کد مطلب:276850 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:97

نتيجه تحقيقات گذشته
با اينكه كلمه ي «عجم» لفظي است عام و تمام افراد غيرعرب را شامل مي شود، با اينهمه از مجموع قرائني كه از كتب لغت و تفسير و حديث و تاريخ و فقه و ساير كتابها استفاده مي شود (بخصوص بااندكي دقت و ملاحظه در تعصبات عربي و تبعيضات نژادي كه از ناحيه ي برخي زمامداران، ميان عرب و غيرعرب صورت مي گرفته است)، مقصود روايات از «عجم» خصوص ايرانيان است. البته نه به طور مطلق، بلكه با ملاحظه ي قرينه اي كه دلالت بر مقصود داشته باشد.

اينك به رواياتي چند كه درباره ي عجم وارد شده و مقصود ايرانيان مي باشند، توجه فرمائيد:

1- در «سفينةالبحار» ماده ي عجم مي نويسد: عبدالله بن عمر از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: در عالم رويا گوسفندان سياهي را ديدم كه گروه انبوهي گوسفند سفيد داخل آنها شدند.

مردم از آن حضرت پرسيدند يا رسول الله اين خواب را شما چگونه تعبير فرموده ايد؟

فرمود: تعبير اين خواب من اين است كه: عجم، هم در دين شما داخل خواهد شد، و هم در خون و نسب شما شريك خواهد شد، يعني: هم بدين شما ايمان خواهد آورد، و هم با شما ازدواج خواهد كرد و خونش با خون شما مخلوط خواهند شد.

مردم با تعجب پرسيدند يا رسول الله عجم دين اسلام را خواهد پذيرفت و در خون ما با ما شريك خواهند شد؟! فرمود: آري.

«لو كان الايمان متعلقا بالثريا لناله رجال من العجم»

«اگر ايمان را به ستاره ي پروين آويخته باشند مردماني از عجم بدان دست خواهند يافت.» [1] .

مويد اين روايت كه منظور از عجم خصوص ايرانيان است همان رواياتي است كه قبلا درباره ي فارس يادآور شديم و ديگر تكرار نمي كنيم.

2- در صحيح ترمذي ج 5 باب الفضل العجم مي نويسد:



[ صفحه 114]



رسول خدا صلي الله عليه و آله سوره ي جمعه را وقت نزول، بر اصحاب مي خواند تا رسيد به اين آيه شريفه: «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم»؛ [2] و ديگراني كه هنوز به ايشان ملحق نشده اند» مردي گفت يا رسول الله اينها چه كساني هستند كه تا هنوز بما ملحق نشده اند؟ حضرت به او جواب نداد، و راوي گويد: سلمان در ميان ما بود حضرت دست مبارك خويش را بر سلمان نهاد و فرمود:

«والذي نفسي بيده لو كان الايمان بالثريا لتناوله رجال من هولاء»: «به خدائي كه جان من در دست قدرت اوست اگر ايمان در ميان ستاره ي پروين و در آسمانها باشد، مرداني از اين گروه بدان دست خواهند يافت.» [3] .

3- در تفسير مجمع البيان ذيل آيه شريفه ي «وآخرين منهم لما يلحقوا بهم». [4] از امام باقر عليه السلام نقل نموده است كه فرمود:

«هم الاعاجم و من لايتكلم بلغه العرب».

«آنها عجمها و كساني هستند كه به لغت و زبان عرب تكلم نمي كنند.» [5] .

4- در تفسير علي بن ابراهيم قمي، در ذيل آيه شريفه ي «و لو كان نزلناه علي بعض الاعجمين فقراه عليهم ما كانوا به مومنين» [6] اگر قرآن را بر فردي عجم فرو مي فرستاديم «اينان» يعني: عربها، هرگز ايمان نمي آورند. از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: آري اگر قرآن بر عجم نازل شده بود عرب بدان ايمان نمي آورد، ولي بر عرب نازل گشت و عجم ايمان آورد و اين فضيلت عجم است. [7] .

5- مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه، در كتاب اختصاص مي نويسد:

بما چنين رسيده است كه روزي از روزها سلمان فارسي رضي الله عنه وارد مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله گرديد، و اصحاب و ياران پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله از او تجليل كردند و مقدمش گرامي شمردند و به خاطر بزرگواري و محترم بودنش، و ريش سقيدش و مكان و منزلتي



[ صفحه 115]



كه در نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله داشت او را در صدر مجلس نشانيدند.

طولي نكشيد كه «عمر بن خطاب» وارد شد، و در ميان اصحاب، سلمان فارسي را ديد كه در صدر مجلس نشسته است. نگاهي به سلمان انداخت و گفت: اين مرد «عجمي» كه در صدر مجلس نشسته است ديگر چه كسي است؟! [8] .

اين سخن به گوش پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله رسيد، حضرت به منبر رفت و خطبه خواند و فرمود:

به درستي كه مردم از زمان آدم ابوالبشر عليه السلام تاكنون مانند دانه هاي شانه بهم پيوسته و مرتبط و يكسانند، و هيچ عربي بر هيچ عجمي و هيچ سرخ پوستي بر هيچ سياه پوستي فضيلت و برتري ندارد مگر بوسيله تقوي، سلمان دريائي است كه به آخر نمي رسد، سلمان گنجي است كه تمام نمي شود و فاني نمي گردد، سلمان از ما اهل بيت است. [9] .

- به هر حال در روايات اسلامي اخبار و احاديث بسياري راجع به ايمان عجم و فضائل عجم و استقبال آنان از دين مبين اسلام آمده است كه البته برخي از آنها نص در ايرانيان است و برخي ديگر شامل غير ايرانيان هم مي شود اما بيشتر آنها صريح در ايرانيان است، و از اين قبيل روايات در كتابهاي اهل سنت هم ديده مي شود كه ما را مجال ذكر همه ي آنها در اين مجموعه و مختصر نيست و هدف ما در بازگو نمودن اين گونه احاديث تنها بدين منظور است كه روشن سازيم بيشتر اخباري كه در روايات اسلامي درباره ي عجم وارد شده معمولا مقصود روايات از عجم، ايرانيان بوده است و اگر بر ديگران هم كلمه ي عجم اطلاق شده بنحو عموم بوده اما از ايرانيان (بطور خاص) ياد شده است. چنانكه در برخي از همين رواياتي كه در اين مبحث متذكر شديم اين معنا به خوبي روشن و آشكار است و نيازي به تفسير و تحليل ندارد.


[1] سفينةالبحار ماده ي عجم ج 2، ص 165.

[2] سوره ي جمعه: آيه 3.

[3] قاموس قرآن، ج 4، ص 298.

[4] سوره ي جمعه: آيه ي 3.

[5] مجمع البيان ج 9، ص 284.

[6] سوره شعراء: آيه 199،198.

[7] بحارالانوار ج 67، ص 174.

[8] عبارت عربي متن چنين است.«من هذا العجمي المتصدر فيما بين العرب».

[9] اختصاص مفيد، ص 341.