کد مطلب:224254 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:632

رفتن شاه عباس به زيارت امام رضا
بسياري از بزرگان و فرمان فرمايان و سلاطين جهان به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام تشرف حاصل كرده اند كه معروف تر از همه سفر زيارت شاه عباس كبير است كه به نقل مطلع الشمس سه مرتبه به زيارت مشهد رفت در «25 ذي حجه سال 1006 و سال 1008 و در سال 1009 بنا بر نذري كه كرده بوده پياده به مشهد رفت و شيخ بهائي و ميرداماد مي خواستند شاه را منع كنند كه پياده رفتن موجب آزار شاه نشود گفت استخاره مي كنم چون استخاره كرد اين آيه آمد فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي شاه گفت كار مرا مشكل تر كرديد كه بايد با پاي برهنه هم بروم و به نقل صاحب روضات در 28 روز به مشهد رفت و فرش مي گستردند تا شاه روي آن عبور كند و چون به مشهد رسيد با مقراض سر شمع ها را مي گرفت شيخ بهائي اين شعر را گفت:



[ صفحه 336]





پيوسته بود ملايك عليين

پروانه شمع روضه خلد برين



مقراض به اختيار زن خادم دين

ترسم ببري شهپر جبريل امين



يك طواف درش از قول رسول مدني

تا به هفتاد حج نافله يكسان آمد



حركت شاه عباس پياده به مشهد

اسكندر بيك منشي شاه عباس مي نويسد - حضرت اعلي شاهي ظل الهي نذر فرمودند يك مرتبه از دارالسلطنه اصفهان پياده به زيارت روضه مقدس مطهر حضرت امام الجن و الانس بروند و در اين سال (1009) تصميم گرفتند حركت كنند [1] .

روز اول شهر (جمادي الثاني) از ميدان نقش جهان به مسجد طوقچي رفتند و از آن جا به دولت آباد برخوار كه سه فرسخ است و اعلان كردند هر كس ميل دارد ملتزم ركاب باشد حاضر شود ولي آن ها سواره بيايند گروهي بسيار جمع شدند و به احترام شاه پياده در ركاب شاه عباس مي رفتند.

سه نفر از نزديكان طنابي كه دوازده هزار ذرع بوده است گرفته اندازه مي گرفتند كه مقدار حركت معين باشد و ضمنا طول راه معلوم شود.

28 روز طول كشيد كه شاه عباس از اصفهان تا مشهد پياده رفتند و ماده تاريخ آن را ميرزا اسكندر بيك دبير مخصوص چنين گفته است:



غلام شاه مردان شاه عباس

شه والا گهر خاقان امجد



بطوف مرقد شاه خراسان

پياده رفت با اخلاص بي حد



چو صدقش بود رهبر يافت توفيق

كه فايز شد به آن فرخنده مقصد



چو از ملك صفاهان روبره كرد

بدان مطلب رسيد از بخت سرمد



دبير عقل بهر نيكنامي

نوشت اين نكته بر طاق زبرجد



پياده رفت و شد تاريخ رفتن

ز اصفاهان پياده تا به مشهد



سال 1009

اسكندربيك مي نويسد كه در روضة الصفا نوشته از قياصره روم هرقل نصراني نذر كرده



[ صفحه 337]



بود از قسطنطنيه تا بيت المقدس پياده برود و آن موقع هر روز فراشان فرش مي گسترانيدند و گل ها و رياحين بر روي آن فرش هاي زيبا مي ريختند تا قيصر روم به بيت المقدس رسيد و بيست روز راه را دو ماهه طي كردند ولي شاه عباس پياده بر روي خاك مي رفت و تحمل سختي و مشقت را در اين راه پر ثواب نمود - «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا».

شاه عباس ماه رجب و شعبان و رمضان را در مشهد ماند و خود به خدمت مشغول شد در روضات مي نويسد كه چون شاه عباس خواست اين نذر را ادا كند علماء گفتند حفظ وجود شاه لازم است و خوب است از اين نذر به كفاره عدول كنيد پس از تبادل افكار قرار شد استخاره كنند ميرداماد استخاره نمود اين آيه آمد.

فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي

شاه گفت كار مرا مشكل تر كرديد زيرا اكنون بايد به علاوه پياده پا برهنه هم بروم و براي او هم فرش مي گستردند و شاه مي رفت تا به مشهد مي رسيد - و از اول صبح تا غروب به خدمت خادمي و سر شمع ها را گرفتن و جاروب كردن مشغول مي شد و هيچ از خدمت فرو گذاري نمي كردند [2] .

در سفري كه ملازمين شاه عباس زياد بودند و پياده رفت منجم باشي مسافت را با زنجير پنجاه ذرعي مساحت نمود معلوم شد 193 فرسخ از اصفهان تا مشهد است ولي راه امروز از تهران تا مشهد 168 فرسخ و از اصفهان تا طهران هفتاد و دو دويست و چهلم فرسخ مي باشد.



الهي تو اين شاه والا تبار

كه هست از كهان و مهان يادگار



بر او رنگ شاهيش پاينده دار

دلش را به نور يقين زنده دار



بدارش بر او رنگ فرماندهي

كه نفريبدش تخت شاهنشهي



خدايا به حق زمين و زمان

كه از بهر آسايش انس و جان



به عمر طبيعي رسان سال او

جهان را جوان دار ز اقبال او [3] .



امامي كه روبند خاك درش را

ملايك به شهپر خلايق به مژگان



در سفر ديگر شاه عباس صحن را ساخت و خيابان صفوي را بنا نهاد [4] .



[ صفحه 338]



اسكندر بيك مي نويسد: شاه عباس سفري براي مشهد حركت كرد و در «بلده ي تهران مريض شد چهار ماه آن جا ماند» و پس از بهبودي و تجويز اطباء به طرف مشهد حركت كرد [5] .

در اين سفر صحن حوض بزرگ ايوان علي شير - ايوان ها - چشمه ها - قنوات - مستغلات و تذهيب و تهذيب و طلاكاري و غيره از آثار او هم اكنون موجود است.



امام بحق شاه مطلق كه آمد

حريم درش قبله گاه سلاطين



شه كاخ عرفان گل شاخ احسان

در درج امكان مه برج تمكين



علي بن موسي الرضا كز خدايش

رضا شد لقب چو رضا بودش آئين



زفضل و شرف بيني او را جهاني

اگر نبودت تيره چشم جهان بين



پي عطر روبند حوران جنت

غبار درش را به گيسوي مشكين



اگر خواهي آري به كف دامن او

برو دامن از هر چه جز اوست برچين



لب سپهر برين را بود هواي بريدن

بدان اميد كه گردد به خاك كوي تو ملحق



زنور بيضه ي بيضا بود زفر تو فره

فر از طارم امكان زده است قدر تو بيرق



به نزد كنيه عاليت هفت گنبد گردون

چو پيش كوه دماوند هفت دانه جوزق



مگر تو روضه ي سلطان هشتمي كه به خاكت

كند ز بهر شرف سجده هفت طارم ازرق



خديو خطه ي امكان كه از عنايت يزدان

فراز خر گه لاهوت پرفراشته منجق



علي عالي اعلا امام ثامن ضامن

كه از طفيل و جودش وجود گشته منسق



سپهر عدل مهين گوهر محيط خلافت

جهان جود بهين زاده ي رسول مصدق



زهي عظيم بنا بقعه اي كه هست ز فرت

بناي شرع مشيد اساس عدل مخلق



نهال فكرت قاآني از سحاب معاني

به بوستان سخن گشت در ثناي تو مورق





[ صفحه 339]




[1] عالم آراي عباسي ص 425 - روضات الجنات ص.

[2] عالم آراي عباسي ص 422.

[3] عالم آراي عباسي ص 604.

[4] عالم آراي عباسي ص 604.

[5] عالم آراي عباسي ص 275.