کد مطلب:276838 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:104

اختلاف بني عباس و انقراض دولتشان
از جمله علائم حتمي كه در اخبار فراواني از ائمه ي معصومين عليهم السلام روايت شده است، مسئله اختلاف «بني عباس» و از بين رفتن خلافت، و انقراض دولت آنهاست.

اين موضوع چنان شايان دقت و درخور اهميت است كه پيوسته مورد توجه ائمه اطهار عليهم السلام بوده و هميشه آنرا به پيروان مومن و واقعي خود گوشزد فرموده اند تا جائي كه حتي پيدايش و ظهور دولت حق و قيام حضرت مهدي عليه السلام را به انقراض سلطنت آنان مربوط دانسته اند.

از مجموع رواياتي كه درباره ي انقراض خلافت بني عباس و همچنين انقراض آخرين دولت نوسازي شده ي آنان، قبل از ظهور به دست ما رسيده، چنين استفاده مي شود كه ظهور حضرت ولي عصر -عجل الله تعالي فرجه- پس از سرنگوني آخرين دولت آنان است كه بدست تواناي (سومين خراساني) كه سيدي از دودمان پاك خاندان رسالت و ولايت است، و از ايران قيام مي كند [1] صورت خواهد گرفت.

در اين باره روايات زيادي وجود دارد كه به چند نمونه اشاره مي كنيم:

1- مرحوم علامه مجلسي عليه الرحمه، در بحارالانوار به نقل از كتاب «العددالقويه» تاليف رضي الدين حلي چنين مي نويسد:

از سلمان فارسي رضي الله عنه روايت شده است كه وي گفت:



[ صفحه 89]



به خدمت حضرت اميرالمومنين عليه السلام شرفياب شدم در حالي كه آن حضرت خود تنها در خانه بود عرض كردم: يا امير المومنين! حضرت قائم عليه السلام كه از نسل شماست كي ظهور مي كند؟ حضرت آه عميقي كشيد و سپس فرمود: «قائم» قيام نمي كند مگر هنگامي كه بچه ها به رياست برسند و حقوق الهي پايمال شود، و قرآن را با غنا «آهنگ موسيقي» بخوانند.

«فاذا قتلت ملوك بني عباس اولي العمي و الالتباس، اصحاب الرمي عن الاقواس، بوجوه كالتراس، و خرجت البصرة، هناك يقوم القائم من ولد الحسين عليه السلام»

هنگامي كه پادشاهان بني عباس كه مردماني كور دل و نيرنگ باز مي باشند با تيرهائي كه از كمان مي گذرد بوسيله ي اشخاصي كه صورتهاي پهني مانند (سپر) دارند به قتل رسيدند، و شهر بصره خراب گرديد، و در آن قائم عليه السلام كه از اولاد امام حسين عليه السلام است قيام مي كند. [2] .

دراين روايت چنانكه ملاحظه مي فرمائيد به دو علامت از علامت هاي «ظهور» اشاره شده است. يكي انقراض خلافت بني عباس، و ديگري خراب شدن شهر بصره، اما روايات ديگري در دست است كه نشان مي دهد سلطنت بني عباس پس از انقراض نخستين، بار ديگر تجديد مي شود و سپس همزمان با ظهور حضرت ولي عصر (ارواحناه له الفداء) يا اندكي پيش از آن منقرض مي گردد و آنگاه حضرت ظهور مي فرمايند.

براي تاييد اين مطلب به نمونه هائي ديگر توجه فرمائيد.

2- در كتاب «غيبت نعماني» از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

هنگامي كه در ميان «بنو فلان» (منظور بني عباس است) اختلاف افتاد، به انتظار فرج باشيد، و فرج شما نخواهد رسيد مگر آنكه (بنو فلان) اختلاف پيدا كنند: همين كه آنها اختلاف نمودند به انتظار صيحه اي كه در ماه مبارك رمضان شنيده مي شود، و خروج حضرت «قائم عليه السلام» باشيد كه خداوند هر آنچه را كه بخواهد انجام مي دهد و «قائم عليه السلام» هرگز قيام نمي كند و شما آنچه را كه دوست مي داريد نمي بينيد مگر آنكه فلان طايفه (يعني بني عباس) در ميانشان اختلاف پيدا شود، و چون چنين شد مردم درباره آنان به طمع بيفتد و اختلاف كلمه روي دهد- يعني



[ صفحه 90]



يكپارچگي آنان از بين برود و حكومتشان از هم بپاشد و سفياني خروج كند [3] .

