کد مطلب:275526 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:160

نظر اجماعي علماء اسلام در بحث مهدويت
علي رغم آنچه مستشرقان گفته اند - و ديگران از تابعين ايشان -، اهل تسنن به احاديث مهدي، آن چنانكه گوشه اي از آن را در فراز پيشين ديديد، توجه بسيار كرده و اكثر ايشان اين احاديث را



[ صفحه 31]



در كتابهاي و مجموعه هاي روائي خويش متذكر شده اند و احاديث مهدي را صحيح و حسن [1] نيامده اند كه جاي هيچگونه ترديد و عيبجوئي از اين روايات از ديدگاه علم الحديث باقي نمي ماند. بويژه كه راويان اين احاديث نيز طبق نقل ايشان كساني از صحابه و تابعين [2] هستند كه سخن آنها مورد وثوق و اطمينان است و از ديدگاه برادران اهل تسنن جاي اشكال نيست: علي محمد، علي دخيل در كتاب ارزشمند خويش الامام المهدي (ع)، نام 50 نفر از صحابه را كه حديث مهدي (ع) را نقل نموده اند با ذكر نام كتاب و صفحه اي كه حديث آنان آمده،



[ صفحه 32]



ذكر مي كند (كه علي بن ابي طالب (ع)، فاطمه زهرا (ع)، سلمان، ابوذر، حذيفه، عايشه، ابن عباس، ابوسعيد خدري، ابوايوب انصاري، جابر بن عبدالله انصاري، عمار ياسر، عمر بن خطاب، معاذ بن جبل و... جزء آنان هستند) و پس از آن نيز از 50 نفر ديگر از تابعين، بهمان كيفيت نام مي برد (كه ابراهيم بن علقمه، ابونضره، اصبغ بن نباته، جابر صدفي، سعيد بن جبير، سليم بن قيس الهلالي، طاووس يماني، محمد بن حنفيه، معلي بن زياد و... عده اي از آنها مي باشند). [3] و با اين ترتيب، پژوهشگري صادق، بخوبي در مي يابد كه چه بنيان محكمي در قبول داشت اصل مهدويت و قيام حضرت مهدي (ع) در آخر الزمان، در احاديث پيامبر وجود دارد. از اين كه فراتر رويم و كند و كاوي در كتب حديثي برادران اهل تسنن كنيم به حقايق تازه تري دست مي يازيم و مي نگريم كه 144 نفر از دانشمندان و اعلام عامه در معاجم حديثي و يا در كتب تفسير خويش، احاديثي از پيامبر در روشن سازي انقلاب مهدي (ع) نقل نموده اند [4] كه ما تنها به چند تائي از آنها يا قيد نام كتاب و شماره صفحه اي كه حديث در آنها آمده فقط اشاره مي كنيم: [5] .



[ صفحه 33]



الاتحاف بجب الاشراف شبراوي ص 68 الاصابه عقلاني ج 7 ص 30 التاريخ بخاري بنقل از سنن ابن ماجه جلد 2 ص 519 تيسير الوصول شيباني جلد 4 ص 18 تفسير الدر المنثور سيوطي جلد 6 ص 56 ذخائر العقبي طبري ص 15 سبائك الذهب سويدي ص 78 شرح صحيح ترمذي ابن عربي جلد 9 ص 77 فتح الباري عسقلاني جلد 6 ص 385 فتوحات اسلاميه دحلان جلد 2 ص 322 كشف الظنون خليفه جلد 1 ص 894 المستدرك علي الصحيحين حاكم جلد 4 ص 465 مسند احمد بن حنبل جلد 3 ص 48 مفتاح كنوز السنه محمد فواد ص 484 معجم البلدان حموي جلد 6 ص 175 مرحله اي از اين فراتر، آنست كه گروهي ديگر از اين دانشمندان، به اين موضوع آن قدر اهميت داده اند كه فصلي از كتابهاي خويش را به موضوع مهدي (ع) و غيبت، علائم ظهور، دولت، مدت بقاء و ديگر ويژگيهاي آن حضرت اختصاص داده اند براي نمونه گروهي از ايشان:



[ صفحه 34]



