کد مطلب:2545 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:63

درس چهارم و پنجم
درس چهارم تاريخچه فقه و فقهاء 3





. 21 شيخ علي بن عبدالعالي كركي ، معروف به محقق كركي يا محقق ثاني .

از فقهاء جبل عامل است و از اكابر فقهاء شيعه است . در شام و عراق

تحصيلات خود را تكميل كرده و سپس به ايران ( در زمان شاه تهماسب اول )

آمده و منصب شيخ الاسلامي براي اولين بار در ايران به او تفويض شد .

منصب شيخ الاسلامي بعد از محقق كركي به شاگردش شيخ علي منشار ، پدر زن

شيخ بهائي رسيد ، و بعد از او اين منصب به شيخ بهائي واگذار شد . فرماني

كه شاه تهماسب به نام او نوشته و به او اختيارات تام داده و در حقيقت

او را صاحب اختيار واقعي و خود را نماينده او دانسته است معروف است .

كتاب معروف او كه در فقه زياد نام برده مي شود " جامع المقاصد " است

كه شرح " قواعد " علامه حلي است . او علاوه بر اين ، " مختصر النافع "

محقق و " شرايع " محقق و چند

كتاب ديگر از علامه و چند كتاب از شهيد اول را حاشيه زده و يا شرح كرده

است .

آمدن محقق ثاني به ايران و تشكيل حوزه در قزوين و سپس در اصفهان و

پرورش شاگرداني مبرز در فقه سبب شد كه براي اولين بار پس از دوره

صدوقين ، ايران مركز فقه شيعه بشود . محقق كركي ميان سالهاي 937 و 941 در

گذشته است . محقق كركي شاگرد علي بن هلال جزايري و او شاگرد ابن فهد حلي

بوده است . ابن فهد حلي شاگرد شاگردان شهيد اول از قبيل فاضل مقداد بوده

. عليهذا او به دو واسطه شاگرد شهيد اول است . پسر محقق كركي به نام شيخ

عبدالعالي بن علي بن عبدالعالي نيز از فقهاء شيعه است ، " ارشاد "

علامه و " القيه " شهيد را شرح كرده است .

. 22 شيخ زين الدين معروف به شهيد ثاني . از اعاظم فقهاء شيعه است .

مردي جامع بوده و در علوم مختلف دست داشته است . اهل جبل عامل است .

جد ششم او صالح نامي است كه شاگرد علامه حلي بوده است . ظاهرا اصلا اهل

طوس بوده است . از اينرو شهيد ثاني گاهي " الطوسي الشامي " امضاء

مي كرده است . شهيد ثاني در سال 911 متولد شده و در 966 شهيد شده است .

مسافرت زياد كرده و اساتيد زياد ديده است . به مصر و دمشق و حجاز و

بيت المقدس و عراق و استانبول مسافرت كرده و از هر خرمني خوشه هائي

چيده است . تنها اساتيد سني او را دوازده تن نوشته اند . و به همين جهت

مردي جامع بوده است ، علاوه بر فقه و اصول ، از فلسفه و عرفان و طب و

نجوم هم آگاهي داشته است . فوق العاده زاهد و

متقي بوده است . شاگردانش در احوالش نوشته اند كه در ايام تدريس ،

شبها به هيزم كشي براي اعاشه خاندانش مي رفت و صبح به تدريس مي نشست .

مدتي در بعلبك به پنج مذهب ( جعفري ، حنفي ، شافعي ، مالكي ، حنبلي )

تدريس مي كرده است . شهيد تأليفات زيادي دارد . معروفترين تأليفات او

در فقه " شرح لمعه " شهيد اول و ديگر " مسالك الافهام " است كه شرح

" شرايع " محقق حلي است . شهيد ثاني نزد محقق كركي ( قبل از آنكه محقق

به ايران بيايد ) تحصيل كرده است . شهيد ثاني به ايران نيامد . صاحب "

معالم " كه از معارف علماء شيعه است فرزند شهيد ثاني است .

