کد مطلب:2543 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:58

درس دوم
درس دوم تاريخچه فقه و فقهاء 1





همچنانكه در درسهاي پيش ياد آوري كرده ايم ، يكي از مقدمات آشنائي با

يك علم اين است كه شخصيتها و صاحبنظران معروف آن علم كه عقائد و

آرائشان در آن علم مورد توجه است و همچنين تاليفات و آثار و كتب مهمي

كه در آن علم نگاشته شده است و مورد استناد و نقل واقع مي گردد مورد

شناسائي قرار گيرد .

علم فقه - يعني فقه مدون كه در آن كتاب تدوين وتأليف شده است و آن

كتب هم اكنون نيز موجود است - سابقه هزار و صد ساله دارد . يعني از 11

قرن پيش تاكنون بدون وقفه حوزه هاي تدريسي فقهي بر قرار بوده است ،

استادان ، شاگرداني تربيت كرده اند و آن شاگردان به نوبه خود شاگردان

ديگري تربيت كرده اند تا عصر حاضر ، و اين رابطه استاد و شاگردي قطع نشده

است .

البته علوم ديگر مانند فلسفه ، منطق ، رياضيات ، طبق سابقه بيشتري

دارند و كتابهايي از زمانهاي دورتر در اين علوم در دست است ، ولي در

هيچيك از آن علوم شايد نتوان اينچنين حيات متسلسل و متداومي كه بدون

وقفه و لاينقطع رابطه استاد و شاگردي در آن محفوظ باشد نشان داد ، فرضا هم

در علم ديگري وجود داشته باشد منحصر به جهان اسلام است ، يعني تنها در

جهان اسلام است كه علوم ، سابقه حياتي متسلسله و منظم هزار ساله و بيشتر

دارند كه وقفه اي در اين حاصل نشده است . ماقبلا راجع به تسلسل و تداوم

عرفان هم بحث كرده ايم .

خوشبختانه يكي از مسائلي كه مورد توجه علماي مسلمين بوده است اين است

كه طبقات متسلسل ارباب علوم را مشخص سازند . اين كار در درجه اول

نسبت به علماي حديث انجام يافته است و در درجات بعدي براي علماي علوم

ديگر . ما كتابهاي زيادي به اين عنوان داريم ، مانند " طبقات الفقهاء

" ابواسحاق شيرازي ، " طبقات الاطباء " ابن ابي اصيبعه ، " طبقات

النحويين " و " طبقات الصوفيه " ابوعبد الرحمن سلمي .

ولي با كمال تأسف تا آنجا كه اين بنده اطلاع دارد ، آنچه درباره طبقات

فقهاء نوشته شده از اهل تسنن ومربوط به آنها است ، درباره طبقات فقهاء

شيعه تاكنون كتابي نوشته نشده است . لهذا براي كشف طبقات فقهاء شيعه

از لابلاي كتب تراجم و يا كتب اجازات كه مربوط است به طبقات راويان

حديث بايد استفاده كرد .

ما در اينجا نمي خواهيم طبقات فقهاء شيعه را به تفصيل بيان كنيم بلكه

مي خواهيم شخصيتهاي برجسته و بنام فقهاء را كه آراءشان

مورد توجه است با ذكر كتابهاي فقه ذكر كنيم ، ضمنا طبقات فقهاء نيز

شناخته مي شوند .



فقهاء شيعه





تاريخ فقهاء شيعه را از زمان غيبت صغرا ( 260 - 320 ) آغاز مي كنيم به

دو دليل : يكي اينكه : عصر قبل از غيبت صغرا عصر حضور ائمه اطهار است و

در عصر حضور ، هر چند فقهاء و به معني صحيح كلمه ، مجتهدين و ارباب فتوا

كه ائمه اطهار آنها را به فتوا دادن تشويق مي كرده اند بوده اند ، ولي خواه

ناخواه فقهاء به علت حضور ائمه اطهار ( ع ) تحت الشعاع بوده اند ، يعني

مرجعيت آنها در زمينه دست نارسي به ائمه بوده است و مردم حتي الامكان

سعي مي كردند به منبع اصلي دست يابند و خود آن فقهاء نيز مشكلات خود را

تا حد مقدور و ممكن با توجه به بعد مسافتها و ساير مشكلات ، با ائمه

اطهار در ميان مي گذاشتند . ديگر اينكه علي الظاهر فقه مدون ما منتهي

مي شود به زمان غيبت صغرا ، يعني تأليف و اثري فقهي قبل از آن دوره از

فقهاء شيعه فعلا در دست نداريم يا اين بنده اطلاع ندارد .