ابن طولون در كتاب الائمه الاثني عشر برزنجي در كتاب الاشاعه صبان در كتاب اسعاف الراغبين سبط بن جوزي در كتاب تذكره خواص الامه سمهودي دركتاب جواهر العقدين عبدالملك عصامي در كتاب سمط النجوم العوالي ابن حجر در كتاب الفتاوي الحديثه حمويني شافعي در كتاب فرائد السمطين شبلنجي در كتاب نور الابصار شعراني در كتاب اليواقيت و الجواهر [6] ملاحظه صبر و شكيبائي خواننده اين مختصر را نموده اين فهرست ها را مختصر تر مي كنيم تا طاقت ادامه راه نيز باشد، اما چه كنيم كه باز فكر اينكه گروهي بي خبر و يا مغرض پيدا شوند و بگويند مهدويت ساخته و پرداخته شيعه است! ما را به ادامه راه رهنمون مي كند، زهي انصاف! حتي پاره اي از اين دانشمندان، تاريخ ولادت امام (ع) را بطور دقيق در كتابهاي خويش آورده جاي ابهامي باقي نگذاشته اند: براي نمونه ابن طولون دمشقي حنفي در الشذورات الذهبيه صفحه 117) طبع بيروت) مي گويد:



[ صفحه 35]



... دوازدهمين ايشان فرزند او [يعني حضرت عسكري (ع)] محمد بن الحسن، يعني همان ابوالقاسم محمد بن الحسن بن علي الهادي آخرين امام است، ولادت او روز جمعه نيمه شعبان سال 255 واقع شد و هنگام وفات پدر، پنج ساله بود. [7] و نيز ابن خلكان در وفيات الاعيان جلد يك صفحه 571 مي گويد: در مورد محمد بن الحسن المهدي: ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 بود [8] ... ابن سبط جوزي نيز در تذكره الخواص صفحه 204 مي گويد: محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب كنيه اش ابو عبدالله و ابوالقاسم. حجت خدا صاحب - الزمان، قائم و منتظر و آخرين امام. [9] و برخي ديگر به همين ترتيب به ولادت آن حضرت اشاره نموده كه امكان تطبيق با هر مدعي ديگر را در مهدي منتظر از بين مي برد. [10] .



[ صفحه 36]



آقاي علي دواني در كتاب ارزشمند دانشمندان عامه و مهدي موعود، نظرات 115 تن از دانشمندان عامه را با قيد مدرك در قبول داشت اصل مهدويت و حضرت محمد بن الحسن (عج) آورده اند. [11] در آخر اين فراز، لازم است تا روشنگري را به اتمام رسانيده، نظر محققين را به اين موضوع جلب كنيم كه موضوع تنها با شواهد فوق كه از لابلاي كتب برادران اهل تسنن نشان داديم، پايان نمي پذيرد. موضوع جالبتر آنست كه افراد زيادي از اين دانشمندان، اصولا كتابهائي مستقل در اين موضوع به نگارش آورده اند كه در آنها صرفا مسئله مهدي (ع) را به بحث كشيده اند و شواهد اصالت آن را بيان كرده اند. اين مطلب بسيار شايان توجه است: اينكه اعتقاد اسلامي در موضوع حضرت بقيه الله (عج) آن چنان مسلم و روش است و مهم كه دانشمندان وظيفه خويش ديده اند تا با نوشتن كتابهائي خاص در اين موضوع، اذهان عامه را روشن كنند. در ختام اين فراز نظر شما را به نام چند كتاب از اين كتب جلب مي كنيم: [12] كتابهاي اهل تسنن خاص موضوع مهدي (ع):



[ صفحه 37]



1- ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون احمد بن صديق بخاري

2 - احوال صاحب الزمان سعدالدين حمودي

3 - اخبار المهدي حماد بن يعقوب رواجني

4 - اربعين حديث في المهدي ابي العلاء همداني

5 - اربعين حديث في المهدي حافظ ابي نعيم اصفهاني

6 - البيان في اخبار صاحب الزمان حافظ گنجي شافعي

7- البرهان في علامات مهدي آخر الزمان متقي هندي

8 - تحديق النظر في اخبار المهدي المنتظر محمد بن عبدالعزير بن مانع

9 - تلخيص البيان في علامات مهدي آخر الزمان كمال پاشا حنفي

10 - تلخيص البيان في اخبار مهدي آخر الزمان متقي هندي

11 - التوضيح في تواتر ما جاء في المهدي المنتظر و الدجال و المسيح قاضي القضاه شوكاني

12 - جمع الاحاديث الوارده في المهدي ابي بكر بن خثيمه

13 - الرد علي من حكم و قضي ان المهدي الموعود جاء و مضي ملا علي القاري

14 - رساله في الاحاديث القاضيه محمد بن اسماعيل بخروج المهدي صنعاني



[ صفحه 38]



15- رساله في المهدي صنعاني

16 - العرف الوردي في اخبار المهدي جلال الدين سيوطي

17 - العطر الوردي في شرح القطر الشهدي في اوصاف المهدي جلال الدين سيوطي

18 - عقد الدرر في اخبار المهدي المنتظر يوسف مقدسي شافعي

19 - فوائد الفكر في المهدي المنتظر مرعي المقدس حنبلي

20 - المهدي ابي داود سجستاني و...

