کد مطلب:276090 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:13

در تمناي دوست




تا كي به اشك و آه تمنا كنم تو را

جانا بيادمي كه تماشا كنم تو را



اميد دل به راه وصالت نشسته ام

تا يك نظر به آن قد رعنا كنم تو را



وقت سحر اميد اجابت رود كه من

با سوز دل دعا به سحرها كنم تو را



گفتم چه چاره آتش سوزان عشق را

گفتا به آب ديده تسلي كنم تو را



اي مشعر و مني ز صفاي تو با صفا

من از صفا و مره تمنا كنم تو را



از درد هجر تو دل مجروح ناله كرد

گفتم به وصل يار مداوا كنم تو را



اي غايب از نظر به خدا من هم از خدا

چون هاشمي هميشه تقاضا كنم تو را





[ صفحه 67]