کد مطلب:275530 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:155

بهائيه
چندين سال قبل از ظهور قادياني در هند كه مكارانه سلطه بيگانه را ميان مردم مستحكم مي ساخت، مكتب ديگري در ايران پايه گذاري شد تا بتواند برادري خويش را با غلام احمد به اثبات رساند و اعتقاد پر جوش و خروش مهدويت و قائميت را به خاموشي كشاند و با خراب كردن آن، سنگرهاي مقاومت مردم را درهم بشكند. نحوه شروع اين فكر بدين ترتيب بود كه ابتدا فردي بنام علي محمد شيرازي معروف به باب، (1235 -1266 ه. ق. (كار خود را از ادعاي نيابت امام مهدي (ع) آغاز كرد، و با توجه به اوضاع نابسامان و پيچيده كشور بر اثر جنگهاي خانمانسوز ايران و روس و انتظار شديد مردم براي رسيدن يك اميد، يك منجي



[ صفحه 74]



و يك قيام، دعوت او پر و پائي پيدا كرد زيرا او خود را واسطه بين مردم و امام عصر (عج) معرفي كرده بود. ظهور چنين دروغزني كه با انحراف فكري مردم در چنان اوضاع پيچيده اي، هولناك ترين ضربه ها را با وعده هائي دروغ بر پيكر اعتقادات و نيز اوضاع سياسي كشور وارد مي آورد نشانه اي از فريبكاري و دخالت عوامل بيگانه در اركان كشور بود. بويژه سير بعدي افكار او كه به ادعاهاي ديگر چون مهدويت، نبوت و خدائي انجاميد، روشن مي سازد كه چگونه اعتقادات اصيل اسلامي به بازي گرفته شدند تا آن روح واقعي را از ايمان عميق مردم بيرون كنند. گوئي كه مردم را چون بينندگان يك خيمه شب بازي و اعتقادات اصيل آنها را عروسكهاي اين خيمه شب بازي فرض كرده اند. بخصوص كه بعدي هاي او اين سير را ادامه دادند، يعني فردي بنام ميرزا حسين علي معروف به بهاء الله (1233 - 1309 ه. ق. (كه بهائيه را بنا نهاد. روزي ادعاي قائميت كنند و خود را همان قائم موعود و منتظر مردم بشمار آورند و روز ديگر توبه كنند و از اين ادعائي كه نموده اند عذر خواهي و پوزش و طلب مغفرت از سلطان محمد شاه و ناصرالدين شاه! نمايند. [1] .



[ صفحه 75]



روزي ادعاي نبوت كنند [2] و روز ديگر خود را بنده اي ضعيف و عبدي از عباد سلطان مقتدر (ناصرالدين شاه)! نام ببرند و بنده زر خريد او بشمار آورند. [3] و با مسخره كردن اعتقادات اصيل اسلامي، تفرقه و جنگ و آشوب در ميان مسلمانان بر وجود آورند. آيا اين نشانگر همان حيله دشمن براي خراب كردن يك اعتقاد اصيل و پر تحرك نيست؟ آيا اين سوء استفاده از قائميت و مهدويت نيست؟ آيا دشمن نمي خواهد كه بدين وسيله همه سنگرهاي مسلمين را نابود كند؟ آيا اين چيزي شبيه كار قادياني در جهت منافع استعمارگر پليدي چون انگليس نيست؟ ما نمي دانيم، تهمت هم نمي زنيم و مي گذاريم رهبران اين مكتب خود به دفاع از مكتب خويش قيام كنند. شايد بهتر باشد كه از دهان رهبران بهائيت جملاتي را بشنويم تا روشنگر اعتقاداتشان باشد همان گونه كه به حرفهاي قادياني توجه كرديم. حضرت عبدالبهاء، عباس افندي، پسر ميرزا حسين علي بهاء الله و دومين رهبر بهائيت در جمعي از چپاولگران اظهار مي دارد:



[ صفحه 76]



از الطاف او مي طلبم كه جميع شما را به يك ديگر مهربان كند اين ملت محترمه!! انگليس را عزيز كند و اين دولت عادله!! را تاييد نمايد. [4] براي آن كه پيشداوري نكرده باشيم به جمله اي ديگر از هم ايشان در ميان آمريكائيان توجه مي كنيم. شايد در مقابل آنها، ايشان از وطن دفاع كرده باشد و جبران دعاي بر انگليس را نموده باشد: از براي تجارت و منفعت ملت آمريكا، مملكتي بهتر از ايران نه!! چه كه ايران مواد ثروتش همه در زير خاك پنهان است. [5] .