3- ابوبصير از حضرت امام محمدباقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

حضرت قائم عليه السلام در سالهاي فرد- نه، يك، سه، پنج، قيام خواهد كرد و فرمود: هنگامي كه بنو اميه اختلاف كردند و حكومتشان از دست رفت (بني عباس) به حكومت خواهند رسيد، و آنان همواره در بهار حكومت و طراوت زندگي خواهند بود تا آنكه دچار اختلاف شوند، همين كه به اختلاف افتادند، حكومتشان از دست خواهد رفت. و مردم مشرق و مغرب نيز به اختلاف دچار خواهند شد.

آري، اهل قبله نيز گرفتار اختلاف مي شوند، و مردم از شدت ترس، به ناراحتي و سخني خواهند افتاد، و پيوسته به همين حال (ترس و نگراني) هستند تا آنگاه كه آواز دهنده اي از آسمان آواز دهد، پس همين كه آواز داد كوچ كنيد، كوچ كنيد، كه بخدا قسم گويا او را (يعني حضرت قائم عليه السلام) را مي بينم كه در ميان ركن و مقام ايستاده و از مردم به امر نو، و كتاب نو و حكومت آسماني نو، بيعت مي گيرد.

«اما انه لايرد له رايه حتي يموت» آگاه باشيد و بدانيد كه هر پرچمي كه به هر سوئي مي فرستند تا پايان عمر او باز گردانده نمي شود و يا اينكه تا پايان عمر حضرتش هيچ پرچمي عليه او برافراشته نمي گردد. [4] .

4- همچنين امام باقر عليه السلام در روايتي فرمود:

بني فلان (يعني بني عباس)، ناچار بايد به سلطنت برسند، و همين كه به سلطنت و حكومت رسيدند، و سپس اختلاف نمودند، حكومتشان از يكپارچگي خواهد افتاد و كارشان پراكنده خواهد شد تا آنكه (خراساني) و (سفياني) بر آنان خروج كنند، اين از «مشرق» و آن ديگري از «مغرب» همچون دو اسب ميدان مسابقه بسوي كوفه پيشتازي كنند، و اين از مشرق، و آن از مغرب، تا آنكه نابودي (بني فلان) بدست آن دو انجام پذيرد، آن چنان كه حتي يك نفر از آنان را باقي نگذارند. [5] .



[ صفحه 91]



5- ابن ابي يعفور، گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمود:

نابودي فلان كس (نام يكي از بني عباس) را به دست داشته باش و با انگشتان دستت بشمار، و خروج سفياني، و كشته شدن يك نفر- ظاهرا منظور نفس زكيه است- و لشكري كه به زمين فرو مي رود، و صدا.

عرض كردم: صدا چيست؟ آيا همان آواز دهنده اي است كه آواز مي دهد؟

فرمود: آري و صاحب الامر عليه السلام با همان صدا شاخته مي شود و سپس فرمود:همه ي فرج در نابودي فلاني (از بني عباس) است. [6] .

6- محمد بن صامت مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:

هيچ نشانه اي در پيشاپيش اين امر «يعني ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام» نيست؟

فرمود: چرا عرض كردم: آن نشانه چيست؟

فرمود: نابودي عباسي، (يعني يك نفر از بني عباس) [و در بعضي از نسخه ها نابودي بني العباس است] و خروج سفياني، و كشته شدن نفس زكيه، و فرو رفتن زمين در بيداء، و صدائي از آسمان.

عرض كردم: فدايت شوم مي ترسم كه اين كار به طول بيانجامد؟

فرمود: نه، آن مانند رشته منظمي به دنبال هم خواهند آمد. [7] .

7- مرحوم سيد بن طاووس عليه الرحمه، در كتاب «الملاحم و الفتن» حديثي را از امام صادق عليه السلام در مورد انقراض سلطنت بني عباس بدين گونه آورده است:

«وردي عن الصادق جعفر بن محمد عليه السلام انه سئل عن ظهور قائم اهل البيت عليهم السلام فتنهد و بكي ثم قال: يا لها من طامة، اذا حكمت في الدوله الخصيان، و النسوان و السودان، و احدث الاماره الشبان و الصبيان، و خرب جامع الكوفه من العمران و انعقد الجسران، فذلك الوقت زوال ملك بني عمي العباس، و ظهر قائمنا اهل البيت عليهم السلام». [8] .