. 23 احمد بن محمد اردبيلي ، معروف به مقدس اردبيلي . ضرب المثل زهد

و تقوا است و در عين حال از محققان فقهاء شيعه است . محقق اردبيلي در

نجف سكني گزيد . معاصر صفويه است . گويند شاه عباس اصرار داشت كه به

اصفهان بيايد ، حاضر نشد . شاه عباس خيلي مايل بود كه مقدس اردبيلي

خدمتي به او ارجاع كند تا اينكه اتفاق افتاد كه شخصي به علت تقصيري از

ايران فرار كرد و در نجف از مقدس اردبيلي خواست كه نزد شاه عباس

شفاعت كند . مقدس نامه اي به شاه عباس نوشت به اين مضمون :

" باني ملك عاريت عباس بداند : اگر چه اين مرد اول ظالم بود ،

اكنون مظلوم مي نمايد ، چنانچه از تقصير او بگذري " شايد " كه حق سبحانه

از " پاره اي " تقصيرات تو بگذرد بنده شاه ولايت ، احمد اردبيلي " .

شاه عباس نوشت :

" به عرض مي رساند : عباس خدماتي كه فرموده بوديد به جان منت داشته

به تقديم رسانيد . اميد كه اين محب را از دعاي خير فراموش نفرمائيد

كلب آستان علي ، عباس " ( 1 ) .

امتناع مقدس اردبيلي از آمدن به ايران سبب شد كه حوزه نجف به عنوان

مركزي ديگر در مقابل حوزه اصفهان احيا شود ، همچنانكه امتناع شهيد ثاني و

پسرش شيخ حسن صاحب " معالم " و دختر زاده اش سيد محمد صاحب "

مدارك " از مهاجرت از جبل عامل به ايران سبب شد كه حوزه شام و جبل

عامل همچنان ادامه يابد و منقرض نگردد . صاحب " معالم " و صاحب "

مدارك " براي اينكه دچار محظور و رودربايستي براي توقف در ايران نشوند

، از زيارت حضرت رضا ( ع ) كه فوق العاده مشتاق آن بودند صرف نظر

كردند .

اين بنده فعلا نمي داند كه مقدس اردبيلي ، فقه را كجا و نزد چه كسي

تحصيل كرده است . همين قدر مي دانيم كه فقه را نزد شاگردان شهيد ثاني

تحصيل كرده است . پسر شهيد ثاني ( صاحب معالم ) و نواده دختريش (

صاحب مدارك ) در نجف شاگرد او بوده اند . در كتاب زندگي جلال الدين

دواني مي نويسد كه :

" ملااحمد اردبيلي ، مولانا عبدالله شوشتري ، مولانا عبدالله يزدي ،

خواجه افضل الدين تركه ، ميرفخرالدين هما كي ، شاه ابو محمد شيرازي ،

مولانا ميرزاجان و مير فتح شيرازي ، شاگردان خواجه جمال الدين محمود

بوده اند و او شاگرد محقق



پاورقي :

. 1 اين داستان هر چند در ماخذ معتبر نقل شده ولي با توجه به سال فوت

محقق اردبيلي و جلوس شاه عباس قابل خدشه و نيازمند به تحقيق است .





جلال الدين دواني بوده است " ( 1 ) .

و ظاهرا تحصيل مقدس اردبيلي نزد خواجه جمال الدين محمود در رشته هاي

معقول بوده نه منقول .

مقدس اردبيلي در سال 993 در نجف در گذشته است . كتاب فقهي معروف

او يكي " شرح ارشاد " است و ديگر " آيات الاحكام " . نظريات دقيق

او مورد توجه فقهاء است .

. 24 شيخ بهاء الدين محمد عاملي ، معروف به شيخ بهائي . او نيز اهل

جبل عامل است . در كودكي همراه پدرش شيخ حسين بن عبدالصمد كه از

شاگردان شهيد ثاني بود به ايران آمد . شيخ بهائي از اينرو كه به كشورهاي

مختلف مسافرت كرده و محضر اسا تيد مختلف در رشته هاي مختلف را درك

كرده و به علاوه داراي استعداد و ذوقي سرشار بوده است ، مردي جامع بوده و

تأليفات متنوعي دارد . هم اديب بوده و هم شاعر و هم فيلسوف و هم

رياضي دان و مهندس و هم فقيه و هم مفسر . از طب نيز بي بهره نبوده است

. اولين كسي است كه يك دوره احكام فقه غير استدلالي به صورت رساله

عمليه به زبان فارسي نوشت . آن كتاب همان است كه به نام " جامع عباسي

" معروف است .

