کد مطلب:2546 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:59

درس ششم
درس ششم ابواب و رؤس مسائل فقه ( 1 ) عبادات





ما براي اينكه با فقه آشنائي مختصري پيدا كنيم لازم است كه با ابواب و

رؤوس مسائل فقه آشنا شويم . قبلا گفتيم كه دائره فقه بسيار وسيع است ،

زيرا شامل همه موضوعاتي است كه اسلام در آن موارد دستور عملي دارد .

از ميان تعليمات اسلامي ، تنها معارف اسلامي ، و ديگر اخلاق و تربيت

اسلامي است كه از حوزه فقه خارج است . آنچه در دائره فقه مطرح مي شود ،

امروز در علوم متعدد و متنوع مطرح است و درباره آنها تحقيق و كاوش

مي شود .

اولين مطلبي كه لازم است يادآوري شود اين است كه آيا اين مسائل گسترده

فقهي به نحوي دسته بندي شده و تقسيمي بر مبناي صحيح روي آنها صورت گرفته

است يا خير ؟

پاسخ اين است كه متأسفانه خير . تقسيم و دسته بندي معروف همان است كه محقق حلي صاحب " شرايع " در كتاب " شرايع "

آورده است و شهيد اول در كتاب " قواعد " اندكي درباره آن توضيحاتي

داده است . عجيب اين است كه شارحان زبردست كتاب شرايع از قبيل شهيد

ثاني در " مسالك " و سيد محمد نوه او در كتاب " مدارك " و شيخ

محمد حسن نجفي در " جواهر " كوچكترين تفسير و توضيحي درباره تقسيم محقق

نكرده و نداده اند ! خود شهيد اول نيز در كتاب " لمعه " از روش محقق

پيروي نكرده است .

به هر حال دسته بندي و تقسيم محقق بدينگونه است كه ابواب فقه را بر

چهار قسم دانسته است : عبادات ، عقود ، ايقاعات ، احكام .

اين تقسيم بر اين اساس است كه كارهائي كه انسان بايد بر ميزان شرعي

آنها را انجام دهد يا به نحوي است كه قصد تقرب به خداوند در آنها شرط

شده است ، يعني صرفا براي خدا بايد انجام شود و اگر قصد و غرضي ديگر در

كار باشد تكليف ساقط نمي شود و بايد دوباره صورت گيرد ، يا چنين نيست ؟

اگر از نوع اول باشد " عبادت " ناميده مي شود مانند نماز و روزه و

خمس و زكات و حج و غيره . اينگونه كارها را در فقه " عبادات "

مي نامند .

اما اگر از نوع دوم باشد ، يعني قصد قربت شرط صحت آن نباشد ، و فرضا

به قصد و غرضي ديگر نيز صورت گيرد صحيح است ، بر دو قسم است : يا اين

است كه وقوع آن موقوف به اجراء صيغه خاص نيست ، و يا هست .

اگر موقوف به اجراء صيغه خاص نباشد " احكام " ناميده مي شوند ،

مانند ارث ، حدود ، ديات و غيره ، و اگر موقوف به اجراء

صيغه خاص باشد اين نيز به نوبه خود دو نوع است : يا اين است كه آن

صيغه بايد وسيله دو طرف خوانده شود ، يكي طرف ايجاب باشد و ديگري طرف

قبول ، و يا آنكه نيازي به دو طرف ندارد ، صيغه اي است يك جانبه .

اگر از نوع اول باشد " عقد " ناميده مي شود ، مانند بيع و اجاره و

نكاح كه يك طرف ايجاب مي كند و طرف ديگر قبول . و اگر صرفا يك فرد به

تنهائي مي تواند اجرا كند بدون نياز به طرف ديگر " ايقاع " ناميده

مي شود . مانند " ابراء " يعني صرف نظر كردن از طلب خود ، يا طلاق و يا

عتق . ما بعدا درباره اين تقسيم و ساير تقسيمات بحث خواهيم كرد .

محقق حلي در اين تقسيم بندي مجموع ابواب فقه را چهل و هشت باب قرار

داده است . ده باب را " عبادات " ، پانزده باب را " عقود " ،

يازده باب را " ايقاعات " و دوازده باب را " احكام " خوانده است

. ولي بعدا خواهيم ديد كه عملا اين شماره ها به هم خورده است .

ضمنا اين نكته نا گفته نماند كه در قرن اول و دوم هجري كتبي كه نوشته

مي شد ، درباره يك يا چند موضوع فقهي نوشته مي شد نه درباره همه موضوعات

. مثلا در كتب تراجم مي خوانيم كه فلان شخص كتابي در " صلوش " و فلان

شخص ديگر كتابي در " اجاره " و سومي كتابي در " نكاح " نوشته است .

از اينرو در دوره هاي بعد نيز كه جوامع فقهي ( يعني كتب جامع همه دوره

فقه ) نوشته شد ، ابواب فقه هر كدام تحت عنوان " كتاب " ياد مي شود .

رسم بر اين است كه بجاي اينكه بنويسند " باب الصلوش " يا " باب

الحج " مي نويسند .

