف ديگر مقابل آن بساخت و خياباني از دروازه عراق (غرب) به طرف شرق كشيده كه از هر دو طرف به صحن رسيده و از ميان ايوان ها بگذشت [2] .

شاه چشمه ها و قتوات احداث كرده به شهر آورد و نهري از ميان خيابان و حوض بزرگ در وسط صحن احداث نمود كه آب از حوض گذشته به خيابان شرقي جاري شد.

در اكثر كتيبه هاي بناهاي شاه عباس به خط ميرزا محمد رضا صدرالكتاب و علي رضاي عباسي و محمد رضاي امامي تاريخ بنا نوشته است قبه حضرت رضا عليه السلام در زمان صفويه كاشي بود شاه عباس در اين سفر قبه با با خشت هاي مسي زراندود طلا گرفت و در كتيبه بيروني قبه مي نويسد:

بسم الله الرحمن الرحيم من عظايم توفيق الله سبحانه أن وفق السلطان الأعظم مولي ملوك العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوي و الحسب الباهر العلوي تراب اقدام خدام هذه الروضة المنورة الملكوثية مروج اثار اجداده المعصومين السلطان بن السلطان ابوالمظفر شاه عباس الحسيني الموسوي الصفوي بهادر خان فاستعسد بالمخبي ماشيا علي قدميه من دار السلطنة اصفهان الي زيارة حرم الأشرف و قد تشرفت بزينته هذه القبة من خلص ماله في سنة الف و عشروتهم في سنة الف و ستة عشر.

بنابراين كتيبه معلوم مي شود در همان سال 1010 دستور داد گنبد را طلا نمايند و تا سال 1016



[ صفحه 192]



تمام گشت.

اين بنا آبادان بود تا سال 1084 كه در آن سال نوشته اند زلزله ي عظيمي در خراسان واقع شد و خرابي فراوان نمود و تلفات بسياري داد و از جمله بناهائي كه خراب شد قبه مباركه رضوي با گنبد مسجد جامع گوهرشاد خراب گرديد و تا سال 1086 دو سال بعد از زلزله شاه سليمان صفوي آن قبه مباركه را تجديد كرد و در چهار ترنجي اطراف قبه كه به املاء محقق خونساري است اين عبارت نوشته شده

من ميامن منن الله سبحانه الذي زين السماء بزينة الكواكب و رصع هذه القباب العملي بدرر الدراري الثواقب ان استسعد السلطان الأعدل الأعظم و الخاقان الأفخم الأكرم شرف ملوك الأرض حسبا و نسبا و اكرمهم خلقا و أدبا مروج مذاهب أجداده الائمة المعصومين و محيي مراسم ابائه الطيبين الطاهرين السلطان بن السلطان بن السلطان شاه سليمان الحسين الموسي الصفوي بهادر خان بتذهيب هذه القبة العرشية الملكوتية و تزيينها و تشرف بتجديدها و تحسينها اذا تطرق اليه الانكسار و سقطت لبناتها الذهبية التي كانت تشرق كالشمس في رابعة النهار بسبب حدوث الزلزلة العظيمة في هذه البلدة الطيبة الكريمة في سنة اربع و ثمانين و الف و كان هذه التجديد الجديد سنة ست و ثمانين و ألف كتبه محمد رضا الامامي


[1] فوت سبكتكين غزنوي سال 387 رخ داده و حمدالله مستوفي در تاريخ گزيده مي نويسد سوري بن معتز در دوره سلطان مسعود غزنوي حاكم نيشابور بود و بقعه رضوي را ساخت.

[2] تاريخ سرجان ملكم ص 215 - عالم آراي عباسي ص 421 - روضات الجنات.