کد مطلب:276846 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:131

فرس
يكي از عناوين بارز ايرانيان كه از دوران رسول اكرم صلي الله عليه و آله و تاريخ صدر اسلام



[ صفحه 105]



تاكنون در نزد مسلمانان شهرت بسزايي داشته و از مهمترين، و معروفترين عناوين آنروز مردم ايران به شمار مي رفته است، نام «فارس» مي باشد.

براي اثبات اين مطلب از منابع موثق حديث شواهد زيادي در دست داريم كه به چند نمونه ي اشاره مي كنيم.

1- مرحوم طبرسي در تفسير مجمع البيان، ذيل آيه ي شريفه ي: «يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذلة علي المومنين اعزة علي الكافرين»؛ «اي كساني كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خود برگردد خداوند در آينده جمعيتي را مي آورد كه آنها را دوست دارد و آنها نيز متقابلا خدا را دوست دارند، و در برابر مونان خاضع و متواضع، و در برابر كافران نيرومندند.» [1] چنين روايت كرده است:

هنگامي كه از رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره ي اين آيه سوال كردند، حضرت دست مبارك خود را بر شانه ي سلمان زد و فرمود: اين و ياران او و هموطنان او هستند، سپس فرمود:

«لو كان الدين معلقا بالثريا لتناوله رجال من ابناء فارس»؛ اگر دين و در روايت ديگري اگر علم به ستاره ي پروين بسته باشد و در آسمانها قرار گيرد مرداني از فرزندان فارس آنرا در اختيار خواهند گرفت. [2] .

2- در روايت ديگري كه مفسرين ذيل آيه شريفه ي «وان تتولوا يستبدل قوما غيركم»؛ «و اگر شما اي جمعيت عرب به دين و ايمان پشت كنيد، خداوند مردم ديگري را بجاي از شما بدل خواهد گرفت.» [3] نقل كرده اند، چنين آمده است:

گروهي از ياران رسول خدا صلي الله عليه و آله گفتند: يا رسول الله اين مردمي كه خداوند آنان را در كتاب خود ياد كرده است چه كساني هستند؟!

حضرت دست مباركش را به پاي سلمان كه در كنار رسول خدا صلي الله عليه و آله نشسته بود، زد و فرمود: اين قبيله اش و هموطنانش هستند سپس فرمود:



[ صفحه 106]



قسم بپروردگاري كه جان من در قبضه ي قدرت اوست «لو كان الايمان منوطا بالثريا لتناوله رجال من فارس». [4] اگر «ايمان» به ستاره ي پروين آويخته باشد، مرداني از مردم «فارس» آن را در اختيار خواهند گرفت.

3- در روايت كوتاه ديگري كه درباره ي ايرانيان از اميرمومنان علي عليه السلام نقل شده چنين آمده است:

«قال النبي صلي الله عليه و آله في «فارس» ضربتوموهم علي تنزيله و لاتنقضي الدنيا حتي يضربوكم علي تاويله». [5] .

ييغمبر اكرم صلي الله عليه و آله درباره ي مردم فارس فرمود: همچنانكه شما (عربها) بخاطر حمايت از دين و نزول آنان را با شمشير خواهيد زد، دنيا منقضي نمي شود، و بآخر نمي رسد، مگر اينكه همين ايرانيان بخاطر تازه شدن اسلام و حمايت از قرآن، و پياده شدن دستورات آسماني اين كتاب الهي، شما را با شمشير خواهند زد و با شما خواهند جنگيد.

4- در نامه اي كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله در دوران بعثت خود به خسرو پرويز- پادشاه ايران- براي پذيرش اسلام نوشته، و آن را به وسيله ي مردي بنام «عبدالله بن حذافه» براي وي ارسال فرموده، چنين آمده است:

«... من محمد رسول الله الي كسري عظيم فارس، سلام علي من اتبع الهدي و آمن بالله و رسوله و شهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له و ان محمدا عبده و رسوله. و ادعوك بداعيه الله عزوجل، فاني انا رسول الله الي الناس كافه لانذر من كان حيا و يحق القول علي الكافرين، فاسلم تسلم، فان ابيت فان اثم المجوس عليك»

«نامه اي است از محمد رسول خدا بسوي كسري برزگ زمامدار رمردم فارس. سلام خدا بر كسي كه از هدايت راهنمايان پيروي نمايد و به خدا و فرستاده ي او ايمان بياورد و به يكتائي خداوند و اينكه شريكي ندارد و اينكه محمد صلي الله عليه و آله بنده ي خدا و فرستاده ي اوست گواهي دهد.

من تو را بسوي خداوند تبارك و تعالي دعوت مي نمايم كه فرستاده ي خداوند



[ صفحه 107]



بسوي تمام مردم مي باشم تا كساني كه رواني پاك و دلي زنده دارند انذار كنم و حجت و بيان خداوند بر كافران ثابت گردد. اسلام بياور تا سالم بماني. اگر از پذيرفتن اسلام امتناع ورزي، گناه همه ملت به گردن تو خواهد بود.» [6] .