شيخ بهائي چون فقه رشته اختصاصي و تخصصيش نبوده از فقهاء طراز اول به

شمار نمي رود ، ولي شاگردان زيادي تربيت كرده است . ملاصدراي شيرازي ، ملا

محمد تقي مجلسي اول - پدر



پاورقي :

. 1 زندگي جلال الدين دواني تأليف فاضل محترم آقاي علي دواني .





مجلسي دوم صاحب كتاب بحارالانوار - محقق سبزواري و فاضل جواد صاحب "

محقق خوانساري در سال 1098 در گذشته است . او با محقق سبزواري معاصر

است و همچنين با ملامحسن فيض كاشاني و ملا محمد باقر مجلسي كه هر دو از

اكابر محدثين به شمار مي روند .

. 27 جمال المحققين معروف به آقا جمال خوانساري . فرزند آقا حسين

خوانساري سابق الذكر است . مانند پدر ، جامع المعقول و المنقول است .

حاشيه معروفي دارد بر " شرح لمعه " و حاشيه مختصري دارد بر طبيعيات

شفاي بوعلي كه در حاشيه شفاي چاپ سنگي تهران چاپ شده است . آقا جمال

با دو واسطه استاد سيد مهدي بحر العلوم است . زيرا او استاد سيد ابراهيم

قزويني است و او استاد پسرش سيد حسين قزويني است و سيد حسين قزويني

يكي از اساتيد بحرالعلوم است .

. 28 شيخ بهاءالدين اصفهاني ، معروف به " فاضل هندي " . اين مرد "

قواعد " علامه را شرح كرده است و نام كتابش " كشف اللثام " است و

به همين مناسبت خود او را " كاشف اللثام " مي خوانند . آراء و عقائد و

نظريات او كاملا مورد توجه فقهاء است . فاضل هندي در سال 1137 درگيرودار

فتنه افغان در گذشت . فاضل هندي نيز جامع المعقول و المنقول بوده است .

. 29 محمد باقربن محمد اكمل بهبهاني ، معروف به " وحيد بهبهاني " .

اين مرد شاگرد سيد صدرالدين رضوي قمي شارح " وافيه " و او شاگرد آقا

جمال خوانساري سابق الذكر است .

وحيد بهبهاني در دوره بعد از صفويه قرار دارد . حوزه اصفهان

بعد از انقراض صفويه از مركزيت افتاد ، برخي از علماء و فقها از آن

جمله سيد صدرالدين رضوي قمي استاد وحيد بهبهاني در اثر فتنه افغان به

عتبات مهاجرت كردند .

وحيد بهبهاني كربلا را مركز قرار داد و شاگردان بسيار مبرز تربيت كرد .

از آن جمله است سيد مهدي بحرالعلوم ، شيخ جعفر كاشف الغطاء ، ميرزا

ابوالقاسم قمي صاحب كتاب " قوانين " ، حاج ملامهدي نراقي ، سيد علي

صاحب " رياض " ، ميرزا مهدي شهرستاني ، سيد محمد باقر شفتي اصفهاني

معروف به حجةالاسلام ، ميرزا مهدي شهيد مشهدي ، سيد جواد صاحب " مفتاح

الكرامة " ، سيد محسن اعرجي .

علاوه بر اين او مبارزه پي گيري كرد در دفاع از اجتهاد و مبارزه با

اخباريگري كه در آنوقت سخت رواج يافته بود . شكست دادن اخباريان و

تربيت گروهي مجتهد مبرز سبب شد كه او را استاد الكل خواندند . او تقوا

را در حد كمال داشت . شاگردانش براي او احترام بسيار عميقي قائل بودند

. وحيد بهبهاني نسبت به مجلسي اول مي برد يعني از نواده هاي دختري مجلسي

اول ( البته به چند واسطه ) است . دختر مجلسي اول كه جده وحيد بهبهاني

است به نام " آمنه بيگم " است . آمنه بيگم همسر ملاصالح مازندراني

بوده و زني فاضله و فقيهه بوده است . با آنكه همسرش ملاصالح مردي بسيار

عالم و فاضل بوده است گاهي آمنه بيگم مشكلات علمي شوهر فاضل خود را حل

مي كرده است .

