کد مطلب:235967 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:154

جاي خالي امام كاظم
بغض محمد بن سنان بيشتر شد. به مدينه كه رسيد با ديدن برج و باروي شهر، غمي پنهاني به گلويش چنگ انداخت. به خودش گفت: «مدينه بي مولايمان غمگين و دلگير است. به چه رويي پا به آن بگذارم؟»

شال سياه از سر خود باز كرد تا مأموران به او شك نكنند. از اسبش پايين آمد. آرام و محتاط از دروازه گذشت. از خانه ي امام كاظم (ع) تا دروازه فاصله ي زيادي بود. باز بر زين اسب نشست و راه افتاد. در راه به خود گفت: «درست يك سال است كه زنداني زندان هارون است. خدا مي داند كه به او در زندان چه مي گذرد. آه، خدايا!....»

دندان به هم فشرد و در درون گريست. از راسته ي بازار عطاران كه گذشت ياد رضا افتاد. بوي خوش پيراهنش هميشه او را سرمست مي كرد. ياد ديداري كه چند سال پيش با امام كاظم (ع) و رضا داشت افتاد. امام در اتاقش نشسته بود و رضا هم درست رو به رويش قرار داشت.

- در اين سال حادثه اي رخ خواهد داد اما پريشان مباش و بي تابي مكن!

- چه حادثه اي؟

امام كاظم (ع) درباره ي حكومتهاي مهدي و هادي عباسي سخن گفت ابن سنان همچنان نگران نگاهش مي كرد.

- مرا به اجبار نزد مهدي عباسي مي برند اما بدان كه از جانب او و سپس هادي عباسي به من صدمه اي نمي رسد.

- قربانت گردم! بعد از آن چه مي شود؟

- ستمگران گمراهتر مي شوند.

امام كاظم (ع) به مسموميت خود اشاره داشت. رضا غمگين شد و ابن سنان سر به زير افكند.

- اما....

- اما چه؟



[ صفحه 28]



- هركس در حق اين پسر ستم كند و امامتش را رد كند مانند كسي است كه به حق اميرمؤمنان علي (ع) ظلم كرده و امامت آن حضرت بعد از رسول خدا (ص) را انكار كرده است....

ابن سنان خود را مقابل خانه ي امام كاظم (ع) يافت. ايستاد و از روي اسب پايين آمد. شنيده بود كه به جاي امام (ع) هر شب رضا به خانه ي او مي آيد و در آن جا شب را به صبح مي رساند. هر سائلي از راه برسد دستان اوست كه به نوازشش مي آيد و هر پرسنده اي سؤالي بخواهد بپرسد، رضاست كه با علم بي كرانش جوابگوي اوست. شاگردان و شيعيان و بينوايان همگي دل از خانه ي امام نمي كندند و آن روز ابن سنان بود كه وقتي كوبه ي در را به صدا درآورد غلامي از درون خانه پرسيد: «كيستي؟» و او گفت: «شاگردي بي نوايم. به پابوسي رضاي آل محمد (ص) آمده ام.» وسپس در گشوده شد و آفتابي چشم نواز ديدگانش را بي تاب كرد؛ آفتابي كه بر آن توري غبار غم بود.



[ صفحه 29]