کد مطلب:275552 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:46

شرط ايمان
خداوند متعال در قرآن، برخي از مسلمانان را شايسته مقام ايمان ندانسته، نام مسلمان را مناسب آنان معرفي نموده مي فرمايد: قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا و لكن قولوا اسلمنا. [1] اعراب مدعي ايمان شدند، اي پيامبر، به آنان بگو كه لياقت ايمان نداريد، ولي بگوييد كه ما اسلام آورديم. پس بين مسلمان و مومن تفاوت است. اين تفاوت در كجا است؟ مومن چه اعتقادي دارد كه مسلمان ندارد؟ تفاوت ايمان و اسلام، غير از اعتقاد قلبي و عمل به مباني ديني، در اعتقاد به اصل مهم ولايت اهل بيت عليهم السلام نهفته است. مومن كسي است كه به جانشينان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، از اميرالمومنين گرفته تا حضرت مهدي عليه السلام، به همگي آنان معتقد بوده آنان را جانشينان پيامبر و حجج الهي بداند. كسي كه اين اعتقاد را ندارد، شايسته لقب مومن نيست. فردي از امام صادق عليه السلام درباره فرق اسلام و ايمان پرسيد. امام صادق عليه السلام فرمودند:



[ صفحه 16]



الاسلام هو الظاهر الذي عليه الناس: شهاده ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله و اقام الصلاه و ايتاء الزكاه و حج البيت و صيام شهر رمضان، فهذا الاسلام. و قال: الايمان معرفه هذا الامر مع هذا، فان اقر بها و لم يعرف هذا الامر كان مسلما و كان ضالا. [2] اسلام همان اعتقاد آشكاري است كه مردم بر آن هستند. يعني گواهي به توحيد خداوند متعال و نبوت پيامبر اكرم و بر پاداشتن نماز و پرداخت زكات و انجام حج و روزه ماه رمضان، اين اسلام است. ولي ايمان عبارت است از اعتقاد به امامت اهل بيت عليهم السلام همراه با مباني قبل (توحيد و نبوت و... (، پس اگر فرد، به اسلام اقرار نمود و ولايت اهل بيت را نشناخت، مسلمان گمراه است (مومن نخواهد بود). در روايتي ديگر، حضرت باقر يا امام صادق عليهما السلام ايمان را اين گونه توصيف فرموده اند: لا يكون العبد مومنا حتي يعرف الله و رسوله و الائمه كلهم و امام زمانه و يرد اليه و يسلم له. هيچ كس مومن نخواهد بود مگر اينكه خدا و پيامبرش و همه امامان را بشناسد به معرفت امام زمانش نائل آيد و مسائل را به او ارجاع دهد و تسليم فرمان امام زمانش باشد. [3] .



[ صفحه 17]



فردي از اميرالمومنين درباره حداقل ايمان و كفر و گمراهي پرسيد، امام در پاسخ فرمودند: حد اقل ايمان آن است كه خداي بزرگ، خود را به انسان بشناساند، پس انسان به اطاعت خدا اقرار كند، سپس خدا پيغمبرش را بشناساند و انسان به نبوت و دريافت تعاليم دين اقرار كند. (آن گاه خدا) حجت خود بر خلق و گواه بر خلق را به انسان معرفي نمايد و انسان به فرمانبرداري او اقرار نمايد... و حد اقل گمراهي آن است كه انسان حجت خدا در زمين و گواه خدا بر خلق را كه خداوند به اطاعت اوامر نموده و ولايت او را واجب كرده است نشناسد. [4] مام كاظم به نقل از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: من احب ان يلقي الله عز و جل و قد كمل ايمانه و حسن اسلامه فليتول الحجه بن الحسن المنتظر صلوات الله عليه. كسي كه مي خواهد در حالي خدا را ملاقات كند كه ايمان او كامل و اسلام او نيكو باشد پس به ولايت حجه بن الحسن كه همه در انتظار اويند معتقد شود. [5] به همين جهت، در زيارت امام زمان عليه السلام خطاب به آن حضرت مي گوييم: السلام عليك يا باب الله الذي لا يوتي الا منه، السلام عليك يا سبيل الله الذي من سلك غيره اهلك.



[ صفحه 18]



سلام بر تو اي دروازه (دين) خدا كه جز از طريق آن نمي توان (به سوي خدا) آمد، سلام بر تو اي راه خدا كه هر كس غير آن را رود، هلاك مي گردد. پس اعتقاد به ولايت ائمه اطهار عليهم السلام و در زمان حاضر، ايمان به امامت و ولايت حضرت مهدي عليه السلام لازمه ايمان هر مومني است كه بدون آن، كسي به جرگه ايمان وارد نمي گردد.



[ صفحه 19]




[1] حجرات: 14.

[2] تفسير برهان 212:4 ح 5 (ذيل آيه فوق) - كافي 25:2 و 24 ح 4.

[3] كافي 180:1 ح 2.

[4] كتاب سليم:59 و 58 ح 9 - كافي 415:2 و 414 ح 1.

[5] بحار 108:27 ح 80، بنابر اين قاعده، منافقيني كه از سر ترس يا طمع، اظهار اسلام كردند، و قلبا اعتقادي به توحيد يا نبوت نداشتند، در ظاهر و در عالم دنيا مسلمان محسوب مي گردند.