. 30 سيد مهدي بحرالعلوم . شاگرد بزرگ و بزرگوار وحيد بهبهاني است و از فقهاي بزرگ است . منظومه اي در فقه دارد كه معروف

است . آراء و نظريات او مورد اعتنا و توجه فقها است . بحرالعلوم به

علت مقامات معنوي و سير و سلوكي كه طي كرده فوق العاده مورد احترام

علماء شيعه است و تالي معصوم به شمار مي رود . كرامات زياد از او نقل

شده است . كاشف الغطاء آتي الذكر با تحت الحنك عمامه خود غبار نعلين

او را پاك مي كرد . بحرالعلوم در سال 1154 يا 1155 متولد شده و در سال

1212 در گذشته است .

. 31 شيخ جعفر كاشف الغطاء . شاگرد وحيد بهبهاني و شاگرد او سيد مهدي

بحرالعلوم بوده است . او عرب است و فقيه فوق العاده ماهري است .

كتاب معروف او در فقه به نام " كشف الغطاء " است . در نجف مي زيسته

و شاگردان زيادي تربيت كرده است . سيد جواد صاحب " مفتاح الكرامه "

و شيخ محمد حسن صاحب " جواهر الكلام " از جمله شاگردان اويند . چهار

پسر داشته كه هر چهار از فقهاء بوده اند . كاشف الغطاء معاصر فتحعلي شاه

است . در مقدمه " كشف الغطاء " او را مدح كرده و در سال 1228 در

گذشته است . كاشف الغطاء در فقه نظريات دقيق و عميق داشته و از او به

عظمت ياد مي شود .

سال تمام يكسره كار كرد تا چنين اثر عظيمي به وجود آورد . اين كتاب مظهر

نبوغ و همت و استقامت و عشق و ايمان يك انسان به كار خويشتن است .

صاحب

" جواهر " و شاگرد كاشف الغطاء و شاگرد شاگرد او سيد جواد صاحب "

مفتاح الكرامة " است و خود در نجف حوزه عظيمي داشته و شاگردان زيادي

تربيت كرده است . صاحب جواهر عرب است . در زمان خود مرجعيت عامه

يافت و در سال 1266 كه اوايل جلوس ناصرالدين شاه در ايران بود درگذشت.

. 33 شيخ مرتضي انصاري . نسبش به جابربن عبدالله انصاري از صحابه

بزرگوار رسول خدا مي رسد . در دزفول متولد شده و تا بيست سالگي نزد پدر

خود تحصيل كرده و آنگاه همراه پدر به عتابت رفته است . علماء وقت كه

نبوغ خارق العاده ء او را مشاهده كردند از پدر خواستند كه او را نبرد . او

در عراق چهار سال توقف كرد و از محضر اساتيد بزرگ استفاده كرد . آنگاه

در اثر يك سلسله حوادث ناگوار به وطن خويش بازگشت . بعداز دو سال بار

ديگر به عراق رفت و دو سال تحصيل كرد و به ايران مراجعت نمود . تصميم

گرفت از محضر علماء بلاد ايران استفاده كند . عازم زيارت مشهد شد و در

كاشان با حاج ملا احمد نراقي صاحب كتاب " مستندالشيعه " و صاحب كتاب

معروف " جامع السعادات " فرزند حاج ملامهدي نراقي سابق الذكر ملاقات

كرد . ديدار نراقي عزم رحيل او را مبدل به اقامت كرد و سه سال در كاشان

از محضر او استفاده كرد ، و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه توقف نمود .

شيخ انصاري سفري به اصفهان و سفري به بروجرد رفته و در همه سفرها هدفش

ملاقات اساتيد و استفاده از محضر آنها بوده است . در حدود سالهاي 1252 و

1253 براي آخرين بار به عتبات رفت و به كار تدريس پرداخت . بعد از

صاحب " جواهر " مرجعيت عامه يافت .

