کد مطلب:275559 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:81

شرط لازم براي مغفرت حق
يكي از جلوه هاي رحمت بيكرانه خداي متعال، مغفرت او است. از اسماء او غفور، غفار، تواب، غافر الذنب و خير الغافرين است كه خداوند صد و ده بار در قرآن به اين اوصاف، توصيف گرديده است. ولي برخورداري از مغفرت خداوند متعال، شرائطي دارد كه مهمترين آنها شرط ايمان است. يقومنا اجيبوا داعي الله و آمنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب اليم. اي قوم ما، دعوت پيامبر را اجابت كرده، به او ايمان آوريد تا خداوند، گناهان شما را ببخشايد و شما را از عذاب دردناك پناه دهد. [1] بدين جهت كساني كه از ايمان بهره ندارند، از اين رحمت واسعه الهي بي بهره اند، حتي در صورت شفاعت اولياء خدا، آنان، مورد فضل و مغفرت حق قرار نمي گيرند. استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مره فلن يغفر الله لهم ذلك بانهم كفروا بالله و رسوله.



[ صفحه 46]



اي پيامبر، اگر براي آنان طلب مغفرت نمايي يا اينكه اين كار را نكني، حتي اگر هفتاد بار هم براي آنها استغفار كني، خدا هرگز آنان را نمي آمرزد، زيرا آنان به خدا و پيامبرش كافرند. [2] در فصل دوم نيز بيان كرديم كه از شرائط لازم ايمان، اعتقاد به ولايت دوازده امام و محبت آنان و بيزاري از دشمنان آنان است. لذا كسي كه از نعمت ولايت اهل بيت و معرفت امام زمان عليه السلام برخوردار نيست، از رحمت حق در عالم آخرت و شفاعت اولياء خدا بي بهره خواهد بود. امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه: و اني لغفار لمن تاب و آمن و عمل صلحا ثم اهتدي. بدرستي كه من بسيار آمرزنده ام كسي را كه توبه كند، ايمان داشته باشد و عمل نيكو انجام دهد آن گاه به هدايت رهنمود گردد. [3] فرمودند: آيا نديدي كه خداوند چگونه (مغفرت خويش را به ولايت ما) مشروط كرده است؟ زيرا توبه و ايمان و عمل صالح سودي ندارند، مگر اينكه فرد هدايت شود. بخدا قسم اگر فرد، در راه بندگي تلاش فراوان نيز كند، اعمال او پذيرفته نمي شود مگر اينكه هدايت شده باشد. راوي گويد: عرض كردم: قربانت شوم، بسوي چه كسي هدايت شده باشد؟ فرمودند: بسوي ما. [4] .



[ صفحه 47]



بدين روي براي رحمت حق و مغفرت او و شفاعت اوليائش در مواقف سهمگين عالم آخرت، راهي جز ولايت آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم و در زمان ما، محبت و معرفت امام زمان عليه السلام و انتظار ظهور آن حضرت وجود ندارد. رسول خد صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: حبي و حب اهل بيتي نافع في سبعه مواطن اهوالهن عظيمه: عند الوفاه و في القبر و عند النشور و عند الكتاب و عند الحساب و عند الميزان و عند الصراط. حب من و اهل بيت من در هفت جايگاه كه بشدت هراسناك مي باشند، سودمند است: در لحظه مرگ و در داخل قبر و در حشر و نشر و بهنگام (دادن) نامه اعمال و در زمان محاسبه اعمال و در موقف سنجش اعمال و در (گذر) از پل صراط. [5] اين مطلب، فقط در آثار ما شيعيان نيامده، كتب اهل سنت نيز بدان اقرار دارند. در روايتي كه آنان از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده اند، آمده است: معرفه آل محمد برائه من النار و حب آل محمد جواز علي الصراط و الولايه لال محمد امان من العذاب. معرفت آل محمد شرط دوري از آتش جهنم است و دوستي آل محمد لازمه عبور از صراط است و ولايت آل محمد باعث محفوظ بودن از عداب الهي است. [6] محبت اهل بيت عليهم السلام آن چنان رحمت الهي را بر انسان سرازير مي كند كه حتي اگر غير مسلماني يافت شود كه محب اهل بيت باشد، گر چه به علت عدم ايمان به ديگر مباني دين، راهي به بهشت برين الهي ندارد، ولي با



[ صفحه 48]



محبت اهل بيت، از عداب الهي در جهنم مصون خواهد ماند. ابن عباس گويد: مردي يهودي بشدت به حضرت علي عليه السلام علاقه داشت، ولي قبل از اينكه مسلمان شود مرد. بعد از مرگ او، خداي بزرگ فرمود: اما او را از بهشت من بهره اي نيست، ولي اي آتش او را بي قرار مكن. [7] ولي دنيا، دار حجاب است و بسياري از اين حقائق بر حواس ما پوشيده است. حقيقت اينست كه ما در لحظه چشم بستن از دنيا و چشم گشودن به حقائق عالم آخرت است كه بزرگي نعمت ولايت و اهميت آن را در مي يابيم. امام صادق عليه السلام پس از آنكه لازمه ايمان را معرفت امام زمان عليه السلام معرفي كردند، به بيان آثار اخروي اين معرفت پرداخته، فرمودند: و احوج ما يكون احدكم الي معرفته اذا بلغت نفسه هيهنا - و اهوي بيده الي صدره. در لحظه مرگ آن هنگام كه جان شما به سينه برسد، بيش از هر زمان ديگر به معرفت امام نيازمنديد. [8] پس چه بهتر كه تا نفس باقي است، در مسير ولايت اهل بيت بكوشيم و با امام زمان عليه السلام آشنا شويم. و شيريني محبت آن بزرگوار و پدران گرامش را در قلب خويش احساس نماييم تا شايد مورد لطف و رحمت و مغفرت حق قرار گيريم.



[ صفحه 49]




[1] سوره احقاف: 31.

[2] سوره توبه: 80.

[3] سوره طه: 82.

[4] تفسير قمي:420 - وسائل الشيعه 96:1 ح 19.

[5] خصال 12:2 - بحار 158:27 ح 3.

[6] الغدير 324:2 به نقل از الصواعق المحرقه - ابن حجر: 139.

[7] بحار 258:39.

[8] كافي 21:2 ح 9.