کد مطلب:275525 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:162

مهدويت در روايات
بايد ياد آور شد كه روايات در اين موضوع بحدي گسترده است كه مجلدات فراواني از كتب عامه و خاصه را در برگرفته است و نمي توان جز به اشاره از كنار آن گذشت و جز به قدر تشنگي چشيد، بر اين قصد تنها گذري داريم به روايات ائمه حديثي اهل تسنن و سپس چند حديثي از گنجينه احاديث شيعه و ابتدا:



[ صفحه 23]



روايات اهل تسنن:

1 - فرائد السمطين حمويني: قال (ص): من انكر خروج المهدي فقد كفر بما انزل علي محمد. هر كس خروج مهدي را انكار كند همانند آنست كه به تمام آنچه بر محمد (ص) نازل شده كافر شده است. اين حديث در مجموعه هاي حديثي اهل تسنن به كرات نقل شده است. [1] .

2- صيحيح ابي داود جلد 4 ص 87: عن النبي (ص) قال: لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتي يبعث فيه رجلا مني [2] پيامبر: اگر حتي يك روز از عمر دنيا باقي نماند همان يك روز را خداوند طولاني مي كند تا اينكه مردي از خاندان من در آن برانگيخته شود. علاوه بر نقل فوق از صحيح ابي داود كه از اكابر محدثين و دانشمندان اهل سنت است گروهي ديگر نيز اين حديث را در كتب



[ صفحه 24]



خويش آورده و تائيد نموده اند. [3] .

3- صحيح بخاري جلد 2 ص 178: قال رسول الله (ص) كيف انتم اذا نزل ابن مريم فيكم و امامكم منكم. پيامبر: چگونه خواهيد بود ما زمانيكه عيسي بن مريم بين شما نزول كند و امامتان نيز بين شما باشد. (كنايه از نزول عيسي (ع) در ركاب حضرت مهدي). [4] .

4 - مسند احمد بن حنبا (به نقل از ينابيع الموده ص 433): عنه صلي الله عليه و سلم انه قال: لا تقوم الساعه حتي تملاء الارض ظلما و عدوانا ثم يخرج من عترتي من يملاءها قسطا و عدلا [5] .

پيامبر: قيامت بر پا نمي شود تا اينكه زمين از دشمني و ظلم پر شود كه در اين هنگام فردي از سلاله من خروج مي كند و آن را از عدل و داد پر مي كند. شبيه همين حديث از احمد بن حنبل در جلد 3 ص 28 مسندا آمده است. [6] .



[ صفحه 25]



5- مسند احمد بن حنبل ج اول ص 84: قال رسول الله (ص) المهدي منا اهل البيت يصلحه الله فيه ليله پيامبر: مهدي از ما خاندان است و خداوند كار قيام او را يكشبه اصلاح مي كند. [7] .

براي اطلاع بيشتر از احاديث اهل تسنن در مورد حضرت مهدي (ع) به كتابهاي نوشته شده در اين موضوع رجوع كنيد. [8] .

روايات شيعه:

مجموعه هاي روائي شيعه در زمينه امام مهدي (ع) بسيار گسترده است مي توان به آنها رجوع نمود [9] اما اينك چند روايت بخاطر اشاره و در جهت تكميل روايات



[ صفحه 26]



اهل تسنن نقل مي كنيم:... - [10] قال رسول الله - ص -: الائمه بعدي اثنا عشر اولهم علي بن ابي طالب و آخرهم القائم، هم خلفائي و اوصيائي و اوليائي و حجج الله علي امتي بعدي المقر بهم مومن و المنكر لهم كافر. پيامبر: پيشوايان بعد از من دوازده نفرند، اولين آنها علي بن ابي طالب و آخرين آنها قائم (ع) است ايشان خلفا و اوصياء و اولياء من هستند و حجت هاي خدا بر امتم هستند بعد از من. هر كس ايشان را بپذيرد مومن است و هر كس ايشان را انكار كند، كافر است... [11] .

1. قال ابو عبد الله (ع): للقائم غيبتان احديهما قصيره و الاخري طويله، الغيبه الاولي لا يعلم بمكانه فيها الا خاصه شيعته و الاخري لا يعلم بمكانه الا خاصه مواليه. [12] .

امام صادق (ع): براي حضرت قائم (ع) دو غيبت است: يكي كوتاه و ديگري طولاني، در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاي آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز خادمان و اهل بيت آن حضرت كسي از مكان او اطلاع ندارد.

