کد مطلب:276091 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:5

وعده وصال




شبي به شوق وصالت دلم بهانه گرفت

شرار عشق تو در سينه ام زبانه گرفت



به دل وصال تو را وعده كردم اما دل

به آه و ناله ز كاشانه ات نشانه گرفت



زبان دل كه بود اشك ديده خونين

چو جوي آب ز چشمان من ترانه گرفت



دل شكسته به اميد ديدن رويت

سراغ خانه تو از من عاشقانه گرفت



چو نااميد شد از من به ناله سحري

نشان كوي تو از هر ديار و خانه گرفت



به آن ستاره زيباي آسمان رخت

كه مه ز تابش آن نور جاودانه گرفت



به هاشمي ز عنايت نگر به مكتب عشق

كه غير عشق تو درس دگر فسانه گرفت