کد مطلب:236019 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:124

دوستي با علي
روزي مأمون به ديدن امام رضا (ع) رفت؛ بي خدم و حشم و فضل و همراهان. خودش بود و چند مأمور. سلام كرد و روي گليم ساده ي اتاق امام نشست. سيبي از ظرف گلي برداشت و چند گاز به آن زد. بعد سؤالي كه از مدتها قبل در ذهنش بود به يادش آمد. وقت را براي پرسيدن مناسب ديد پس پرسيد: «اي پسر عمو! چرا جد تو اميرمؤمنان علي (ع) قسيم [1] النار و الجنه است؟»

امام بي آن كه به فكر فروبرود خوش روتر از هميشه گفت: «آيا نشنيده اي از پدر و اجداد خودت كه روايت كردند از عبدالله عباس [2] كه گفت: «از رسول خدا شنيدم كه فرمود: «حب علي ايمان و بغضه كفر. دوستي با علي ايمان است و دشمني با او كفر»؟»

مأمون فوري گفت: «آري، آري شنيده ام!»

امام گفت: «اين سخن به اين معناست كه علي تقسيم كننده ي افراد به بهشت و دوزخ است.»

مأمون غرق در انديشه شد. بعد به امام نگريست كه داشت زير لب دعا مي خواند. در دلش خشم كرد و گفت: «باز هم با حرفهايش، آتش دلم را شعله ور ساخت!»

ناگاه امام به او نگريست. مأمون دستپاچه شد و نگاهش را به جاي ديگر اتاق چرخ داد. بعد با خنده اي مصنوعي گفت: «گواهي مي دهم كه تو وارث علم رسول خدا هستي! خداوند بعد از تو مرا زنده نگذارد اباالحسن!»



[ صفحه 158]




[1] تقسيم كننده ي بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ.

[2] جد بزرگ عباسيان، پسر عموي پيامبر اكرم (ص) و علي (ع).