3 - عن سعيد بن جبير قال: سمعت سيد العابدين علي بن الحسين عليهما السلام يقول: في القائم سنه من نوح (ع) و هي طول العمر (3)



[ صفحه 27]



سعيد بن جبير مي گويد از امام سجاد شنيدم كه مي فرمود: در قائم (ع) نشانه اي از نوح است و آن طول عمر مي باشد.

4 - عن امير المومنني (ع) انه قال للحسين عليه السلام التاسع من ولدك يا حسين هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل قال الحسين عليه السلام فقلت يا امير المومنين و ان ذلك لكائن و قال عليه السلام اي و الذي بعث محمدا (ص) بالنبوه و الصطفاه علي جميع البريه و لكن بعد غيبه، حيره و لا تثبت فيها علي دينه الا المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين اخذ الله ميثاقهم بولايتنا و كتب في قلوبهم الايمان و ايدهم بروح منه. اميرالمومنين عليه السلام به حضرت سيدالشهداء فرمود نهمين فرزند تو اي حسين همان قائم حقيقي است كه دين را آشكار و عدالت را گسترش مي دهد حضرت امام حسين عليه السلام سوال فرمود آيا اين موضوع حتمي است؟ فرمودند: آري سوگند به آنكه محمد (ص) را به نبوت مبعوث نمود و او را بر جميع بندگان برانگيخت حتمي است. اما ظهورش بعد از غيبتي است كه غير از خالصان از مومنان و آنانكه روح يقيني در وجودشان شعله مي كشد، بر امر او ثابت قدم نمي مانند: آنانكه خداوند در باره ولايت ما از ايشان ميثاق گرفته و در قلبهايشان ايمان نوشته شده و به روحي از جانب او تاييد



[ صفحه 28]



مي شوند. [13] .

5- عن الحسين (ع) منا اثنا عشر مهديا اولهم امير - المومنين علي بن ابي طالب (ع) و آخرهم التاسع من ولدي و هو الامام القائم باذلحق يحيي الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين كله و لو كره المشركون له غيبه يرتد فيها اقوام و يثبت علي الدين فيها آخرون فيودون و يقال لهم متي هذا الوعد ان كنتم صادقين اما ان الصابر في غيبته علي الاذي و التكذيب بمنزله المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله (ص) [14] حضرت سيدالشهدا امام حسين (ع): از ما دوازده هدايت شده (و امام) مي باشد، نخستين آنها اميرالمومنين علي بن ابي طالب و آخرينشان (كه نهمين پشت از فرزندان من است) امام بحق حضرت قائم (ع) مي باشد كه خداوند بوسيله او زمين را پس از مرگش زنده مي كند و تمامي حقيقت دين را بر جهان آشكار مي كند اگر چه مشركان را خوش نيايد. بر او غيبتي است كه گروههائي بواسطه (نبود ظاهري امام) از دين باز مي گردند و گروههائي ديگر ثابت قدم مي مانند ولي مورد آزار قرار مي گيرند، به آنها گفته مي شود، پس چه موقع آن وعده شما خواهد بود اگر راستگو



[ صفحه 29]



هستيد؟ اما (آگاه باشيد) صبر پيشگان در غيبت او كه بر اذيت ها و تكذيب ها تحمل مي كنند بمنزله مجاهدين شمشير بدست و پيشگام در كنار پيامبر خدا هستند.

6 - عن عبد الله بن عطاء قال سالت ابا جعفر الباقر (ع) فقلت اذا قام القائم (ع) باي سيره يسير في الناس؟ فقال: يهدم ما قبله كما صنع رسول الله (ص) و يستانف الاسلام جديدا. [15] عبد الله بن عطاء مي گويد از امام باقر (ع) پرسيدم وقتي قائم (ع) قيام كند به چه شيوه و سيره اي در ميان مردم عمل مي كند؟ فرمود: همانگونه كه پيامبر با (عادات جاهليت) عمل كرد او نيز آنچه (از گردار خلاف اسلام در جامعه باشد) قبل از او از بين مي برد و اسلام را نو مي گرداند (بحالت بي آلايش و مطهر اوليه باز مي گرداند). از جمع بندي همين معدود احاديث گذشته چهره روشن حضرت مهدي (ع) در قالب ترديد ناپذير اعتقاد اسلامي ترسيم گرديد كه: فرزند امام عسكري (ع) است، دوازدهمين و آخرين پيشواي اسلام است، بصورت زمان غيبتي طولاني دارد و بضرورت اين غيبت داراي عمري طولاني است، نهمين فرزند امام حسين (ع) است، ويژگي اساسي قيام او - كه هر مدعي كاذبي را رسوا مي كند - پاك كردن زمين از نجاست ظلم و فساد است و پر كردن آن از عدل و



