کد مطلب:24034 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:450

ايمان والدين پيامبر
دلائل روشن تاريخي ما را به ايمان نياكان و عموي پيامبر حضرت ابوطالب (ع) رهبري نمود، اكنون وقت آن رسيده است كه ايمان پدر و مادر پيامبر (ص) را مورد بررسي قرار دهيم.

نظريه مشهور در ميان علما اسلام مانند «اماميه و زيديه» و محققان اهل سنت اين است كه «والدين» پيامبر (ص) بر خط توحيد بودند و آني از آن منحرف نشده اند از آنجا كه تاريخ از زندگاني هر دو كمتر ضبط كرده است از اين جهت، منكران ايمان آنان كوچك ترين دليلي در دست ندارند، در حالي كه براي اثبات ايمان آنان قرائني در دست هيت كه اينك به ترتيب مي نگاريم:

1- روزي «فاطمه خثعمي» خود را بر «عبدالله» عرضه كرد او در پاسخ درخواست او دو شعر انشأ كرد كه از تقليد او به عفت و پاكدامني، كاملاً حكايت مي كند و چنين گفت:



اما الحرام فالممات دونه

والحل لا حل فاستبينه



يحمي الكريم عرضه و دينه

فكيف بالامر الذي تبغينه



«مرگ بهتر از اجابت به درخواست حرام است، درخواست حلالي وجود ندارد كه در آن بررسي كنم، مرد كريم آبرو و دين خود را حفظ مي كند، چگونه خود را به درخواست تو آلوده كنم».

2- پيامبر گرامي در سخنان خود مي فرمايد: «لم ازل انقل من اصلاب الطاهرين الي ارحام الطاهرات = من پيوسته از صلب پدران طاهر، به رحمهاي مادران پاك منتقل مي شدم. مقصود از طهارت در اين حديث تنها پاكيزگي از اعمال زشت نيست، بلكه معني وسيعي دارد كه پاكيزگي از شرك و بت پرستي را نيز دربر مي گيرد.

3- درباره ايمان مادر پيامبر «آمنه» كافي است بدانيم كه از نبوت فرزند خود كاملاً آگاه بود، در سفري كه براي ديدن بستگان خود به مدينه رفته بود، و پيامبر را نيز همراه داشت، پيوسته مي ديد كه «احبار» يهود مدينه از نبوت فرزند او خبر مي دهند و او از ترس گزند آنان فوراً مدينه را به عزم مكه ترك گفت و در نيمه راه در نقطه اي به نام «ابوأ» درگذشت و به هنگام احتضار ديدگان خود را باز كرد، و به صورت فرزند خود نگريست و اين دو بيت را سرود:



ان صح ما ابصرت في المنام

فانت مبعوث الي الانام



فا لله انهاك عن الاصنام

ان لا تواليها مع الاقوام



«اگر آنچه در رؤيا ديده ام صحيح و پا برجا باشد تو برانگيخته شده جهانيان هستي خدا ترا از گرايش به بت باز داشته تا مانند ديگران به ولايت آنها معتقد نباشي».

آنگاه آخرين جمله هاي او اين بود «كل حي ميت، و كل جديد بال، و كل كبير يفني، و انا ميته و ذكري باق و ولدت طهرا».

«هر زنده اي مي ميرد، هر تازه اي كهنه مي شود، هر بزرگي، فناپذير است و من مي ميرم و ياد من جاودان است و بر آئين پاك متولد شدم».

زرقاني در شرح مواهب از جلال الدين سيوطي نقل مي كند كه او پس از نقل اين قسمت مي گويد اين اعترافها حاكي است كه او يكتا پرست بوده زيرا از آئين ابراهيم نام برده و از رسالت فرزند خود بشارت داده است.

شيخ مفيد كه بيانگر عقائد اماميه است مي گويد: علماي اماميه اتفاق نظر دارند كه نياكان پيامبر (ص) از آدم تا عبدالله همگي مؤمن و موحد بودند و در اين مورد با آيات قرآن و اخبار استدلال نموده اند و خود پيامبر فرمود: من پيوسته از صلب پدران پاك به رحمهاي مادران پاكيزه منتقل مي شدم تا ديده به اين جهان گشودم سپس مي افزايد: آمنه بنت وهب بر خط توحيد بود و او در زمره مؤمنان محشور مي شود.

4- ابن كثير در كتاب «البدايه و النهايه» روايات فراواني را گردآورده كه همگي از ايمان و توحيد «والدين» پيامبر (ص) حكايت مي كند كه ما برخي را نقل مي كنيم:

روزي پيامبر در يكي از خطابه هاي خود چنين گفت: «من محمد بن عبدالله هستم هر موقع مردم دو دسته مي شدند خدا مرا در جانب بهترين آنان قرار مي داد تا اينكه از ابوين خود متولد شدم و هرگز دامنم به پليديهاي جاهليت آلوده نشد و از آدم تا برسيد به والدينم، ميوه ازدواج هستم، نه عمل زشت از اين جهت بهترين شما هستم از نظر پدر».

5- عائشه مي گويد: پيامبر از جبرئيل نقل كرد كه او گفت، شرق و غرب را زير و رو كردم، بهتر از «محمد» نديدم. قبيله اي بهتر از بني هاشم پيدا نكردم، و مقصود از «بهترين» همان ثبات در خط توحيد و حفظ سنتهاي ابراهيمي است.

6- شكي نيست كه ابراهيم درباره فرزند خود چنين دعا كرد...

را به صورت يك اصل ثابت در نسل او باقي بدار. چنانكه مي فرمايد: «وجعلها كلمة باقية في عقبه».

دعاي ابراهيم هر چند شعاع گسترده اي دارد ولي نياكان پيامبر قدر مسلم آن است اگر دعاي ابراهيم درباره فرزندان خود به هدف اجابت رسيده و توحيد به عنوان يك اصل ثابت در «نسل» او باقي مانده است. قطعاً نياكان پيامبر مصداق مسلم آن بوده اند.