کد مطلب:276851 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:102

عجم در خدمت دين
از رواياتي كه درباره ي فضل و دينداري عجم از پيشوايان معصوم عليهاالسلام رسيده است بگذريم، در مورد حوادث مربوط به آخرالزمان نيز رواياتي از زبان ائمه ي طاهرين «عليهم صلوات الله» بازگو شده است كه ممكن است آنها را با حركت اسلامي و انقلاب عظيم



[ صفحه 116]



ايرانيان و مبارزه ي آنها با اعراب در پيشاپيش ظهور حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) تطبيق نمود. و اينك قسمتي از اين روايات را بري اطلاع خوانندگان عزيز در اينجا نقل مي كنيم.

1- مرحوم سيد بن طاووس -عليه الرحمه- در كتاب «الملاحم و الفتن» پيرامون مبارزه ي عجم با عرب در حديث مختصري از رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين مي نويسد:

«قال رسول الله صلي الله عليه و آله لتامرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر «او ليبعثن الله عليكم العجم، فليضربن رقابكم و لياكلن فيئكم و ليكونن اسدا لايفرون»

«امر به معروف و نهي از منكر كنيد و گرنه خداوند عجم را بر شما مسلط خواهند نمود كه گردن شما را بزنند و غنائم شما را بخورند، و چون شيري پر جرات (در مقابل شما بايستند) و هرگز از معركه نگريزند). [1] .

2- در روايت ديگري نيز در همين زمينه از رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين روايت شده است كه آن حضرت فرمود:

«نزديك است كه عجم در ميان شما فراوان گردد و خدا آنها را چون شيري پر جرات كند كه فرار نكنند و در صحنه ي نبرد با شما پيكار كنند و غنيمت شما را بخورند». [2] .

3- ابونضره، روايت كرده است كه ما نزد صحابي معروف و جليل القدر جابر بن عبد الله انصاري بوديم كه گفت: روزي خواهد آمد كه پول و طعامي به اهل عراق نرسد، گفتيم از چه ناحيه؟ گفت از ناحيه عجم، زيرا آنها جلوگيري مي كنند. سپس گفت: روزي بيايد كه پول و طعامي به اهل شام نرسد، پرسيديم از چه ناحيه؟ گفت: از ناحيه روم، زيرا: روميان جلوگيري مي كنند، آنگاه مدتي ساكت شد و سپس به گفتار خود ادامه داد و گفت: پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: در آخرالزمان ميان من خليفه اي (يعني: حضرت صاحب الامر عليه السلام) خواهند بود كه چندان مال بمردم بخشش كند كه از حساب شماره بيرون باشد). [3] .



[ صفحه 117]



4- از كتاب «مشيخه» تاليف: حسن بن محبوب روايت شده است كه علي عليه السلام خطبه اي ايراد نمود و در آخر آن خطبه جنين فرمود:

«وقد عهد الي رسول الله صلي الله عليه و آله و قال لي: يا علي لتقاتلن الفئه الباغيه، و الفئه الناكثه، والفئه المارقه، اما والله يا معشر العرب لتملان ايديكم من الاعاجم، و لتتخذن منهم الاعبد، و امهات الاولاد، و ضرائب النكاح، حتي اذا امتلات ايديكم منه، عطفوا عليكم عطف الضراغم، التي لاتبقي و لاتذر، فضربوا اعناقكم و اكلو ما افاء الله عليكم و ورثوكم ارضكم عقاركم، و لكن لن يكون ذلك منهم الا عند تغير من دينكم و فساد من انفسكم، و استخاف بحق ائمتكم، و تهاون بالعلماء من اهل بيت نبيكم، فذوقوا بما كسبت ايديكم و ما الله بظلام للبعيد». [4] .

«رسول خدا صلي الله عليه و آله از من عهد و پيمان گرفت و بمن فرمود: يا علي! تو در آينده با گروه «باغي» (معاويه و يارانش) و با گروه پيمان شكن (اصحاب جمل) و با گروه خوارج (نهروان) نبرد خواهي كرد.

سپس فرمود: اي جمعيت عرب آگاه باشيد و بدانيد كه قوم عجم (يعني: ايرانيان) در آينده در ميان شما فراوان خواهند شد و شما از آنها برده و اسير خواهيد گرفت و با ايشان روابط ازدواج و زناشوئي برقرار خواهيد نمود و از آنها صاحب فرزند و اولاد خواهيد شد، تا جائي كه وقتي در ميان شما فراوان شدند ناگهان به شما برگردند، و چون شيران پر دل مردانه حمله افكنند، به گونه اي هيچ چيز را باقي نگذارند.

