کد مطلب:276104 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:7

هجر جانگداز




دردي كه به دل مراست كه درمان نمي شود

شوري به سر مراست كه سامان نمي شود



اين هجر جانگداز كه دل مبتلاي اوست

گويي تمام عمر به پايان نمي شود



شام فراق روي امام زمان ما

چون صد هزار شام غريبان نمي شود



جاني كه غير دوست در آن جا گرفته است

در كوي عشق لايق قربان نمي شود



هر كس فداي او بكند زندگي خويش

شاداب گشته است و پشيمان نمي شود



هر ديده اي كه در غم جانان گريسته

فردا به نزد فاطمه گريان نمي شود



گفت هاشمي به وصل تو دارم اميد و حيف

اين مشكلي مراست كه آسان نمي شود





[ صفحه 77]