ولي به هر حال در شيعه نيز فقهاء بزرگي در عصر ائمه اطهار وجود

داشته اند كه با مقايسه با فقهاء معاصر آنها از ساير مذاهب ، ارزش آنها

معلوم و مشخص مي شود . " ابن النديم " فن پنجم از مقاله ششم كتاب

بسيار نفيس خود را كه به نام " فهرست ابن النديم " شهرت و اعتبار

جهاني دارد اختصاص داده به " فقهاء الشيعه " و در ذيل نامهاي آنها از

كتابهاي آنها در حديث يا فقه ياد مي كند . درباره حسين بن سعيد اهوازي و

برادرش مي گويد : " اوسع اهل زمانهما علما

بالفقه و الاثار و المناقب " . يا درباره علي بن ابراهيم قمي مي گويد :

" من العلماء الفقهاء " . و درباره محمد بن حسن بن احمد بن الوليد قمي

مي گويد : " وله من الكتب كتاب الجامع في الفقه " . ولي ظاهرا كتب

فقهيه آنها به اين شكل بوده است كه در هر بابي احاديثي كه آنها را معتبر

مي دانسته اند و بر طبق آنها عمل مي كرده اند ذكر مي كرده اند ، آن كتابها هم

حديث بود و هم نظر مؤلف كتاب .

محقق حلي در مقدمه " معتبر " ميگويد :

" نظر به اينكه فقهاء ما رضوان الله عليهم زيادند وتأليفات فراوان

دارند و نقل اقوال همه آنها غير مقدور است ، من به سخن مشهورترين به فضل

و تحقيق و حسن انتخاب اكتفا كرده ام و از كتب اين فضلا به آنچه اجتهاد

آنها در كتابها هويدا است و مورد اعتماد خودشان بوده است اكتفا كرده ام

. از جمله كساني كه نقل مي كنم ( از قدماي زمان ائمه ) حسن بن محبوب ،

احمد بن ابي نصر بزنطي ، حسين بن سعيد ( اهوازي ) ، فضل بن شاذان (

نيشابوري ) ، يونس بن عبدالرحمن ، و از متأخران ، محمدبن بابويه قمي (

شيخ صدوقي ) و محمد بن يعقوب كليني ، و از اصحاب فتوا علي بن بابويه

قمي ، اسكافي ، ابن ابي عقيل ، شيخ مفيد ، سيد مرتضي علم الهدي و شيخ

طوسي است . . . "

محقق با آنكه گروه اول را اهل نظر و اجتهاد و انتخاب مي داند آنها را

به نام اصحاب فتوا ياد نمي كند ، زيرا كتب آنها در عين اينكه خلاصه

اجتهادشان بوده است ، به صورت كتاب حديث و نقل بوده است نه به صورت

فتوا . اينك ما بحث خود را از مفتيان اولي كه در زمان غيبت صغرا

بوده اند آغاز مي كنيم :

. 1 علي بن بابويه قمي متوفا در سال 329 ، مدفون در قم ، پدر شيخ محمد

بن علي بن بابويه معروف به شيخ صدوق است كه در نزديكي شهر ري مدفون

است . پسر ، محدث است و پدر ، فقيه و صاحب فتوا . معمولا اين پدر و

پسر به عنوان " صدوقين " ياد مي شوند .

