کد مطلب:276833 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:124

شهادت سيدي در مدينه
و اما جريان شهادت سومين سيدي كه به حسب برخي از روايات، در مدينه منوره به وقوع مي پيوندد، و او پسر عموي نفس زكيه مي باشد، و شهادتش نيز از جمله علائم



[ صفحه 82]



متصل به ظهور است، آن چنان كه امام صادق عليه السلام فرموده چنين است:

زراره گفت: شنيديم كه امام صادق عليه السلام مي فرمود:

امام قائم عليه السلام را پيش از آنكه قيام كند، غيبتي است.

عرض كردم: چرا؟

فرمود براي اينكه مي ترسد و با دست خود به شكمش اشاره نمود- يعني او را مي كشند- سپس فرمود:اي زراره اوست كسي كه مردم در انتظارش بسر مي برند و اوست همان كس كه در ولادتش ترديد خواهند نمود و بعضي خواهند گفت پدرش مرد در حالي كه جانشين و فرزندي نداشت، و بعضي خواهند گفت در شكم مادر بود، و برخي خواهند گفت دو سال يا چند سال پيش از وفات پدرش به دنيا آمده است و اوست كه در انتظارش هستند ولي خداوند دوست دارد كه دلهاي شيعه را آزمايش كند و در زمان غيبت اوست اي زراره، كه باطل گرايان به ترديد مي افتند.

زراره مي گويد:عرض كردم: فدايت شوم اگر من به آن دوران رسيدم چكار كنم؟

فرمود:اي زراره هر گاه به آن دوران رسيدي اين دعا را بخوان:

«اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك، الله من عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني».

خدايا خودت را به ما بشناسان، زيرا اگر تو خودت را به ما نشناساني من رسولت را نخواهم شناخت، خدايا پيغمبرت را به من بشناسان، زيرا اگر پيغمبرت را به من نشناساندي، من حجت تو را نخواهم شناخت. خدايا حجت خودت را به من بشناسان، زيرا اگر حجتت را به من نشناساني من از دينم دور، و گمراه مي شوم.

سپس فرمود: اي زراره بناچار بايد جواني در مدينه كشته شود،

عرض كردم: فدايت شوم اين كه در مدينه كشته مي شود همان نيست كه سپاهيان سفياني وي را مي كشند؟

فرمود: نه ولي او را بني فلان [يعني بني العباس و در نسخه اي، سپاه (آل بني فلان)] مي كشند. يكي از آنها مي آيد تا به مدينه داخل مي شود و مردم نمي دانند



[ صفحه 83]



به چه علت و انگيزه و منظوري به مدينه آمده است، پس آن سيد را مي گيرند و مي كشند همين كه او را از روي ستم و تعدي به قتل رسانيدند ديگر خدا مهلتشان نمي دهد و در اين هنگام است كه اميد فرج مي رود و بايد منتظر بود. [1] .

به حسب ظاهر اين سيدي كه در مدينه كشته مي شود، مطابق خبري كه از سطيح كاهن در كتاب «بحار» ج 51 ص 163 نقل شده- اگر آن خبر اعتباري داشته باشد- وي پسر عموي نفس زكيه است، چه انكه در آن خبر مي گويد:

«و ذلك اذا قتل المظلوم بيثرب، و ابن عمه في الحرام» يعني: ظهور صاحب الامر عليه السلام زماني صورت خواهد گرفت كه آن سيد مظلوم در مدينه كشته شود و پسر عمويش در مكه و حرم امن خدا به قتل برسد. [2] .

و البته لازم هم نيست كه اين سيد، پسر عموي حقيقي «نفس زكيه» باشد، زيرا بطوري كه مي دانيم همه سادات چه حسني و چه حسيني بني عم اند، و از اين ممكن است منظور سطيح از ابن عمه سيد بودن اين فرد باشد.

به هر حال، به حسب روايتي كه امام صادق عليه السلام نقل گرديد اين سيد به دست يك عراقي بي ريشه كه از دين بيگانه است و از ايمان بهره اي ندارد، و به مدينه آمده و سيد را تعقيب مي كند، و در هر جا و در هر كوي و برزن او را زير نظر دارد، به شهادت مي رسد. و دور نيست كه شهادتش پيش از شهادت «نفس زكيه» (و سيد ديگري كه در مكه كشته مي شود) واقع شود.


[1] كافي ج 1 ص 337 و بحار ج 52 ص 147 و منتخب الاثر ص 501 و غيبت نعماني ط صدوق ص 166 حديث 6.

[2] الزام الناصب ج 2 ص 170.