آري! باز هم قادياني كه به يك ارباب كفايت كرد و تن به اسارت آمريكائيان نداد تا ثروت مردم ستمديده كشورش را دو دستي به آمريكا تعارف كند. اين غذا - مكتب بهائيت - آن قدر خوش طعم است كه ديگر كشورهاي استعماري از آن چشم نمي پوشند و تقاضا دارند كه از



[ صفحه 77]



آن بهره گيرند نمونه اش را در دعوت سفارت فرانسه از مبلغين بهائي مي بينيم كه ايشان را دعوت به الجزاير و تونس مي فرمايند تا مثل قادياني را كه در هند به انگلستان خدمت نمود در آنجاها داشته باشند. دقت كنيد: از تهران چند مكتوب رسيد كه اولياي سفارت فرانسه اصرار دارند كه بعضي از مبلغين به صفحات آخرين يعني تونس و جزائر توجه نمايند و از اولياء دولت فرانسه نهايت رعايت خواهد شد تا جماعت آن سامان را تبليغ نمايند. [6] بيش از اين به فريبكاران مجال نمي دهيم! و تا همين حد انتظار داريم كه روشن ضميران بخود آيند و سلطه هاي بيگانه را كه با استفاده از دعوي اصيل مهدويت و نشان دادن چهره هاي تحريفي از آنها مي خواهند منافع خويش را ثابت نگه دارند، از بين ببرند. در اين ميان نيز روشن شد كه منكران، بسيار سست پندار بوده اند كه كار و اهداف اين فريبكاران را به حساب مهدويت



[ صفحه 78]



گزارده اند. آري ممكن است كه چند صباحي «دزدي «، شحنه را بردار دارد اما سرانجام عمر اين معكوس كاري ها بسر آمده، قحط معني بكناري رفته، دام ها آشكار شده، حقيقت رخسار خويش را نشان مي دهد. و محققان هم بايد بدانند كه اينها مهدويت نيست و اين بدل ها خدشه اي در اصل پديد نمي آورد بلكه بنيادهاي آن را محكمتر مي كند تا قاطعانه تر، مومنان به آن بگروند و با دستگيري و دست اندازي به ريسمان محكم الهي، سلطه هاي غير خدا را از هم بگسلند. ان شاء الله.



اي ساحت قدس تو ز هر عيب و خلل، طهر

اجرا نشود حكم كسي تا نزني مهر



از يمن وجود تو شود صبح و شب و ظهر

دلها همه ظلمتكده، مهتاب توئي تو [7] .





[ صفحه 80]




[1] رجوع كنيد به كتاب كشف الغطاء عن حيل الاعداء نوشته ميرزا - ابوالفضل گلپايگاني، از كتابهاي همين گروه، صفحه 204 و 205 كه متن توبه نامه او را خطاب به ناصرالدين شاه كه البته در پايان مستدعي الطاف شاهنشاهي - يعني محمد شاه - است (!) آورده است.

[2] عباس افندي، پدرش را جزو انبياء بزرگ چون ابراهيم، نوح، موسي، عيسي و حضرت محمد - ص - نام مي برد - خطابات مباركه، صفحه 7 - خود ميرزا حسين علي نيز، جريان مبعوث شدن و انزال وحي را بر خويش شرح داده است - ص 116 و 117 مقاله شخصي سياح -.

[3] لوح سلطان، نوشته ميرزا حسين علي صفحه اول.

[4] عباس افندي، عبدالبهاء، خطابات جلد اول ص 25 و 26. اين مدرك توضيحي نمي خواهد و خود اظهر من الشمس كنه مطلب را مي رساند!.

[5] خطابات مباركه، ص 33. زهي بي شرمي، كه تمامي ملت و منابع ثروت او را، دو دستي تقديم امپرياليست جهانخوار آمريكا مي كند، و آنها را بر اين سفره رنگين، تعارف ذليلانه و خائنانه مي نمايد، معلوم است كه چرا امپرياليستها از اين نوكران غافل نمي مانند و صهيونيست ها، آنها را در قلب كشور خود، جاي مي دهند.

[6] كتاب مائده آسماني بنقل از خود عباس افندي، ص 47 و 48. البته سالها پيش از اين هم فرانسه از اين خوان پر مائده خواسته بود كه لقمه اي بردارد و لذا نايب كنسول خود را پيش ميرزا حسين علي - بهاء الله - فرستاده بود و به او گفته بود: شما از تبعيت اسلام بيزاري جوئيد و خويش را تابع فرانسه گوئيد تا ما شما را تقويت نمائيم! - صفحه 380 و 381 كتاب كواكب الدريه جلد اول - البته انگليس هم كاملا دندان تيز كرده بود كه اگر بهاء الله حاضر باشد، ترتيب استقرار او را به هندوستان! هم بدهد. به اين خاطر سر آرنولد باروز كمبال ژنرال كنسول دولت انگلستان مامور شده بود كه از طرف ملكه ويكتوريا با بهاء الله مكاتبه كند! كتاب قرن بديع جلد 2 صفحه 134.

[7] حبيب چايچيان (حسان)، نغمه هاي پيروزي، ص 230، از شعر آئينه غيب نما.