کد مطلب:276091 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:102

وعده وصال




شبي به شوق وصالت دلم بهانه گرفت

شرار عشق تو در سينه ام زبانه گرفت



به دل وصال تو را وعده كردم اما دل

به آه و ناله ز كاشانه ات نشانه گرفت



زبان دل كه بود اشك ديده خونين

چو جوي آب ز چشمان من ترانه گرفت



دل شكسته به اميد ديدن رويت

سراغ خانه تو از من عاشقانه گرفت



چو نااميد شد از من به ناله سحري

نشان كوي تو از هر ديار و خانه گرفت



به آن ستاره زيباي آسمان رخت

كه مه ز تابش آن نور جاودانه گرفت



به هاشمي ز عنايت نگر به مكتب عشق

كه غير عشق تو درس دگر فسانه گرفت