شيخ انصاري را خاتم الفقهاء و المجتهدين لقب داده اند . او از كساني

است كه در دقت و عمق نظر بسيار كم نظير است . علم اصول و بالتبع فقه

را وارد مرحله جديدي كرد . او در فقه واصول ابتكاراتي دارد كه بي سابقه

است . دو كتاب معروف او " رسائل " و " مكاسب " كتاب درسي طلاب

شده است . علماء بعد از او شاگرد و پيرو مكتب اويند . حواشي متعدد از

طرف علماء بعد از او بر كتابهاي او زده شده . بعد از محقق حلي و علامه

حلي و شهيد اول ، شيخ انصاري تنها كسي است كه كتابهايش از طرف علماء

بعد از خودش مرتب حاشيه خورده و شرح شده است .

زهد و تقواي او نيز ضرب المثل است و داستانها از آن گفته مي شود . شيخ

انصاري در سال 1281 در نجف در گذشته و همانجا دفن شده است .

. 34 حاج ميرزا محمد حسن شيرازي ، معروف به ميرزاي شيرازي بزرگ .

ابتدا در اصفهان تحصيل كرد و سپس به نجف رفت و در حوزه درس صاحب "

جواهر " شركت كرد و بعد از او به درس شيخ انصاري رفت و از شاگردان

مبرز و طراز اول شيخ شد . بعد از شيخ انصاري مرجعيت عامه يافت . در

حدود 23 سال مرجع علي الاطلاق شيعه بود و هم او بود كه با تحريم تنباكو ،

قرار داد معروف استعماري رژي را لغو كرد . شاگردان زيادي در حوزه درس

او تربيت شدند از قبيل آخوند ملامحمد كاظم خراساني ، سيد محمد كاظم

طباطبائي يزدي ، حاج آقا رضا همداني ، حاج ميرزا حسين سبزواري ، سيد محمد فشاركي اصفهاني ، ميرزا محمد تقي شيرازي ، و غير اينها . از او اثري كتبي

باقي نمانده است ولي احيانا برخي آرائش مورد توجه است . در سال 1312

در گذشت .

. 35 آخوند ملامحمد كاظم خراساني . درسال 1255 در مشهد در يك خانواده

غير معروف متولد شد و در 22 سالگي به تهران مهاجرت كرد و مدت كوتاهي

تحصيل فلسفه كرد و سپس به نجف رفت . دو سال درس شيخ انصاري را درك

كرده است اما بيشتر تحصيلاتش نزد ميرزاي شيرازي بوده است . ميرزاي

شيرازي در سال 1291 سامرا را محل اقامت خود قرار داد ولي آخوند خراساني

از نجف دور نشد و خودش مستقلا حوزه درس تشكيل داد . او از مدرسين بسيار

موفق است . در حدود هزار و دويست شاگرد از محضرش استفاده مي كرده اند و

در حدود دويست نفر آنها خود مجتهد بوده اند .

فقهاء عصر اخير نظير مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني ، مرحوم حاج شيخ

محمد حسين اصفهاني ، مرحوم حاج آقا حسين بروجردي ، مرحوم حاج آقا حسين

قمي و مرحوم آقاضياء الدين عراقي همه از شاگردان او بوده اند . شهرت

بيشتر آخوند خراساني در علم اصول است . كتاب " كفاية الاصول " او يك

كتاب درسي مهم است و حواشي زيادي بر آن نوشته شده است . آراء اصولي

آخوند خراساني همواره در حوزه هاي علميه نقل مي شود و مورد توجه است .

آخوند خراساني همان كسي است كه فتوا به ضرورت مشروطيت داد و مشروطيت

ايران رهين او است . او در سال 1329 هجري قمري در گذشت .

