کد مطلب:24022 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:421

آثار ادبي كه از او به يادگار مانده است (راه اول اثبات ايمان ابوطالب)
ما از ميان قصائد طولاني وي، قطعاتي را چند انتخاب مي نماييم و براي روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نيز مي نگاريم:



ليعلم خيار الناس ان محمداً

نبيّ كموسي و المسيح بن مريم



اتانا بهدي مثل ما اتيابه

فكل بامرالله يهدي و يعصم



«اشخاص شريف و فهميده بدانند كه محمد بسان موسي و مسيح پيامبر است همان نور آسماني را كه آن دو نفر در اختيار داشتند، او نيز دارد و تمام پيامبران به فرمان خداوند، مردم را راهنمائي و از گناه باز مي دارند».



تمنيتم ان تقتلوه و انما

امانيكم هذي كاحلام نائم



نبي اتاه الوحي من عند ربه

و من قال لا، يقرع بها سن نادم





«سران قريش، تصور كرده اند كه مي توانند بر او دست بيابند در صورتي كه آرزوئي را در سر مي پرورانند، كه كمتر از خوابهاي آشفته نيست او پيامبر است. وحي از ناحيه خدا بر او نازل مي گردد و كسي كه بگويد نه، انگشت پشيماني به دندان خواهد گرفت».



الم تعلموا انا وجدنا محمداً

رسولا كموسي خط في اول الكتب







و ان عليه في العباد محبة

ولا حيف فيمن خصه الله بالحب





«قريش آيا نمي دانيد كه ما او (محمد) را مانند موسي پيامبر يافته ايم و نام و نشان او در كتابهاي آسماني قيد گرديده است، و بندگان خدا محبت مخصوص به وي دارند و نبايد درباره كسي كه خدا محبت او را در دلهائي به وديعت گذارده ستم كرد».



والله لن يصلوا اليك بجمعهم

حتي اوسد في التراب دفينا



فاصدع بامرك ما عليك غضاضة

وابشر بذاك و قرمنك عيونا



و دعوتني و علمت انك ناصحي

ولقد دعوت و كنت ثم امينا



ولقد علمت ان دين محمد (ص)

من خير اديان البريه دينا



«برادرزاده ام، هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت، و تا آن روزي كه لحد را بستر كنم، و در ميان خاك بخوابم، دست از ياري تو برنخواهم داشت، به آنچه مأموري آشكار كن، ازهيچ چيز مترس، و بشارت ده، و چشماني را روشن ساز، مرا به آئين خود خواندي و مي دانم تو، پند ده من هستي، و در دعوت خود امين و درستكاري، حقا كه كيش «محمد» از بهترين آئينها است.»



او تؤمنوا بكتاب منزل عجيب

علي نبي كموسي او كذي النون



«يا اينكه ايمان، به قرآن سراپا شگفتي بياوريد كه بر پيامبري مانند موسي و يونس نازل گرديده است».

هر يك از اين قطعات، قسمت كوچكي از قصائد مفصل و سراپا نغز ابوطالب است كه ما به عنوان نمونه، برجسته هاي آنها را، كه صريحاً ايمان او را به كيش برادرزاده اش مي رساند انتخاب نموديم.

خلاصه سخن: هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها كافي است و اگر گوينده اين ابيات يك فرد خارج ازمحيط اغراض و تعصبات بود همگي بالاتفاق به ايمان و اسلام سراينده آن حكم مي كرديم ولي از آنجا كه سراينده آنها «ابوطالب» است و دستگاه تبليغاتي سازمان هاي سياسي اموي و عباسي پيوسته برضد آل ابوطالب كار مي كردند، از اين نظر گروهي، نخواسته اند يك چنين فضيلت و مزيتي را براي ابوطالب اثبات كنند.

از طرفي وي، پدر علي است كه دستگاههاي تبليغي خلفا برضد او پيوسته تبليغ مي كردند، زيرا اسلام و ايمان پدر وي، فضيلت بارزي درباره او حساب مي شد در حالي كه كفر و شركت پدران ديگر خلفا موجب كسر شأن آنها بود.

به هر حال، عليرغم تمام اين سروده ها و گفتارها و كردارهاي صادقانه، گروهي به تكفير وي برخاسته، حتي به آن اكتفا نكرده و ادعا كرده اند كه آياتي درباره ابوطالب كه حاكي از كفر او است، نازل شده است تو گويي جهان اسلام مشكلي جز ابوطالب نداشت و بايد آياتي درباره او فرود آيد و يا پيامبر از جايگاه او در دوزخ سخن بگويد.