کد مطلب:276841 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:104

نكته ديگر
نكته ي ديگر كه در اينجا در رابطه با انقراض سلطنت بني عباس بايد تذكر دهيم اين است كه:

دربعضي از روايات وارد شده كه بني عباس به حرف «ع» افتتاح، و به حرف «ع» هم ختم مي شوند. يعني: نخستين كسي كه از بني عباس به خلافت مي رسد نامش «عبدالله» و آخرين كسي هم كه حكومت بني عباس بدو ختم مي شود، نامش «عبدالله» خواهد بود.

در اين رابطه مرحوم سيد بن طاووس عليه الرحمه، در كتاب «الملاحم و الفتن» در روايتي از كعب الاحبار، چنين مي نويسد:

«عن كعب، قال: اذا ملك رجل من بني العباس يقال له عبدالله و هو ذو العين الاخر منهم، بها افتتحوا و بها يختمون، فهو مفتاح البلاء، و سيف الفتاء [1] .

موقعي كه مردي از بني عباس به حكومت رسيد كه به او «عبدالله» مي گويند، و او آخرين نفر آنهاست كه اولين حرف اسم او «ع» است زيرا: بني عباس، به حرف



[ صفحه 98]



«ع» افتتاح و به حرف «ع» هم ختم مي شوند، او كليد بلا و شمير هلاكت است.

يعني: او كشته مي شود، و با كشته شدن وي بلاها و گرفتاريها آغاز مي شود.

به موجب اين روايت، با توجه به توضيحاتي كه پيرامون حديث امام صادق عليه السلام راجع به «جسر كوفه» آورديم، همچنين رواياتي كه ساخته شدن جسر كوفه را يكي از علائم نزديك به ظهور دانسته، و در اكثر آنها به ساخته شدن يك «پل» به روي شط كوفه تصريح شده است، [2] چنين به نظر مي رسد كه منظور از زوال فرمانروائي بني عباس در حديث امام صادق عليه السلام، زوال سلطنت بني عباس است نه زوال خلافت.

زيرا: اگر منظور از زوال فرمانروائي بني عباس، زوال خلافت آنها باشد، كه اين امر مدتي است واقع شده و ساليان درازي است كه دوران خلافت آنها سپري گشته است. و چه آنكه اولين خليفه ي عباسي «عبدالله سفاح» و آخرين آنها «عبدالله مستعصم» بود كه طومار زندگي او بوسيله ي «هلاكوخان مغول» در سال 656 هجري در هم پيچيده شد.

و با مرگ او بساط خلافت بني عباس نيز برچيده شد و با اين كه چندين قرن از وقوع اين ماجرا گذشته است هنوز كه هنوز است ولي مطلق خداوند (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در پشت پرده ي غيبت مي باشد، و از ظهور مبارك حضرتش خبري نيست.

بنابراين، طبق توضيحات مزبور، اگر نويسنده اشتباه نكرده باشد، شايد بتوان گفت: مراد از آخرين نفر بني عباس كه اولين حرف اسم او حرف «ع» است، و مدت فرمانروائي او در عراق تا بناء «جسر كوفه» در عراق، بيشتر نخواهد بود، مردي بنام «عبدالله» و يا «عبدالاله» باشد كه وي در دوران حكومت رژيم سلطنتي در عراق در زمان ملك فيصل دوم (پادشاه جوان عراق)، وليعهد اين كشور بود، و در كودتائي كه به كارگرداني «عبدالكريم قاسم» عليه رژيم سلطنتي، درسال 1958 ميلادي صورت گرفت، او و همه ي خاندان سلطنتي عراق به قتل رسيدند. [3] .



[ صفحه 99]




[1] الملاحم و الفتن، باب 40 ص 37 طبع منشورات الرضي.

[2] به كتاب بحارالانوار ج 52 ص 274 الزام الناصب ج 2 ص 154 و فلاح السائل چاپ اول ص 200 مراجعه فرمائيد.

[3] مشروح اين جريان در بخش دوم، تحت عنوان: وقوع حوادث فوق العاده در عراق، بيان شده است.