. 36 حاج ميرزا حسين نائيني . از اكابر فقهاء و اصوليون قرن چهاردهم

هجري است . نزد ميرزاي شيرازي سابق الذكر و سيد محمد فشاركي اصفهاني

سابق الذكر تحصيل كرده است و خود مدرس عاليمقام شد . شهرت بيشتر اودر

علم اصول است . به معارضه علمي با مرحوم آخوند خراساني برخاست و از خود

نظريات جديدي در علم اصول آورد . بسياري از فقهاء زمان ما از شاگردان

اويند . او كتابي نفيس به فارسي دارد به نام " تنزيه الامة " يا "

حكومت در اسلام " كه در دفاع از مشروطيت ومباني اسلامي آن نوشته است .

او در سال 1355 هجري در نجف وفات يافت .



خلاصه و بررسي





ما مجموعا سي و شش چهره از چهره هاي مشخص فقهاء را از زمان غيبت صغرا

يعني از قرن سوم هجري تاكنون كه به پايان قرن چهاردهم هجري قمري نزديك

مي شويم معرفي كرديم . ما چهره هائي را نام برديم كه در دنياي فقه و اصول

شهرت زيادي دارند ، يعني همواره از زمان خودشان تا عصر حاضر نامشان در

درسها و در كتابها برده مي شود . البته ضمنا نام شخصيتهاي ديگر غير از اين

سي و شش چهره نيز برده شد . از مجموع آنچه گفتيم چند نكته معلوم مي گردد

:

الف . از قرن سوم تاكنون فقه يك حيات مستمر داشته و هرگز قطع نشده

است . حوزه هاي فقهي بدون وقفه در اين يازده قرن و نيم دائر بوده است .

رابطه استاد و شاگردي در همه اين مدت هرگز قطع نشده است . اگر في المثل

از استاد بزرگوار خود مرحوم آية الله

بروجردي شروع كنيم مي توانيم سلسله اساتيد فقهي ايشان را تا عصر ائمه

اطهار به طور مسلسل بيان نمائيم . چنين حيات متسلسل و متداوم يازده قرن

و نيمي ظاهرا در هيچ تمدن و فرهنگ ديگر غير از تمدن و فرهنگ اسلامي وجود

ندارد . استمرار فرهنگي به معني واقعي ، كه يك روح و يك حيات ، بدون

هيچ وقفه و انقطاع ، طبقات منظم و مرتب و متوالي را در قروني اينچنين

درازمدت به يكديگر پيوند دهد و يك روح بر همه حاكم باشد ، جز در تمدن و

فرهنگ اسلامي نتوان يافت . در تمدن و فرهنگهاي ديگر ، ما به سوابق

طولاني تري احيانا بر مي خوريم ولي با وقفه ها و بريدگيها و انقطاعها .

همچنانكه قبلا نيز ياد آوري كرديم ، اينكه قرن سوم را كه مقارن با غيبت

صغرا است مبدأ قرار داديم نه بدان جهت است كه حيات فقه شيعه از قرن

سوم آغاز مي شود ، بلكه بدان جهت است كه قبل از آن عصر ، عصر حضور ائمه

اطهار است و فقهاء شيعه تحت الشعاع ائمه اند و استقلالي ندارند . والا

آغاز اجتهاد و فقاهت در ميان شيعه و آغاز تأليف كتاب فقهي به عهد

صحابه مي رسد . چنانكه گفتيم اولين كتاب را علي بن ابي رافع ( برادر

عبيدالله بن ابي رافع كاتب و خزانه دار اميرالمؤمنين علي ( ع ) در زمان

خلافت آن حضرت ) نوشته است .

ب . برخلاف تصور بعضي ها ، معارف شيعه و از آن جمله فقه شيعه تنها به

وسيله فقهاء ايراني تدوين و تنظيم نشده است . ايراني و غير ايراني در آن

سهيم بوده اند . تا قبل از قرن دهم هجري و ظهور صفويه ، غلبه با عناصر غير

ايراني است وتنها از اواسط دوره صفويه است كه غلبه با ايرانيان مي گردد.ج . مركز فقه و فقاهت نيز قبل از صفويه ايران نبوده است . در ابتدا