پس بدانيد كه عجمها در آينده گردنتان را خواهند زد و غنائمي را كه خداوند به شما ارزاني داشت است خواهند خورد، و زمينها و باغستانهاي شما را مالك خواهند گشت و لكن... اين پيشامد صورت نخواهد گرفت مگر آن موقعي كه شما دينتان را تغيير دهيد، و فساد و تباهي از وجود شما سرچشمه بگيرد و شما پيشوايان را سبك بشماريد، و به آنان استخفاف به ورزيد و دانشمندان از اهل بيت پيغمبر را خوار و ذليل بدانيد. پس (در آن موقع) بچشيد آنچه را كه خودتان سبب آن گرديده ايد كه خدا هرگز به بندگانش ستم روا نمي دارد.



[ صفحه 118]



5-در ضمن خطبه ي مفصلي كه بنام «البيان» در كتاب «الزام الناصب» پيرامون جنگ عرب با ايرانيان از اميرالمومنين عليه السلام نقل شده، چنين آمده است:

«الا يا ويل بغداد من الري من موت و قتل و خوف يشمل اهل العراق اذا حل فيما بينهم السيف، فيقتل ماشاء الله، و علامة ذلك اذا ضعف سلطان الروم و تسلطت العرب، و دبت الناس الي الفتن كدبيت النمل، فعند ذلك تخرج العجم علي العرب و يملكون البصرة». [5] .

هان! اي واي بر بغداد از «ري» يعني: از مردم ايران، از مرگ و كشتار و ترسي كه شامل اهل بغداد مي شود زماني كه در ميان آنها شمشير گذارده شود. (يعني: بين دو كشور جنگ واقع شود) پس آنچه خدا بخواهد كشته خواهند شد، وعلامت آن اين است كه سلطه و قدرت سلطان «روم» (كه ظاهرا منظور از آن مسيحيت و يا يهود است) تضعيف گردد، و عرب بر عجم مسلط شود، و مردم همچون مورچگاني كه به اين سو و آن سو مي روند بر اثر فتنه ها به جنبش در آيند، و يا دچار فتنه و آشوب گردند، پس در آن هنگام مردم (عجم) بر عليه عرب، قيام مي كنند و بصره را مالك مي شوند.

تذكر:

در اينجا بد نيست اين نكته را متذكر شويم كه رواياتي كه در مورد بصره از ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده، بسيار مختلف و فراوان است و بيشتر آنها در مقام بيان حوادث و رويدادهائي است كه در طول تاريخ در بصره روي مي دهد نه اينكه همه آنها جزء علائم نزديك به ظهور باشد. و اينك براي اينكه اين مطلب به خوبي روشن شود اندكي در اين باره توضيح مي دهيم.

در بعضي از روايات همانگونه كه خوانندگان گرامي ملاحظه نمودند وارد شده است كه: هنگامي كه سلطه و قدرت دولت روم تضعيف شود «عجم» بر عليه «عرب» قيام مي كند و بصره را به تصرف خود در مي آورد. [6] .

در روايت ديگري آمده است كه: بصره خراب مي شود و خراب شدن آنهم به وسيله ي



[ صفحه 119]



سيدي از دودمان رسول خدا صلي الله عليه و آله صورت خواهد گرفت. [7] و بعضي گفته اند كه اين حادثه واقع شده و از حوادث گذشته محسوب مي شود. چه آنكه در سال 255 هجري، سيدي از دودمان رسول خدا صلي الله عليه و آله بنام علي بن محمد معروف به «صاحب زنج» قيام كرد و بصره را ويران نمود، و جريان قيام او در تواريخ مسطور است. [8] .

البته احتمال هم مي رود كه منظور از آن سيد، سيد ديگري غير از صاحب زنج باشد. زيرا: اولا- بعضي از كساني كه شرح حال صاحب زنج را نوشته اند در صحت نسب او اظهار ترديد نموده اند، و ثانيا- چنانچه در بعضي از روايات علائم ظهور آمده است خراب شدن بصره به سقوط مصر، و قيام سيدي كه پيش از ظهور در ايران ظاهر مي شود مرتبط گرديده است. [9] .