" كتاب الصلوش " يا " كتاب الحج " .

اكنون ما ابواب و رؤوس مسائل فقهي را به ترتيب " شرايع " محقق حلي

و به نقل از آن كتاب ذكر مي كنيم .



عبادات





" محقق " ده كتاب عبادات را به اين ترتيب ذكر مي كند :

. 1 كتاب الطهارش . طهارت بر دو قسم است : طهارت از خبث يا

آلودگيهاي ظاهري و جسمي و عارضي ، و طهارت از حدث يعني آلودگي معنوي

طبعي . طهارت از خبث عبارت است از تطهير بدن يا لباس يا چيز ديگر از

امور ده گانه اي كه اصطلاحا نجاسات خوانده مي شوند از قبيل : بول ، غايط ،

خون ، مني ، ميته و غيره ، و طهارت از حدث عبارت است از وضو و غسل و

تيمم كه شرط عبادات از قبيل نماز و طواف است و با يك سلسله اعمال

طبيعي مانند خواب ، ادرار ، جنابت و غيره باطل مي شود و بايد تجديد شود.

. 2 كتاب الصلوش . در اين كتاب درباره نمازهاي واجب يعني نمازهاي

يوميه ، نماز عيدين ، نماز ميت ، نماز آيات ، نماز طواف و نمازهاي

نافله يعني نمازهاي مستحبي از قبيل نوافل يوميه و غيره ، و درباره شرائط

و اركان و مقدمات و موانع و قواطع و خلل نماز ، و همچنين درباره انواع

نماز از قبيل نماز حاضر و نماز مسافر و يا نماز فرادي و نماز جماعت ، يا

نماز اداء و نماز قضاء به تفصيل بحث مي شود .

. 3 كتاب الزكوش . زكات نوعي پرداخت مالي است شبيه به ماليات كه

به نه چيز تعلق مي گيرد : طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما ، مويز ، گاو ،

گوسفند ، شتر . در فقه درباره شرائط تعلق زكات به اين امور نه گانه و

درباره مقدار زكات و درباره مصرف آن كه به چه مصارفي بايد برسد بحث

مي شود . در قرآن " زكات " غالبا هم رديف نماز ذكر مي شود . در قرآن از

مسائل زكات فقط مصارف آن توضيح داده شده است ، آنجا كه مي فرمايد :

« انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المولفة قلوبهم

و في الرقاب و الغارمين و في سبيل الله و ابن السبيل ».

صدقات براي نيازمندان و تهيدستان و مأموران جمع آوري آنها ، و مردمي

كه بايد دل آنها به دست آيد ، و در راه آزادي بردگان ، و قرض داران و

در راه خيري كه به خدا منتهي مي گردد و مسافران بي توشه مي باشد .

. 4 كتاب الخمس . خمس نيز مانند زكات نوعي پرداخت مالي شبيه

ماليات است . خمس يعني يك پنجم . از نظر اهل تسنن تنها غنائم جنگي

است كه يك پنجم آن به عنوان خمس بايد به بيت المال منتقل شود و صرف

مصالح عموم گردد . ولي از نظر شيعه غنائم جنگي يكي از چيزهائي است كه

بايد خمس آن پرداخت شود . علاوه بر آن ، معادن ، گنجها ، مالهاي مخلوط

به حرام كه تشخيص آنها و مالك آنها مقدور نيست ، زميني كه كافر ذمي از

مسلمانان مي خرد ، آنچه از طريق غواصي به دست مي آيد و مازاد عوائد



پاورقي :

. 1 سوره توبه ، آيه . 60





سالانه نيز بايد تخميس شوند و خمس آنها داده شود . خمس در مذهب شيعه

بودجه هنگفتي است كه قسمت مهم بودجه يك كشور را مي تواند تأمين كند .

. 5 كتاب الصوم . صوم يعني روزه . چنانكه مي دانيم در حال روزه از

خوردن و آشاميدن ، آميزش جنسي و سر زير آب فرو كردن و غبار غليظ به حلق

فرو بردن و برخي چيزهاي ديگر بايد اجتناب كرد . هر سال قمري يك ماه

يعني ماه مبارك رمضان بر هر مكلف بالغي كه عذري نداشته باشد واجب است

روزه بگيرد . روزه به طور كلي در غير ماه رمضان مستحب است . دو روز در

سال روزه حرام است : عيد فطر و عيد اضحي . بعضي روزها روزه مكروه است

مانند روز عاشورا .

. 6 كتاب الاعتكاف . اعتكاف به حسب معني لغوي يعني مقيم شدن در يك

محل معين . ولي در اصطلاح فقهي عبارت است از نوعي عبادت كه انسان سه

روز يا بيشتر در مسجد مقيم مي شود و پا بيرون نمي گذارد و هر سه روز روزه

مي گيرد . اين كار شرائط و احكامي دارد كه در فقه مسطور است . اعتكاف في

حد ذاته مستحب است نه واجب ، ولي اگر انسان آن را شروع كرد و دو روز

گذشت روز سوم واجب مي شود . اعتكاف بايد در مسجد الحرام يا مسجد النبي

يا مسجد كوفه يا مسجد بصره صورت گيرد و حداقل اين است كه در يك مسجد

جامع يك شهر صورت گيرد . اعتكاف در مساجد كوچك جايز نيست . پيغمبر

اكرم دهه آخر رمضان اعتكاف

مي فرمود .