بغداد مركز فقه بود . سپس نجف وسيله شيخ طوسي مركز شد . طولي نكشيد كه

جبل عامل ( از نواحي جنوبي لبنان فعلي ) و پس از آن و قسمتي مقارن با آن

، حله كه شهر كوچكي است در عراق ، مركز فقه و فقاهت بود . حلب ( از

نواحي سوريه ) نيز مدتي مركز فقهاء بزرگ بوده است . در دوران صفويه بود

كه مركزيت به اصفهان انتقال يافت و در همان زمان حوزه نجف وسيله مقدس

اردبيلي و ديگر اكابر احيا شد كه تا امروز ادامه دارد . از شهرهاي ايران

، تنها شهر قم است كه در قرون اول اسلامي ، در همان زمان كه بغداد مركز

فقاهت اسلامي بود ، وسيله فقهائي نظير علي بن بابويه و محمد بن قولويه به

صورت يكي از مراكز فقهي در آمد همچنان كه در دوره قاجار وسيله ميرزا

ابوالقاسم قمي صاحب قوانين نيز احيا شد و بار ديگر در سال 1340 هجري

قمري يعني در حدود 56 سال پيش وسيله مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي

احيا شد و اكنون يكي از دو مركز بزرگ فقهي شيعه است .

عليهذا ، گاهي بغداد ، زماني نجف ، دوره اي جبل عامل ( لبنان ) ،

برهه اي حلب ( سوريه ) ، مدتي حله ( عراق ) ، عهدي اصفهان و دورانهائي قم

مركز نشاط فقهي و فقهاء بزرگ بوده است . در طول تاريخ مخصوصا بعد از

صفويه در شهرهاي ديگر ايران از قبيل مشهد ، همدان ، شيراز ، يزد ، كاشان

، تبريز ، زنجان ، قزوين ، و تون ( فردوس فعلي ) حوزه هاي علميه عظيم و

معتبري بوده است ولي هيچيك از شهرهاي ايران به استثناي قم و اصفهان ، و

در مدت كوتاهي كاشان ، مركز فقهاء طراز اول نبوده و عالي ترين و يا در

رديف عاليترين

حوزه هاي فقهي به شمار نمي رفته است . بهترين دليل بر نشاط علمي و فقهي

اين شهرها وجود مدارس بسيار عالي و تاريخي است كه در همه شهرستانهاي

نامبرده موجود است و يادگار جوش و خروشهاي علمي دورانهاي گذشته است .

د . فقهاء جبل عامل نقش مهمي در خط مشي ايران صفويه داشته اند . چنانكه

مي دانيم ، صفويه درويش بودند . راهي كه ابتدا آنها بر اساس سنت خاص

درويشي خود طي مي كردند اگر با روش فقهي عميق فقهاء جبل عامل تعديل نمي شد

و اگر وسيله آن فقهاء حوزه فقهي عميقي در ايران پايه گذاري نمي شد ، به

چيزي منتهي مي شد نظير آنچه در علويهاي تركيه و يا شام هست . اين جهت

تأثير زيادي داشت در اينكه اولا روش عمومي دولت و ملت ايراني از آن

گونه انحرافات مصون بماند و ثانيا عرفان و تصوف شيعي نيز راه معتدل تري

طي كند . از اينرو فقهاء جبل عامل از قبيل محقق كركي و شيخ بهائي و

ديگران با تاسيس حوزه فقهي اصفهان حق بزرگي به گردن مردم اين مرز و بوم

دارند .

ه . همان طور كه شكيب ارسلان گفته است : " تشيع در جبل عامل زمانا

مقدم است بر تشيع در ايران " . و اين يكي از دلايل قطعي بر رد نظريه

كساني است كه تشيع را ساخته ايرانيان مي دانند . بعضي معتقدند نفوذ تشيع

در لبنان وسيله ابوذر غفاري صحابي مجاهد بزرگ صورت گرفت ( 1 ) . ابوذر

در مدت اقامت در منطقه شام قديم كه



پاورقي :

. 1 نشريه دانشكده الهيات مشهد ، آقاي واعظ زاده ، تحت عنوان "

بازديد از چند كشور اسلامي عربي " نقل از كتاب " جبل عامل في التاريخ



شامل همه يا قسمتي از لبنان فعلي نيز بود ، همدوش مبارزه با ثروت

اندوزيهاي معاويه و ساير امويان ، مرام پاك تشيع را نيز تبليغ مي كرد .