شيعه

حال كه تصوير كاملي از اصالت اعتقاد به حضرت محمد بن الحسن (عج) در اعتقادات و نوشتجات مختلف برادران اهل تسنن بدست داديم، اشاره اي نيز به شيعه داشته باشيم. پيدا است كه شيعه بخاطر تقدمش در جمع آوري احاديث پيامبر و ائمه در اين زمينه پيشگام است و از لحاظ متون بسيار غني است، تا جائيكه حتي پيش از ميلاد امام مهدي (ع) بر اساس احاديث پيامبر آن قدر اعتقاد به او روشن بوده است كه ملا در مورد غيبت آن حضرت كه يكي از ويژگيهاي اوست كتابهاي متعددتي نگاشته شده است. اين حتي مي رساند كه انتظار تحقق پيوستن مواعيد پيامبر و ائمه در شخص حضرت محمد بن الحسن (ع) از پيش از تولد او در وجود شيعه شعله ور بوده است. براي نشان دادن اين موضوع نام چند كتاب در مورد غيبت امام مهدتي (عج) كه پيش



[ صفحه 39]



از تولد آن حضرت نوشته شده است نام مي بريم:

1 - الغيبه از علي بن عمر اعرج كوفي (عصر امام موسي كاظم ع) [13] .

2 - الغيبه ابراهيم بن صالح انماطي (عصر امام موسي كاظم ع) [14] .

3 - الغيبه علي بن حسن طايي طاطري (عصر امام موسي كاظم ع) [15] .

4 - الغيبه حسن بن علي بن حمزه سالم (عصر امام موسي كاظم ع) [16] .

5 - الغيبه عباس بن هشام ناشري (عصر امام جواد) متوفي 220 ه. [17] .

6 - الغيبه ابواسحاق ابراهيم نهاوندي (عصر امام جواد و امام هادي و عسكري). [18] .

7 - الغيبه علي بن حسن بن فضال (عصر امام جواد و امام هادي و عسكري متوفي 224 ه). [19] .



[ صفحه 40]



8- الغيبه از فضل بن شاذان نيشابوري (عصر امام جواد و امام هادي و عسكري متوفي260). [20] .

كه با در نظر گرفتن فضاي خفقان آور دوران خلفاي عباسي و جلوگيري شديد آنها را شيوع تفكر مهدي به ارزش اين كتابها كه علي رغم همه اين جلوگيريها نوشته شده پي مي بريم و نيز آثار ديگر اين پيشتازان در اين موضوع مبين اهميت ويژه اين بحث است. چون ديدگاه شيعه در موضوع امام مهدي (ع) كاملا روشن و منابعش در دسترش و فراوان است خواننده را با توضيحي در مورد كتابنامه به منبعي غني ارجاع مي دهيم تا بر اساس آن، با رجوع به كتب نوشته شده در اين موضوع اطلاعات لازم را بدست آورد.

كتابنامه

كتابنامه امام مهدي (ع) نام كتابي است كه از 355 كتاب و رساله كه در مورد حضرت مهدي (ع) نگاشته شده است نام برده چه از اهل تسنن و چه از علماي اماميه. و مي توان فهرستي از كتابهائي كه مستقلا پيرامون حضرت مهدي (ع) از دورترين ايام تا زمان حاضر نوشته شده و نيز كتابهائي كه بخشي از آنها در مورد آن حضرت است در آنجا ديد. و تازه اين همه كتابها نيست، و تنها كتابهائي جمع آوري شده كه بدست آمده، اما كتابهائي كه هنوز شناخته نشده يا شناخته شده ولي در دست نيست بسيار زياد است...



[ صفحه 41]



كه از اين تعداد، بيش از دويست كتاب و رساله از عربي و فارسي از عامه و خاصه مستقلا پيرامون امام مهدي (ع) است... [21] .

اگر چه نتيجه اين سير، خود بدست آمد، و اصالت اسلامي اين فكر روشن شد بد نيست سخن را در اين فصل با فتواي علماي فعلي حجاز كه از طرف مجله رابطه العالم الاسلامي [22] به امضاي مدير اداره مجمع فقهي اسلامي يعني محمد منتصر كناني است به پايان بريم. تا معلوم شود فتواي علماي فعلي اهل تسنن نيز چيزي با علماي قبلي شان تفاوت ندارد: حفاظ احاديث و بزرگان دانشمندان حديث نيز تصريح كرده اند كه احاديث مهدي مشمل بر احاديث صحيح و حسن است و مجموع آن متواتر مي باشد اعتقاد به ظهور مهدي بر هر مسلماني واجب است و اين جزء عقايد اهل سنت و جماعت محسوب مي شود و جز افراد نادان و بي خبر يا بدعتگزار آن را انكار نمي كنند. [23] .