. 2 يكي ديگر از فقهاء بنام و معروف آن زمان كه معاصر با علي بن

بابويه قمي است ، بلكه اندكي بر او تقدم زماني دارد " عياشي سمرقندي "

صاحب تفسير معروف است . او مردي جامع بوده است . گرچه شهرتش به

تفسير است ، او را از فقهاء شمرده اند . كتب زيادي در علوم مختلف و از

آن جمله در فقه دارد . ابن النديم در الفهرست مي گويد : " كتب او در

خراسان رواج فراوان دارد " . در عين حال ما تاكنون نديده ايم كه در فقه

آراء او نقل شده باشد . شايد كتب فقهي او از بين رفته است .

عياشي ، ابتداء سني بود و بعد شيعه شد . ثروت فراواني از پدر به او

ارث رسيد و او همه آنها را خرج جمع آوري و نسخه برداري كتب و تعليم و

تعلم و تربيت شاگرد كرد .

بعضي جعفر بن قولويه را كه استاد شيخ مفيد بوده است ( در فقه ) همدوره

علي بن معاويه بابويه و قهرا از فقهاي دوره غيبت صغرا شمرده اند و

گفته اند كه جعفر بن قولويه شاگرد سعدبن عبدالله اشعري معروف بوده است .

( 1 ) ولي با توجه به اينكه او استاد شيخ مفيد بوده است و در سال 367 و

يا 368 در گذشته است نمي توان او را معاصر



پاورقي :

. 1 الكني و الالقاب .





علي بن بابويه و از علماي غيبت صغرا شمرد . آنكه از علماي غيبت صغرا

است پدرش محمد ابن قولويه است .

. 3 ابن ابي عقيل عماني . گفته اند يمني است . عمان از سواحل درياي يمن

است . تاريخ وفاتش معلوم نيست . در آغاز غيبت كبرا مي زيسته است .

بحرالعلوم گفته است كه او استاد جعفر بن قولويه بوده است و جعفر بن

قولويه استاد شيخ مفيد بوده است . اين قول از قول بالا كه جعفر بن قولويه

را همدوره علي بن بابويه معرفي كرده است اقرب به تحقيق است . آراء ابن

ابي عقيل در فقه زياد نقل مي شود . او از چهره هايي است كه مكرر به نام او

در فقه بر مي خوريم .

. 4 ابن جنيد اسكافي . از اساتيد شيخ مفيد است . گويند كه در سال 381

در گذشته است . گفته اند كه تأليفات و آثارش به پنجاه مي رسد . فقهاء از

ابن الجنيد و ابن ابي عقيل سابق الذكر به عنوان " القديمين " ياد

مي كنند . آراء ابن الجنيد همواره در فقه مطرح بوده و هست .

. 5 شيخ مفيد . نامش محمد بن محمد بن نعمان است . هم متكلم است و هم

فقيه . ابن النديم در فن دوم از مقاله پنجم " الفهرست " كه درباره

متكلمين شيعه بحث مي كند از او به عنوان " ابن المعلم " ياد مي كند و

ستايش مي نمايد . در سال 336 متولد شده و در 413 در گذشته است . كتاب

معروف او در فقه به نام " مقنعه " است و چاپ شده و موجود است . شيخ

مفيد از چهره هاي بسيار

درخشان شيعه در جهان اسلام است .

ابويعلي جعفري كه داماد مفيد بوده است گفته است كه مفيد شبها مختصري

مي خوابيد ، باقي را به نماز يا مطالعه يا تدريس يا تلاوت قرآن مجيد

مي گذرانيد . شيخ مفيد ، شاگرد شاگرد ابن ابي عقيل است .

. 6 سيد مرتضي معروف به علم الهدي ، متولد 355 و متوفاي . 436 علامه

حلي او را معلم شيعه اماميه خوانده است . مردي جامع بوده است . هم

اديب بوده و هم متكلم و هم فقيه . آراء فقهي او مورد توجه فقهاء است .

كتاب معروف او در فقه يكي كتاب " انتصار " است و ديگر كتاب "

جمل العلم والعمل " . او و برادرش " سيد رضي " جامع نهج البلاغه نزد

شيخ مفيد سابق الذكر تحصيل كرده اند .