کد مطلب:276840 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:106

يك نكته
در خاتمه ي اين بحث: (يعني انقراض سلطنت بني عباس) تذكر اين نكته نيز ضروري است كه نگارنده درباره ي اين قسمت از حديث امام صادق عليه السلام كه مرحوم سيد بن طاووس -عليه الرحمه- نقل كرده است «و انعقدت الجسران» (يعني: و دو پل برروي شط فرات ساخته شود) متحير و سرگردان است، زيرا اين جمله در كتابهائي كه حديث مذكور را نقل كرده اند بصورت مختلفي نقل شده است.

در كتاب «الملاحم و الفتن» تاليف مرحوم سيد بن طاووس -رحمه الله عليه- همانگونه كه ملاحظه فرموديد پس از ذكر سه علامتي كه به دنبال نقل حديث توضيح داديم (وانعقدت الجسران) كه معناي آن ساخته شدن دو پل مي باشد آمده است.

در كتاب «الزام الناصب» ج 2 ص 125 طبع نجف، كه اين حديث را از كتاب «صراط المستقيم» نقل نموده بجاي «انعقدت الجسران، انعقدت الجيران» كه معناي آن آباد شدن اطراف مسجد كوفه، و ساخته شدن خانه ها و عمارتها و ساختمانها باشد نوشته شده است.

و در كتاب «صراط المستقيم ج 2 ص 258«كه حديث را از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده است بجاي انعقدت الجيران كه در الزام الناصب آمده است انعقدت الجيران، كه معناي آن از دست دادن همسايه باشد آورده است.

روي اين حساب قهرا معناهايي كه بدست مي آيد، گوناگون و مختلف است و اگر عبارت كتاب صراط المستقيم از همه ي عبارتها صحيح تر باشد معناي عجيبي بدست مي آيد كه شايان توجه است و آن معنا به قرينه ي خراب شدن مسجد كوفه از آبادي و نداشتن نمازگزار، عبارت از اين خواهد بود كه:



[ صفحه 96]



موقعي كه حكومت و فرمانروائي بدست جوانها و بچه ها رسيد و عراق همسايه خود «ايران» را از دست داد و بين اين دو كشور جنگ و اختلاف در گرفت، آن وقت، هنگام ظهور حضرت مهدي عليه السلام است.

اين معنا چندان بدون مناسبت هم نيست زيرا چنان كه مي دانيم و همه ي نويسندگان و پژوهشگران آثار اهل بيت عليهم السلام نيز واقف اند، يكي از اهداف اساسي سيد حسني [1] كه در ايران قيام مي كند، ورود به خاك عراق و شكست لشكريان سفياني و تسخير كوفه يا عراق و ورود لشكريان او به كوفه مي باشد.

در هرصورت، نگارنده ي اين سطور درباره ي احداث دو پل كه به روي شط كوفه ساخته شود ترديد دارد، و آنچه مسلم است و در آن ترديد راه ندارد، احداث يك پل مي باشد، زيرا در خطبه ي بسيار مفصلي كه اصبغ بن نباته، درباره ي اوضاع عمومي آخرالزمان، از اميرمومنان عليه السلام نقل نموده، چنين آمده است كه حضرت فرمود:

«سفياني» لشكري را كه متشكل از صد و سي هزار نفر است بسوي كوفه اعزام مي كند و در «روحاء، و فاروق» (كه نام دو محل در نزديكي هاي نجف اشرف است) فرود مي آيند، و شصت هزار نفر آنها به سوي كوفه حركت مي كنند، و در محلي كه قبر حضرت هود عليه السلام است در نخيله، (نزديك نجف اشرف) فرود مي آيند و در روز عيدي به مردم حمله مي كنند، و فرمانرواي مردم در آن روز «جبار عنيد» و ستمگر معاند و كينه توزي است كه از بس شياد و فريبكار است به او كاهن ساحر گفته مي شود.

آنگاه اميري از «زوراء» يعني: از بغداد، با پنج هزار نفر از عياران و دروغ پردازان و فتنه انگيزان به قصد جنگ با آنها حركت مي كنند، و به روي «جسر كوفه» يعني: پل روي شط، هفتاد هزار نفر (از طرفين) به قتل مي رسند به طوري كه «فرات» از خونشان رنگين، و از اجسادشان كه در آب افتاده است متعفن مي گردد و مردم به واسطه ي خونهاي كشته ها و تعفن اجساد تا سه روز از استعمال آب (فرات و يا رفت و آمد بر روي پل) خودداري مي كنند. [2] .



[ صفحه 97]



در خطبه اي كه از حضرت سلمان (رضوان الله عليه) نقل شده (و در ضمن روايات مربوط به مشرق آنرا نقل خواهيم نمود) چنين آمده است كه حضرت سلمان (رضوان الله عليه) پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله، خطبه اي ايراد نمود و خطاب به مردم چنين فرمود:

«و يوشك ان يبني جسرها و يبني جنبيها»

و نزديك است كه: (جسر كوفه) بنا شود و در دو طرف شط كوفه، خانه ها و ساختمانها و عمارتها فراوان گردد. [3] .

بنابراين، احداث: دو پل، به روي شط محل ترديد است. و اما ساخته شدن «يك پل» مسلم و ترديد ناپذير است. و هر چند كه احتمال احداث پل ديگري نيز بر روي شط كوفه بعيد نيست، اما قدر مسلم اين است كه: ساخته شدن يك پل هم يكي از علائم نزديك به ظهور است و در آن جاي هيچ شك و شبهه اي نيست.


[1] درباره ي قيام سيد حسني، در بخش سوم به تفصيل گفتگو شده به آنجا مراجعه فرمائيد.

[2] بحارالانوار -ج 52 ص 274،272 - حديث 167.

[3] الزام الناصب ج 2، ص 154، چاپ نجف و بحارالانوار ج 22 ص 389.