کد مطلب:235995 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:143

قبر هارون
كاروان به سناباد رسيد. همه ي مأموران به فرمان رجاء ازاسبها پايين آمدند. آنها بالاي قبر هارون رسيدند. قبر در باغ [1] مجلل حميد بن قحطبه قرار داشت؛ زير سنگي زيبا و تراشيده!

لبهاي رجاء براي فاتحه لرزيد. مأمورها دست به سينه دور تا دور قبر ايستادند. قبر هارون در ميانه ي باغ قرار داشت. ناگهان نگاهها به طرف مركب امام چرخيد. امام از آن پايين شد و بالا سر قبر آمد و به آن نيم نگاهي كرد، بي آن كه فاتحه بخواند، چوبي از روي زمين برداشت. همه كله كشيدند تا ببينند چه خواهد كرد.

رجاء متفكرانه جلو آمد و كنار امام ايستاد. امام كنار قبر هارون با همان چوب روي زمين قبري كشيد، تعجب همه زياد شد. رجاء زير چشمي خيره بود به امام. نوك دماغش سرخ و پاي چشمهايش ورم داشت. يعني امام چه مي خواست بگويد؟

امام رو كرد به جمعيت و گفت: «قبر من همين جا قرار مي گيرد!»

مردها دست بر روي دست گذاشتند و آهسته گفتند: «آه...!»

امام ادامه داد: «به زودي خداوند اين مكان را محل رفت و آمد شيعيان و دوستانم مي كند. سوگند به خدا هيچ كس ازآنها مرا زيارت نكند و سلام بر من ندهد مگر اين كه در سايه ي شفاعت ما خاندان رسالت به آمرزش و رحمت خدا برسد!»

جز سكوت، صداي خفيف باد بود كه در باغ پيچ و تاب مي خورد.

امام به نماز ايستاد. نمازش طول كشيد. وقتي تمام شد دعا خواند و به سجده رفت. سجده اش طولاني شد. رجاء و مأموران از جاي خود تكان نخوردند.

چند تن از مأموران كه نزديكتر بودند شمردند كه امام در سجده ي خود پانصد بار گفت: «سبحان الله!»



[ صفحه 106]




[1] در اين باغ، كاخي زيبا بود كه آن را حميد بن قحطبه، فرمانده ي نظامي عباسيان، براي خود بنا كرده بود. اين كاخ تا آغاز قرن چهارم قمري برپا بود و يك ميل عربي مساحت داشت (هر ميل عربي تقريبا دو كيلومتر است). هنگامي كه هارون براي سركوبي قيام رافع بن ليث به خراسان آمد، در دهكده ي سناباد از دنيا رفت و در اين كاخ دفن شد. (به نقل از راهنماي خراسان، ص. البدايه و النايه، ج، ص).