در خبر ديگري است كه اميرالمومنين عليه السلام فرمود: شهر بصره «خسف» مي شود. يعني به زمين فرو خواهد رفت. [10] .

و در نقل ديگري است كه اميرالمونين عليه السلام ضمن خطبه اي به مردم بصره فرمود:

«به خداي بزرگ سوگند كه شهر شما «غرق» خواهد شد، و گوئي من هم اكنون مسجد آنرا مي بينم كه مانند سينه ي كشتي در آب فرو رفته و جز مسجد جامع و كنگره هاي آن كه در زير آب نمايان است چيزي از آن باقي نخواهد ماند. [11] .

با ملاحظه ي اين روايات ممكن است كسي تصور كند كه همه ي آنها جزء علامات ظهور است، ولي بايد توجه داشت كه طبق مدارك معتبر تاريخي شهر بصره، هم در گذشته خراب شده، و هم غرق گرديده است.

بنابراين قدر مشترك بين اين روايات اين است كه شهر بصره در طول تاريخ، هم به دست عجم خواهد افتاد، و هم خراب خواهد شد و هم غرق خواهد گرديد و توضيح آن اينكه:



[ صفحه 120]



خراب شدن شهر بصره در طي قرون واعصار چند مرتبه اتفاق خواهد افتاد و خراب شدن آنهم به وسايل مختلفي صورت خواهد گرفت، يكي به سبب جنگها و تهاجم نيروها براي تسخير اين شهر سوق الجيشي است كه اين امر بارها واقع شده و ممكن است بعدها هم واقع شود، و ديگري به سبب «خسف» و «غرق شدن» است.

اما غرق؛ از بعضي از اخبار چنين استفاده مي شود كه «بصره» دو بار غرق خواهد شد، يكي قبل از ظهور و ديگري بعد از ظهور. اما قبل از ظهور كه ظاهرا جزء علائم ظهور است بطوري كه از منابع تاريخي فهميده مي شود، در زمانهاي گذشته واقع شده است.

در اين زمينه «ابن ابي الحديد معتزلي» در شرح خطبه ي سيزدهم نهج البلاغه مي نويسد:

بصره دو بار غرق گرديده است، يك بار در ايام «القادر بالله» متوفاي سال 422 هجري كه بيست و ششمين خلفاي عباسي بود. و بار ديگر در ايام «القائم بامر الله» متوفاي سال 467 كه تمام بصره در زير آب رفت و نابود گرديد، و چيزي از آن نمايان نبود «مگر كنگره هاي مسجد جامع، و گروه زيادي نابود شدند و همه ي خانه ها از ميان رفت، و مصداق فرمايش اميرالمومنين عليه السلام شد كه در واقع اين باره خبر داده بود». [12] .

و اما غرق شدن بصره بعد از ظهور، در زمان خود حضرت صاحب الامر عليه السلام واقع خواهد شد زيرا:

در حديث مفصلي كه مرحوم سيد بن طاووس ازابن عباس روايت نموده چنين آمده است كه اميرالمومنين عليه السلام فرمود:

«بعد از خسف بصره طوفان آبي خواهد بود كه هر كس از «خسف» نجات يافته باشد از «غرق» نجات نخواهد يافت». [13] .

ظاهر اين خبر اين است: كه اين طوفان آب كه بعد از «خسف» خواهد بود، همان غرقي است كه بعد از ظهور انجام خواهدگرفت.

و شايد بتوان گفت: آن دسته از اخبار كه درباره ي غرق شدن بصره رسيده است اشاره



[ صفحه 121]



به همين معنا باشد، چنانكه در حديثي از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه به اهل بصره فرمود:

«و ان لكم يا أهل البصرة و ما حولكم من القري من الماء ليوما عظيما بلائه و اني لأعرف موضع منفجره من قريتكم هذه».

«براي شما أهل بصره و مردم آباديهائي كه در اطراف شما قرار دارند روزگار بسيار سختي از طغيان آب در پيش خواهد بود كه بلاي آن بسيار بزرگ است و من از محل انفجار آن چشمه آب در اين شهر به خوبي آگاهم» [14] .

و اما خسف: آنچه از ظاهر اخبار فهميده مي شود اين است كه: از علامات سالهاي قبل از ظهور است زيرا:

اولا- در ضمن حديث مفصلي كه ابن عباس از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل نموده آمده است كه آنحضرت فرمود: خسف بصره هنگام هلاك مصر خواهد بود. [15] .

