کد مطلب:275857 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:163

اصل اختيار و آزادي
در بيان اصل اول (عدالت) ياد كرديم كه، آيين ما، در باره انسان و سرنوشت، چنين مي انديشد: خداوند انسان را صاحب اختيار (نيروي ترجيح فعل يا ترك در هر كار و هر راه)



[ صفحه 97]



و آزاد آفريده، و به او اين نيرو و توان را داده است كه راه خويش را انتخاب كند، تا آنجا كه انساني كامل گردد، و از ملك پران شود، و آنچه اندر و هم نايد، آن شود.، چنانكه مي تواند دژخيمي تبهكار باشد. و هم فرموده است كه راه نيك را بگزيند نه راه بدرا. پس انسان، هر يك از اين دو راه را به گزينش خويش مي پيمايد، جبري و الزامي از خارج نيست. پس از اين بيان كوتاه درباره اصل آزادي، ياد مي كنيم كه نتيجه اجتماعي اصل ياد شده اين است كه هر چه پليد و ناانساني است زاده كجرفتاري انسان است. و اگر انسان بخواهد، تغيير پذير است. و سعادت به مقدار كار و كوشش و تصميم انسان بسته است. قرآن كريم مي گويد: براي انسان، جز پاداش كوششي كه كرده است، هيچ چيز نيست. و انسان نتيجه كوشش خويش را، بي گمان، خواهد ديد. [1] نيز همين مكتب مي گويد آن سر ديگر كارها كه به نيروهاي ماوراي طبيعي پيوند مي يابد، باز قابل تغيير و دگرگوني است. بر همين اصل است كه خداوند برنامه ها را تغيير مي دهد، نفي مي كند، اثبات مي كند: يمحو الله ما يشاء و يثبت، و عنده ام الكتاب [2] ، چيزي مانع قدرت او نيست.



[ صفحه 98]



پس خواستي راستين در خور است و كوششي خستگي ناپذير. و در اين صورت كه جهاد و كوششي راستين بود، اراده كلي با اراده جزئي هماهنگي مي كند، زيرا خداوند وعده داده است كه بندگان مجاهد را ياري كند، نه آنان را كه بنشينند و دست بر روي دست گذارند. و الذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا، و ان الله لمع المحسنين [3] يعني: و كساني كه كوشيدند در راه ما، به راه خود راهنماييشان كنيم و به راستي كه خدا با نيكوكاران است. و كان حقا علينا نصر المومنين [4] يعني بر ما حق است و سزاوار، ياري دادن به ايمانداران و ان الله لا يغير ما بقوم، حتي يغيروا ما بانفسهم [5] يعني آن حال نيكو كه قومي دارند، خداوند تغيير ندهد، تا اينكه آنان خود، كردار نيكو و نفسانياتي كه دارند تغيير دهند. پس اگر زندگي فاضل و سالمي منظور باشد، در سيهروزي نشستن، و از خداوند بهروزي طلبيدن، اشتباه است. و اين طرز فكر، هرگز مخالف اصل توجه و توسل نيست، زيرا كه بايد كار كرد و برخاست، با توجه و نيت پاك. به عبارت ديگر: حركت است و توجه، نه سكون و توهم. قرآن كريم هم مي گويد: فاذا عزمت فتوكل علي الله، ان الله يحب المتوكلين [6] يعني آن كه كه عزم كردي و بر آهنگ كار خاستي، به خداي تكيه كن و كار بدو سپار، كه خداوند تكيه كنندگان و



[ صفحه 99]



كار سپارندگان به وي را دوست دارد كه مي بينيم توكل، پس از خاستن و آهنگ كردن و عزم راست نمودن است. به عبارت ديگر، توكل، صفت مرد عمل است كه در كار، به خدا توكل كند، نه صفت مرد نشسته بيكار.


[1] قرآن كريم، سوره نجم (53)، آيه 38 و 39: و ان ليس للانسان الا ما سعي. و ان سعيه سوف يري.

[2] قرآن كريم، سوره رعد (13)، آيه 39. ترجمه آيه مذكور از كشف الاسرار ميبدي (ج 210:5): مي سترد الله تعالي آنچه خواهد، و بر جاي مي دارد و مي نهد [آنچه مي خواهد] و مهر همه نسختها آن است كه به نزديك اوست.

[3] قرآن كريم، سوره عنكبوت (29)، آيه 69 - ابوالفتوح - چاپ اول، تهران، ج 242:4.

[4] قرآن كريم سوره روم (30)، آيه 47.

[5] قرآن كريم، سوره رعد (13)، آيه 11.

[6] قرآن كريم، سوره آل عمران (3)، آيه 159.