[ صفحه 30]



داد و اسلام. منتظران او در غيبتش كه شناساي واقعي او گشته اند و در ايمان خويش تزلزل پيدا نكرده اند از مقامي بزرگ در پيشگاه الهي بهره مندند: مقام مجاهدان والا مقام مبارز در پيشگاه رسول الله (ص). اعتراف كننده به او مومن، و مخالف و منكر او، كافر است. خواهد آمد، اگر چه تنها روزي از دنيا باقي مانده باشد و اين وعده خداست و وعده خدا تخلف ناپذير. عيسي بن مريم (ع) در قيام او از آسمان فرمود آمده، پشت سر او نماز خواهد گزارد و او را در امر سنگينش ياري خواهد داد. تمامي زمين از نيكي و داد آكنده خواهد گشت... حال كه اين دور نماي مسلم و قطعي و اسلامي را از روايات اصيل فريقين در موضوع مهدويت و امام حجه بن الحسن العسكري (ع) بدست داديم، راه خويش را با پويش در عقايد اسلام در اين زمينه دنبال مي كنيم تا ببينيم شيوه سلف اسلامي ما در اين موضوع چه بوده است، آيا باورداشته اند يا مخالف بوده اند، و اگر موافق بوده اند، در چه سطحي و چه گستره اي و به چه نحو اين اعتقاد را بيان داشته اند و چه آثاري را به نگارش در آورده اند پس اين ما و اين اجماع نظر علما در زمينه مهدويت:


[1] مانند لسان الميزان جلد 5 ص 130 از حافظ ابن حجر عسقلاني و القول المختصر في علامات المهدي المنتظر، ص 56 از ابن حجر شافعي هيتمي (متوفي 973) و فرائد السمطين حمويني (متوفي 722) بنقل اعيان الشيعه جلد 4 قسمت سوم صفحه 351 چاپ قديم و 41 چاپ جديد، و احقاق الحق جلد 13 ص 213.

[2] از اعيان الشيعه جلد 4 قسمت سوم ص 28 چاپ جديد.

[3] همچون: صحيح تزمذي جلد 2 ص 270) كه اين حديث را حس و صحيح شمرده است) و صواعق المحرقه ابن حجر، ص 97 و اسعاف الراغبين ص 147 و نور الابصار ص 229. بنق از كتاب ارزنده المهدي مرحوم آيه الله سيد صدرالدين صدر صفحه 14 و 15.

[4] بنقل از الامام الهدي علي دخيل، ص 64.

[5] المهدي مرحوم صدر، ص 16.

[6] الامام المهدي علي دخيل، ص 66.

[7] عين اين حديث را حافظ ابن ماجه قزويني در سنن المصطفي جلد 2 ص 519 بخاري در تاريخ الكبير جلد يك ص 317 و حافظ ابونعيم در حليه الاولياء جلد 3 ص 177، و هفده نفر ديگر از اعلام اهل تسنن نقل كرده اند. (به نقل از احقاق الحق ج 13، صفحه 123 - 119.

[8] مانند: المهدي مرحوم صدر - احقاق الحق، ج 13، - الامام المهدي دخيل - المهدي الموعود المنتظر عند علماء اهل السنه و الاماميه دو جلد نوشته نجم الدين عسكري - منتخب الاثر صافي گلپايگاني - كشف - الاستار حاجي نوري و...

[9] همچون كتاب كافي، كتاب الحجه، كمال الدين و تمام النعمه، غيبت نعماني، غيبت شيخ طوسي، من هو المهدي، الزام الناصب.

[10] كمال الدين، ج 1 ص 259.

[11] اصول كافي، 2 - مترجم - ص 140 و 141.

[12] كمال الدين، ص 524.

[13] بحارالانوار، ج 51 ص 110.

[14] اعيان الشيعه، جزء چهار قسمت سوم. ص 49 (چاپ جديد).

[15] غيبت نعماني، ص 233 و 232.