. 7 كتاب الحج . حج همان عمل معروفي است كه در مكه و اطراف مكه

وسيله حجاج انجام مي شود و معمولا توأم با عمره است . اعمال حج عبارت

است از :

احرام در مكه ، وقوف در سرزمين عرفات ، وقوف شبانه در سرزمين مشعر ،

رمي جمرش العقبه ، قرباني ، حلق يا تقصير ، طواف ، نماز طواف ، سعي بين

صفا و مروش ، و طواف النساء ، نماز طواف النساء ، رمي جمرات ، بيتوته

در مني .

. 8 كتاب العمرش . عمرش نيز نوعي حج كوچك است . ولي معمولا براي حجاج

واجب است كه اول عمره را بجا آورند و بعد حج را . اعمال عمرش عبارت

است از :

احرام در يكي از ميقاتها ، طواف خانه كعبه ، نماز طواف ، سعي بين صفا

و مروه ، تقصير .

شيخ بهائي براي اينكه اعمال عمره و حج و ترتيب آنها در اذهان طلاب

باقي بماند آنها را با رمز حرف اول آنها در يك شعر جمع كرده است و آن

اين است :

" اطرست " للعمرش اجعل نهج

" او وارنحط رس طرمر " لحج

به اين ترتيب :

الف = احرام

ط = طواف

ر = ركعتين طواف

س = سعي بين صفا و مروه

ت = تقصير

مجموع اينها كلمه " اطرست " را تشكيل مي دهد كه رمز عمره است . و

باز :

الف = احرام

و = وقوف در عرفات

و = وقوف در مشعرالحرام

الف = افاضه ( يعني كوچ كردن ) از عرفات و مشعر به سرزمين منا .

ر = رمي جمرش العقبه .

ن = نحر يعني قرباني .

ح = حلق يعني تراشيدن سر ، و براي كسي كه حج او حج اول نيست چيدن

مقداري مو يا ناخن .

ط = طواف حج .

ر = ركعتين طواف حج .

س = سعي ميان صفا و مروه .

ط = طواف النساء .

ر = ركعتين طواف .

م = مبيت ( يعني بيتوته ) در منا .

ر = رمي جمرات .

بنابر آنچه ما اعمال حج را شرح داديم مجموع اعمال سيزده تا است ولي در

اين شعر چهارده تا آمده است . سر مطلب اين است كه



شيخ بهائي افاضه از عرفات و مشعر ، يعني كوچ كردن از آنجا به طرف منا

را عملي مستقل شمرده است ، در صورتي كه عمل مستقل نيست .

. 9 كتاب الجهاد . در اين كتاب مسئله جنگهاي اسلامي مطرح است . اسلام

دين اجتماعي و مسئوليتهاي اجتماعي است . از اين رو جهاد در متن دستورات

اسلام قرار گرفته است . جهاد بر دو قسم است : ابتدائي و دفاعي . ازنظر

فقه شيعه جهاد ابتدائي منحصرا زير نظر پيغمبر اكرم يا امام معصوم مي تواند

صورت گيرد و لاغير . اين چنين جهادي تنها بر مردان واجب است ولي جهاد

دفاعي در همه زمانها بر همه مردم اعم از مرد و زن واجب است .

ايضا جهاد يا داخلي است يا خارجي . اگر گروهي از مردم بر امام مفترض

الطاعة مسلمين خروج كنند آنچنانكه خوارج يا اصحاب جمل و اصحاب صفين

كردند جهاد با آنها نيز واجب است . در فقه ، احكام جهاد و احكام ذمه

يعني شرائط پذيرفتن غير مسلمان تحت عنوان تابعيت دولت اسلامي ، و

همچنين درباره صلح ميان دولت اسلامي و دولت غير اسلامي به تفصيل بحث

مي شود .

. 10 امر به معروف و نهي از منكر . اسلام به حكم اينكه دين اجتماعي و

مسؤوليتهاي اجتماعي است و محيط مناسب را شرط اصلي اجراء برنامه آسماني

و سعادت بخش خود مي داند يك مسؤوليت مشترك براي عموم به وجود آورده

است . همه مردم موظفند كه پاسدار فضيلتها و نيكيها و نابود كننده بديها

و نادرستيها باشند .

پاسداري نيكيها به نام " امر به معروف " و ستيزه گري با بديها " نهي

از منكر " ناميده مي شود . " امر به معروف و نهي از منكر " در فقه

اسلامي ، شرائط و مقررات و نظاماتي دارد كه در فقه مسطور است .

تا اينجا ده باب عبادات پايان مي پذيرد و نوبت عقود مي رسد .