کد مطلب:224264 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:93

سواد وقف نامه سادات رضوي
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

بسم الله تيمنا بذكره الاعلي

حمد و سپاس بيرون از حد استيناس آفريدگاري را سزا است كه سقف مرفوع آسماني را بي وسيله ي دعائم و رابطه ي قوائم برافراشت:



مقدري نه به آلت به قدرت مطلق

كند به شكل به خاري چه گنبد ازرق



نه خشت داشته معمار را در او بازار

نه چوب و تيشه نجار راغ در او رونق



و شكر فزون از حد قياس پروردگاري را رواست كه وقار و ثبات زمين را وسيله ي مصالح عباد ساخت.



سپهر و زمين بسته ي بند اوست

جهان ايستاده به پيوند اوست



كند در زمان هر چه رأي آيدش

رسد بي گمان هر چه را بايدش



و در امتزاج و ازدواج جواهر علوي و سفلي فوائد انسان تعبير كرد و چهار احتجاب كه نهايت ضديت در امزجه ايشان است چنان با يكديگر آميخت كه ديده در آن مانع نظر تميز يكي از ديگر نتواند نمود و انواع حبوب و اثمار و رياحين و ازهار از آن بيرون آورد تا سبب طيب عيش اين مشتي خاكي نهاد بي بنياد گردد (سعدي):



ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري



همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبري



و دورد نامعدود صاحب مقام محمودي را كه ملت پدر امت و خليل حضرت عزت ابراهيم از وجود بافر وجود او زيب و زينت گرفت و صحن پهناور زمين در بسطت جاه عريض از تنگي پذيرفت و آسمان از شرم رفعت آسمان فرقد ساي او پرده ي سحاب در روي كشيد بدر منير به اشارات انگشت معجز نمايش دو نيم شد و خورشيد غروب كرده به دعوتش طلوع نمود آن مهتر و بهتر زمره رسل كه تشريف گرانمايه «كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين» بر قامت سروآساي او راست آمد و خلعت فاخر «لولاك لما خلقت الافلاك» جز به بالاي خوش نماي او چست نيامد يعني آن



[ صفحه 350]



نبي معلي مزكي و آن رسول مكرم مجتبي (ابوالقاسم محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و بر آل و اولاد عالي جناب او سيما وصي وفي بافروبها المشرف به تشريف «انا مدينة العلم و علي بابها» المخاطب به خطاب «انت مني به منزلة هرون من موسي (ابوالحسن علي بن ابيطالب عليه السلام)» صاحب الحوض و اللواء يوم البعث و الجزاء و تتمة ائمة المعصومين المنصورين بالاقتداء و الاهتداء.

و بعد چون ضياع و عقار را وسيله ارزاق اخيار و اشرار ساخته اند و در هر عصري از اعصار همان ضيعه بعينه تنخواه ارزاق يكي از عباد مي شود:



اي كه بر پشت زميني همه وقت آن تو نيست

دگران در شكم مادر و پشت پدرند



و از آن جائي كه چيزي در ديوان واهب الارزاق وسيله ي رزق ايام حيوة فقير، فقير عفو ربه القوي «ابراهيم بن ابي القاسم بن ابيطالب رضوي» نموده بودند بدان جهة نعمت توسعه رزق به اين ضعيف عنايت نموده خواست كه به شكر اين نعمت نوعي سازد كه بعد از ارتحال و انتقال اين فقير از دار ملال بعضي از فقراء آل محمد صلوات الله عليه و آله از آن محفوظ و بهره مند گردند شايد انتفاع فقراء از اين عقار و ضياع باعث رفاهيت عقباء اين فقير گردد لهذا رقبات متصرف فيه خود را بعضي كه جد مغفورم وقف ذكور اولاد خود فرموده و برخي كه بر سبيل امانت نزد فقير بود مفصلا مشروحا در قيد كتابت آورد تا با يكديگر مخلوط نشوند و آن چه ملك اين ضعيف بود آن را بصيغه صريحه شرعيه بر اولاد خود وقف نمود به شرطي كه در تحت اين رقعه مفصلا قلمي خواهد شد.