و روايت شده كه از صادق آل محمد صلي الله عليه و آله راجع به ظهور قائم اهل بيت عليهم السلام پرسيدند،



[ صفحه 92]



آن حضرت آه سردي كشيد و گريه كرد و سپس فرمود: تا آن وقت چه مصائب بزرگي خواهد بود. وقتي كه «افراد اخته» [يعني: مرداني كه بيضه ي آنها را كشيده اند] و «زنها» و «سياهان» به حكومت رسيدند، و جوانها و بچه ها امارت و فرمانروائي كردند، و جامع كوفه (يعني: مسجد كوفه) از آبادي خراب شد، و آن دو جسر (يعني: پلهاي روي شط كوفه) ساخته شد، و در آن موقع سلطنت بني عباس دچار زوال ونابودي مي شود و حكومتشان از بين مي رود و قائم ما اهل بيت عليهم السلام ظهور خواهند نمود.

در اين حديث شريف امام صادق عليه السلام چهار علامت از علائم ظهور حضرت قائم عليه السلام را بيان فرموده است كه مختصرا توضيح مي دهيم:

1- امام عليه السلام فرموده است: «اذا حكمت في الدولة الخصيان» يعني: از جمله علائم ظهور، حكومت «اخته ها» است (يعني كساني كه مردي ندارند) و ظاهرا منظور حضرت از اين جمله كنايه از عدم شخصيت آنان است و گوئي امام عليه السلام مي خواهد بفرمايد در موقعي كه اشخاص بي صلاحيت و نوكر صفت كه از خود هيچ گونه راي و تدبير و شخصيتي ندارند، و پيوسته تابع اين و آن غلام حلقه به گوش ديگران هستند، به حكومت رسيدند، در آن موقع بايد منتظر فرج بود.

2- امام عليه السلام فرموده است:«و احدث الاماره الشبان و الصبيان» يعني: زماني كه جوانها و بچه ها دولت را قبضه كردند، اين نيز يكي از علائم ظهور است. و معناي سخن حضرت اين است كه وقتي جوانها و بچه ها كه راي و تدبيري ندارند و غالبا تابع احساسات و هوا و هوس خود مي باشند و تجربه اي در زندگي ندارند به رياست رسيدند و دولتها را در اختيار خود گرفتند بايد منتظر فرج بود. زيرا: تا آن موقع چنين چيزي نبوده است و به حكومت رسيدن بچه ها و جوانها چيز تازه اي است.

3- امام عليه السلام فرموده است «و خرب جامع الكوفه من العمران» يعني: هرگاه ديديد كه مسجد كوفه از آبادي افتاد، بدانيد كه اين يكي از جمله ي علائم است و البته واضح است كه خرابي مسجد به نداشتن نمازگزار و تهي شدن از نماز و عبادت است. و مسجد زماني از آبادي مي افتد كه نمازگزاري نداشته باشد و وقتي كه مردمي نبودند كه به مسجد بروند و نماز بخوانند و عبادت كنند قهرا مسجد از آبادي مي افتد.



[ صفحه 93]



4- حضرت فرموده است «وانعقدت الجسران» يعني: و تا زماني كه در كوفه (دو پل ساخته شود) بايد منتظر ماند، و در نسخه ي ديگري بجاي «جسران» كه معناي ساخته شدن «دو پل» بر روي شط فرات است كلمه ي «جيران» وارده شده است و در اين صورت معناي سخن حضرت چنين مي شود كه: زماني كه مسجد كوفه همسايه پيدا كرد و اطراف آن آباد شد، و خانه ها و ساختمانها بنيان گرديد، پس در آن موقع حكومت بني عباس دچار زوال و نابودي مي گردد و قائم ما اهل بيت عليهم السلام ظهور مي نمايد و بحمدالله همه ي اينها تاكنون واقع شده و اميد است كه خداوند عالميان به ما دوستان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و منتظران فرج، نظر لطفي فرموده و چشمان رمد ديده و هجران كشيده ي ما به نور جمال بي مثال آن نورالهي، بنيان گذار حكومت واحد جهاني، روشن و منور فرمايد.


[1] براي براي آشنائي با اين شخصيت بزرگ انقلابي به بخش سوم تا پنجم مراجعه فرمائيد.

[2] «بحارالانوار» ج 52 ص 275 حديث 168.

[3] غيبت النعماني ص 255.

[4] غيبت نعماني ص 262 باب 14 حديث 22 ط صدوق.

[5] غيبت النعماني، ص 259 حديث 18- طبع صدوق.

[6] غيبت النعماني ص 157 حديث 16 - طبع صدوق.

[7] غيبت نعماني ص 262 حديث 21.

[8] الملاحم و الفتن 198 - طبع منشورات الرضي و طبع نجف ص 164.