ثانيا- در حديثي كه منذر جوزي از امام صادق عليه السلام روايت كرده چنين آمده است كه آن حضرت فرمود: مردم پيش از قيام حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه) بواسطه ي معصيتهائي كه از آنها سر مي زند بوسيله ي چند چيز زجر مي كشند...

و آنگاه حضرت يكايك آنها را برشمرد تا اينكه فرمود: «و خسفي كه در بصره واقع شود، و خونهايي كه در آن شهر به زمين بريزد و خانه هاي آن خراب گردد و مردمش نابود گردند». [16] .

و اينك براي اين كه خوانندگان عزيز از حوادث تلخ و ناگواري كه از ابتداي خلقت جهان تا هنگام ظهور، در شهر بصره اتفاق مي افتد تصوير روشني داشته باشند، خطبه ي مفصلي را كه اميرمؤمنان عليه السلام بعد از پايان جنگ جمل در مذمت بصره و اهل آن براي مردم ايراد نموده و به صورت پراكنده در كتابها ذكر گرديده و مرحوم علامه ي مجلسي همه ي آن را يكجا در بحارالانوار آورده است نقل مي كنيم:

مرحوم شيخ كمال الدين ابن ميثم بحراني از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه



[ صفحه 122]



آن حضرت پس از پايان جنگ «جمل» و فتح «بصره» امر فرمود تا منادي در بين مردم ندا كند از فردا به مدت سه روز براي اقامه ي نماز در مسجد جامع حاضر شوند و هر كس از اين فرمان سرپيچي كند عذرش پذيرفته نمي شود مگر آنكه حجت و دليل روشني داشته باشد، كسي حق ندارد براي نيامدن به مسجد براي خود عذري بياورد.

چون روز موعود فرا رسيد، مردم در مسجد جامع گرد آمدند و به امامت حضرت نماز خواندند. پس از پايان نماز حضرت ايستاد و به ديوار قبله ي مسجد تكيه داد و براي مردم خطبه خواند، و بعد از حمد و ثناي الهي و درود بر پيغمبر گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و استغفار براي مؤمنين، خطاب به مردم بصره چنين فرمود:

«يا أهل البصرة، يا أهل المؤتفكة و ائتفكت بأهلها ثلاثا و علي الله تمام الرابعة. يا أهل الداء العضال، كنتم جند المرأة و أتباع البهيمة، رغا فأجبتم، و عقر فهربتم. أخلاقكم دقاق، و عهدكم شقاق و دينكم نفاق و ماؤكم زعاق المقيم بين أظهركم مرتهن بذنبه، و الشاخص عنكم متدارك برحمة ربه.

كأني بمسجدكم كجؤجؤ سفينة، قد بعث الله عليها العذاب من فوقها و من تحتها و غرق من في ضمنها.

وفي رواية: و أيم الله، لتغرقن بلدتكم حتي كأني أنظر الي مسجدها كجؤجؤ سفينة، أو نعامة جاثمة.

وفي رواية: كجؤجؤ طير في لجة بحر.

و في رواية أخري: بلادكم أنتن بلاد الله تربة، أقربها من الماء و أبعدها من السماء، و بها تسعة أعشار الشر، ألمحتبس فيها بذنبه، و الخارج منها بعفو الله. كأني أنظر الي قريتكم هذه و قد طبقها الماء حتي لايري منها الا شرف المسجد كأنه جؤجؤ طير في لجة بحر.

وفي مثل ذلك:

«أرضكم قريبة من الماء، بعيدة من السماء، خفت عقولكم و سفهت حلومكم، فأنتم غرض لنابل، و أكلة لآكل، و فريسة لصائل».

«اي أهل بصره! اي أهل شهري كه سه بار به عذاب الهي دچار گرديده و بر خداوند است كه براي چهارمين بار عذاب را بر آن نازل فرمايد. اي مردمي كه صاحب



[ صفحه 123]



درد بي درمان هستيد! شما لشكريان زني بوديد كه به دنبال شتري به راه افتاديد، همينكه صدا كرد به صداي او بر انگيخته شديد و چون پي گرديد- كشته شد- فرار كرديد. اخلاق شما پست، پيمانتان ناپايدار، دينتان نفاق و دوروئي، و آب سرزمينتان شور و بي مزه است. كسي كه در ميان شما زندگي كند به گناه آلوده مي شود و كسي كه از ميان شما برود به رحمت پروردگار خواهيد رسيد. گوئي هم اكنون مسجد شما را مي بينم كه مانند سينه ي كشتي وسط آب قرار گرفته، و خداوند عالم عذاب را از آسمان و زمين بر اين شهر نازل نموده و همه ي ساكنان آن در آب غرق گرديده اند.