در اين نامه همانگونه كه ملاحظه مي شود پيامبر بزرگوار اسلام از پادشاه ايران به عنوان «بزرگ زمامدار مردم فارس» ياد فرموده است.

5- در حديثي كه در رابطه با پيشگوئيهاي رسول گرامي صلي الله عليه و آله پيرامون آينده ي ايرانيان آن بزرگوار نقل شده و آن حضرت به مسلمانان مژده داده اند كه مردم ايران دين اسلام را خواهند پذيرفت و پس از پذيرفتن اسلام وفادارترين مردم نسبت به اسلام خواهند بود و در راه گسترش آن بيش از هر ملت ديگر اخلاص و صميميت نشان خواهند داد، چنين آمده است:

«اعظم الناس نصيبا في الاسلام اهل فارس» [7] .

بهره و نصيب مردم فارس در دين اسلام از همه ي ملتهاي ديگر بيشتر و بزرگتر است».

6- در حديث مختصر ديگري كه در همين رابطه از آن برزگوار نقل شده و نشان مي دهد كه ايرانيان از اسلام بهره بيشتري خواهند گرفت و هيچ ملتي به اندازه ي آنها از منبع روشني بخش وحي پرتو نخواهند گرفت، چنين آمده است:

«اسعد العجم بالاسلام اهل فارس». [8] .

«سعادتمندترين عجمها نسبت به اسلام اهل فارس هستند».

در حديث ديگر كه درباره ي دينداري ايرانيان، و ايمان و اعتقاد راسخ آنان نسبت به دين حنيف اسلام از زبان گهربار آن حضرت بازگو شده چنين آمده است:

پيامبر بزرگوار به يكي از ياران نزديك خود بنام «ابوايوب» كه گويا روي تعصب عربيت، يكي از ايرانيان را به خاطر اينكه زبانش فارسي بود سرزنش مي كرد فرمود:



[ صفحه 108]



«يا اباايوب لاتعيره بالفارسيه فلو ان الدين معلق بالثريا لنالته ابناء فارس». [9] .

-اي ابوايوب! او را به خاطر اينكه زبانش فارسي است سرزنش مكن، چه آنكه اگر دين به ستاره ي «پروين» بسته باشند، فرزندان «فارس» و مردم ايران به آن دست خواهند يافت.

در اين روايات چنانكه خوانندگان گرامي ملاحظه نمودند، پيغمبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله، ايرانيان را به عنوان «فارسيان» و مردم فارسي زبان ياد نموده، و به علاوه، با بيان آن جمله ي معروف و تاريخي خود [10] درباره ي ايرانيان كه تا ابديت همچون ستاره اي روشن و تابنده بر تارك بشريت و تاريخ انسانيت نورافشاني مي كند (ونه تنها موجب فخر و مباهات ايرانيان كه مايه سرافرازي همه ي مسلمانان و ملتهاي محروم و مستضعف جهان در تمام طول تاريخ و همه ي قرون و اعصار است) از آينده درخشان ملتي كه نه تنها زمان بعثت رسول اسلام بلكه تا سالها پس از رحلت نبي گرامي از آئين توحيد و يكتاپرستي و برنامه هاي نجات بخش «قرآن»، و دستورات جامع و جاويد محمدي صلي الله عليه و آله خبري نداشتند، از تلاشهاي پي گير و مداومشان كوششهاي بي دريغ و پرثمرشان در پيشبرد دين مبين اسلام، و همچنين جانبازيها و فداكاريها و از خود گذشتيهاي ايثارگرانه ي آنان در راه به ثمر رساندن اهداف آسماني قرآن، پيشگوئي نموده است.

بنابراين يكي از عناوين بارز ايرانيان در زمان رسول اكرم كلمه ي «فرس» بوده است. و ترديدي وجود ندارد كه اگر در حديثي، كلمه ي فرس و يا فارس ديده شود، مقصود ايرانيان مي باشند.


[1] سوره ي مائده آيه 54.

[2] تفسير مجمع اليبان ج 3، ص 208، نور الثقلين ج 1، ص 642 و ابونعيم در «حليه» ج 6، ص 64 حديث را با عبارت «لو كان العلم منوطا بالثريا لتناوله رجال من ابناء فارس»نقل كرده است.

[3] سوره محمد (ص) آيه ي 38.

[4] نورالثقلين ج 5، ص 46 و بحارالانوار ج 67، ص 168.

[5] بحارالانوار ج 67، ص 174 و قرب الاسناد ص 52.

[6] بحارالانوار ج 20، ص 389 و تاريخ بغداد ج 1، ص 132 و سيره ي حلبي و اعيان الشيعه، و كامل التواريخ با مختصري اختلاف.

[7] كنزالعمال ج 12، ص 90، ح 34126.

[8] كنزالعمال ج 12، ص 90، ح 34125.

[9] كنزالعمال، ج 12، ص 92، ح 34133.

[10] مقصود؛ جمله ي «لاتنقضي الدنيا حتي يضربوكم علي تاويله» در حديث سوم مي باشد.