آري:



خروج امام لا محاله واقع

يقوم علي اسم الله و البركات





[ صفحه 42]





يميز فينا كل حق و باطل

و يجزي علي النعماء و النعمات [24] .

آمدن امامي از شما بدون شك وقوع مي يابد و با نام و بركات خدا قيام مي كند او هر حق و باطلي را ميان ما از هم جدا مي سازد و پاداش هر كار نيك و بدي را مي دهد



[ صفحه 44]




[1] دو اصطلاح در دانش حديث شناسي (علم الحديث) براي نوعي از احاديث: حديث صحيح حديثي را گويند كه تمامي سلسله روات آن تا خود پيامبر، اشخاصي عادل، مطمئن و قابل اعتماد كامل باشند و هيچگونه نارسائي و عيبي در آن حديث نباشد. (علوم الحديث و مصطلحه از دكتر صبحي صالج چاپ پنجم، ص 145) و حديث حسن حديثي را گويند كه در بين راويان آن فرد متهم به دروغگوئي نباشد و مورد قبول همه علماء قرار گرفته باشد و فقهاء آن را استعمال كنند (علوم الحديث لابن صلاح، چاپ دوم، 1972، ص 26). اين دو اصطلاح را طبق نظر محدثين اهل تسنن معني كرديم، براي آنكه تعريف شيعي اين اصطلاحات را هم ديده باشيد به كتاب الوجيزه في الدرايه شيخ بهائي (متوفي 1030) از انتشارات كتابخانه بزرگ اسلامي ص 5 مراجعه كنيد.

[2] صحابه كساني هستند كه دوران پيامبر - ص - را درك كرده از فيض وجودي آن حضرت بهره برده اند و مطالبي را از آن بزرگ نقل نموده اند. تابعين كساني هستند كه پيامبر را نديده اول ولي صحابه را ديده و سخنان آن حضرت را با واسطه صحابه نقل كرده اند.

[3] الامام المهدي، صفحه 114 تا 121.

[4] كه مسلما اين عدد، عدد آخر و قطعي نيست و با پژوهش بيشتر، الزاما مدارك ديگري اضافه مي شود.

[5] همان كتاب، صفحات 298 - 318.

[6] همان كتاب، صفحات 307 تا 309.

[7] احقاق الحق، ج 13 ص 88.

[8] همان كتاب، ص 89.

[9] همان كتاب، ص 90.

[10] همچون: ابن صباغ در فصول المهمه، ص 274. ابن حجر هيتمي در صواعق ص 124. كمال الدين محمد شاعي در مطالب السوول، ص 89. علامه حمزاوي در مشارق الانوار، ص 153. و شبلنجي در نور الابصار، ص 229. علامه شبراوي شافعي در الاتحاف بحب الاشراف، ص 68 و... (احقاق الحق، ج 13 ص 88 تا 97 و دخيل، ص 122).

[11] دانشمندان عامه و مهدي موعود، علي دواني، 1353، دار الكتب الاسلاميه. توصيه مي شود در اين موضوع، به اين گردآوري ي ارزشمند مراجعه شود.

[12] الامام المهدي، ص 303 به بعد.

[13] رجال احمد بن علي نجاشي (متوفي 450 ه.)، ص 194.

[14] قاموس الرجال شيخ محمد تقي تستري، جلد سوم ص 193.

[15] همان كتاب، ج 6 ص 452.

[16] همان كتاب، جلد 3 ص 193.

[17] رجال نجاشي، ص 193.

[18] الفهرست شيخ طوسي، چاپ سوم (1380 نجف)، ص 29.

[19] رجال نجاشي، ص 181.

[20] رجال شيخ طوسي، ص 420.

[21] كتابنامه امام مهدي (ع)، صندوق پستي 2223: جاپ دوم 15 شعبان 1398.

[22] كه زير نفوذ افراطي ترين جناحهاي اسلامي (يعني وهابيان) قرار دارد.

[23] ناصر مكارم شيرازي مسئله انتظار، موسسه مطبوعاتي هدف. صفحه 23، متن كامل فتواي علماي حجاز و مفصل استدلالهاي ايشان را در اين زمينه آورده اند. (ص 18 تا 30).

[24] از اشعار دعبل خزاعي، شاعر آزاده شيعي در پيشگاه حضرت ثامن الائمه امام علي بن موسي الرضا (ع). كه پس از آنكه اشعاري را بر امام (ع) خواند حضرت پس از گريه فروان فرمود: نطق روح القدس بلسانك... در اين كلمات روح القدس از زبان تو، لب به سخن گشوده است...



كشف الاستار، ص 46.