- و در روايت ديگري است كه فرمود: «به خداي بزرگ سوگند! كه اين شهر شما غرق خواهد شد تا جائي كه گوئي من هم اكنون مسجدش را مي نگرم كه همچون سينه ي كشتي و يا سينه ي مرغي در وسط آب قرار گرفته است.

و در نقل ديگري است كه فرمود: «همانند سينه ي پرنده اي است در ميانه ي دريا».

و در يك روايت ديگر است كه فرمود:

«سرزمين شما در ميان سرزمينهاي خدا از نظر خاك بدترين سرزمين هاست، از همه جا به آب نزديك تر، ولي نسبت به همه جا از آسمان و رحمت خدا دورتر است. نه قسمت از ده قسمت شر در اين سرزمين متمركز است. هر كس در اين شهر گرفتار شود بر اثر آلودگي به گناه و هر كس از آن بيرون رود مشمول عفو و رحمت خدا خواهد بود. گويا هم اكنون اين شهر را مي بينم كه تمام اطراف آنرا آب فراگرفته و تنها مناره هاي مسجد آن مانند سينه ي پرنده اي در ميانه ي امواج خروشان دريا ديده مي شود».

و مانند همين روايت در يك نقل ديگر آمده است كه فرمود:

«زمين شما به آن نزديك ولي از آسمان به دور است عقلهاي شما ضعيف و انديشه هايتان سفيهانه است. بواسطه ي كج انديشي و ناداني پيوسته مورد نشانه ي هر تيرانداز و لقمه ي هر شكم پرست و شكار هر شكارچي قرار داريد».

چون سخن حضرت به اينجا رسيد «احنف بن قيس» از جا بلند شد و عرضه داشت: يا اميرالمؤمنين! آنچه را كه در مورد غرق شدن بصره فرموديد چه وقت واقع مي شود؟ فرمود: اي ابابحر تو آن زمان را درك نمي كني زيرا: بين تو و آن زمان قرنها فاصله



[ صفحه 124]



خواهد بود و لكن حاضران به غائبان برسانند تا برادران خود را مطلع سازند كه هر گاه ديدند كپركومه هاي بصره كه از چوب و برگ درختان خرما ساخته شده، به خانه ها تبديل شده و نيزارهاي آن جاي خود را به قصرها و كاخهاي سرافراشته داده است فرار كنند و از آنجا بگريزند، زيرا در آن روز ديگر بصره اي نخواهد بود.


[1] الملاحم و الفتن ص 38، باب 46.

[2] الملاحم و الفتن ص 15، باب 56 طبع منشورات الرضي.

[3] بحارالانوار ج 51، ص 92 و كشف الغمه ج 2، ص 482، چاپ تبريز و بشارة الاسلام ص 292.

[4] الملاحم و الفتن ص 183، ط منشورات الرضي، و ص 151، ط- نجف سال 1382.

[5] الزام الناصب، ج 2 ص 191-190.

[6] الزام الناصب، ج 2، ص 191-190.

[7] بحارالانوار ج 51، ص 70 و كمال الدين با ترجمه ي فارسي ج 363،1.

[8] شرح نهج البلاغه ي ابن ابي الحديد ج 8، ص 126-125.

[9] الملاحم و الفتن باب 39، ص 125-124 و الزام الناصب ج 16 2 و غيبت النعماني طبع صدوق 275، باب 14، ج 55.

[10] الملاحم و الفتن باب 39، ص 125.

[11] نهج البلاغه ي فيض، ص 64-63، خطبه ي 13.

[12] شرح نهج البلاغه ي ابن ابي الحديد ج 1، ص 253 و شرح ابن ميثم بحراني.

[13] الملاحم و الفتن، باب 39، ص 125-124.

[14] منهاج البراعه ج 3، ص 202، شرح نهج البلاغه ي بحراني ج 1، ص 293 و بحارالأنوار ج 32 ص 257.

[15] الملاحم و الفتن، باب 39، ص 125.

[16] ارشاد مفيد، ص 361، طبع بيروت.