کد مطلب:276096 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:38

گفت و گو




به اميدي به سوي خانه لطف تو رو كردم

حريمت را به شوق وصل مهدي جست و جو كردم



به فرزند عزيزت از زبان من بگو، مهدي

به هر جا و به هر محفل به يادت گفت و گو كردم



رضاي مهديت باشد رضاي تو، رضا جانم

پدر را با پسر بهر وصالش رو به رو كردم



اگر چه گل ندرد در كنار مهديت بويي

به ياد او كنار مرقدت صد غنچه بو كردم



اگر چه گل ندارد پيش رنگ روي او رنگي

ولي هر گل كه ديدم ياد رنگ روي او كردم



الا اي ضامن آهو به مهدي عزيزت گو

من اين آلوده دامن را ز رحمت شست و شو كردم



ندارد هاشمي غير تماشايت تمنايي

بهشت وصل تو در كوي جدت آرزو كردم





[ صفحه 71]